پناهندگی سیاسی(مفهوم حقوق بشری یا ابزاری سیاسی در دست دولتها)

پناهندگی سیاسی

(مقالات حقوقی،حقوق بشر،پناهندگی،پناهنده،پناهندگی در حقوق بین الملل،نظام حمايت بين المللي از پناهندگان، شرایط اعطای پناهندگی سیاسی  ،پناهندگی موقت در سفارتخانه ها،مشاوره حقوقی،موسسه حقوقی ،وکالت،درخواست وکیل،وکیل،مشاور)

پناهندگی سیاسی

یده

بعد از پایان جنگ جهانی دوم مساله پناهندگی یکی از  مسائل مهم اجتماعی و سیاسی در سطح بین المللی شد و روز به روز ابعاد گسترده تري به خود گرفت. هر کس که بنا به عمل نژادي یا مذهبی یا ملیتی یا عضویت در گروه هاي سیاسی یا اجتماعی جان و یا «حقوق پناهندگی »  بنیادین خود را در مخاطره بیند حق دارد به کشور دیگري پناه برد و این حق یعنی جز حقوقی است که در اعلامیه جهانی حقوق بشر به رسمیت شناخته شده است هر پناهنده علاوه بر آن که طالب امینت جانی است باید بتواند احتیاجات اولیه خود و خانواده اش را مرتفع سازد و از این روز زیستن در کشوري که با ثبات سیاسی بیشتر و استفاده از مزایاي رفاهی آن رویاي هر پناهنده اي است. در رابطه با پناهندگی سیاسی عملکرد دوگانه دولتها کاملأ محسوس می باشد چرا که اعطای پناهندگی سیاسی همواره تابع منافع ملی و نوع رابطه میان کشورها بوده است. که البته این عملکرد هم ثابت نبوده و متناسب با رابطه موجود میان دولتها متغییر بوده است. چنانکه می بینیم گرچه بلوک شرق و غرب به معنی گذشته خود دیگر وجود ندارد اما هرگاه شخصی بخاطر مسائل امنیت ملی تحت پیگرد باشد به کشورهایی که از نظر منافع راهبردی اختلاف دارند پناهنده می شود و بعبارتی این وضعیت تبدیل به یک رویه شده است.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

مقدمه

مشکل پناهندگی از گذشته هاي دور در میان جوامع انسانی وجود داشته و در هر دوره، هر جامعه طبق باور ها و فرهنگ ها، و فرهنگ خود، براي آن اندیشه شده است براي این اساس یکی از موضوعات مهم و جدید در حقوق بین الملل نیز حقوق پناندگان است این حقوق در کنار سایر بحث هاي حقوقی در حقوق بین الملل مطرح شده و در گرد همایی جهانی، عهد نامه هایی نیز در این خصوص به تصویب رسیده است کنوانسیون ۱۹۵۱ ژنو که دولت ایران «پناهنده » یکی از امضا کنندگان آن است تعریف فراگیري از پناهنده ارائه داده که می گوید کسی است که به علت ترس موجه از این که به علل مربوط به نژاد یا مذهب یا ملیت یا عضویت در بعضی گروه هاي اجتماعی یا داشتند عقاید سیاسی تحت شکنجه قرار بگیرد در خارج از کشور محل سکونت عادي به سر می برد و نمی تواند و یا بعلت ترس مذکور نمی خواهد خود را تحت آن کشور قرار دهد یا در صورتی که فاقد است و پس از حوادثی در خارج از کشور محل سکونت دایمی خود به سر برد نمی تواند یا بعلت ترس مذکور نمی خواهد به آن کشور باز گردد پناهندگی به عنوان یکی از ویژگی هاي حیات بین المللی عموما با یک مکان در محلجغرافیایی ملازم است و از جمله دلایلش ناآرامی – تشنج و بحران در بسیاري از نقاط جهاناست که میلیون ها نفر را وادار به ترك دیار خود کرده است از سوي یکدیگر شکاف فزایندهسطح توسعه اقتصادي و اجتماعی در میان کشور ها وصل مختلف و نقض اصول استانداردهاي رفتار دولتها با اجتماع تحت حکومت خود از جمله دلایل ایجاد معضل پناهندگی استالبته می توان وجود پیشرفت روز افزون پدیده پناهندگی را سیاسی دانست هم می دانیم کهپناهندگان قربانیان سیاست هاي تجاوز گراند خارجی، جنگ عدم تحصیل عقیده مخالفاعمال زور و فشار هستند که خواسته یا ناخواسته از سوي دولت ها به عنوان ابزار هايسیاست خارجی جهت اعمال فشار به سایر کشور ها به گرفته می شودپناهندگی براي کشور هاي پناهنده پذیرفته نیز تولید مشکلات اقتصاديو اجتماعی فراوان می کند تحمل هزینه هاي مالی، اختلال در بازار داخلی، درگیري هايسیاسی و نیز بهایی است که چنین کشورهائی می پردازد بهائی که هر پناهنده و یا هر دولتیمی پردازد باید اگاهانه باشد یکی از طرق نیل به آگاهی گرد آوري و تدوین و تغییر قوانینناظر به پناهندگی در هر کشوري است تا متقاضیان بتوانند به مطالعه آن نمائی از آینده خودترسیم کنند و از همین رو به کنوانسیون مربوط به وضع پناهندگان ازدول متعاهد موکلاخواسته شده تا قوانین مربوط به پناهندگی را در کشور خود گرد آوري و بررسی نمایند و آنها را در جهت ضبط آرشیوي به دفتر کمیسیاریاي عالی پناهندگان در سازمان ملل متحد ارسال نمایند.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

مبحث اول. پناهندگی در حقوق بین الملل

از زمان پيدايش بشر تا كنون، حفظ جان يكي از غرايض بشر بوده است. اين خطر در ابتدا ناشي از حيوانات درنده و سپس ناشي از هم نوعان انسان بوده است و براي رفع اين خطر انسان به غارها، درختان بلند و مكانهاي صعب العبور پناه برده است. پس از تشكيل اجتماعات، ترس از هم نوعان جايگزين ترس از حيوانات درنده گرديد و مالكيت زمين و ابزار و غذا، انگيزه درگيري ها و در نتيجه، گريختن طرف ضعيف بود. قبل از بوجود آمدن دولت-شهرها، اديان در حمايت از پناهندگان نقش مهمي داشتند، مثلا تورات حاوي دستوراتي براي ساختن مكانهايي براي پناه دادن به افراد بود و معابد يوناني و كليساهاي مسيحي نيز محلي براي پناه گرفتن افراد بود و كسي كه براي فرار از مجازات به اين مكانها پناه مي برد، ديگر امكان مجازات وي وجود نداشت.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

بعدها با رشد امپراتوري ها و حكومت ها، انگيزه هاي پناهندگي نيز تغيير يافت. مثلا ناراضيان يك حكومت، براي فرار از آن حكومت به كشورهاي ديگر پناهنده مي  شدند و يا در قرون وسطي، انگيزيسيون و تفتيش عقايد كليسا موجب بوجود آمدن امواج پناهندگان شد كه از ترس جان به جاهاي ديگر پناه مي بردند. در طول دوره رنسانس، انگيزه پناهندگي تلفيقي از انگيزه هاي مذهبي و اقتصادي بود كه بعضي از كشورها، طرفداران يك مذهب مثل پروتستان ها را اخراج كرده و ديگر كشورها آنها را مي پذيرفتند. مهاجرت اولين مهاجران به سرزمين تازه كشف شده آمريكا و همچنين جنگ هاي داخلي آمريكا را مي توان در همين راستا دانست.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

در قرن بيستم هم وقايع  جنگ جهاني اول موج عظيمي از پناهندگان را بوجود آورد و موجب انعقاد معاهداتي در زمينه حمايت از اين پناهندگان گرديد. مثلا براي حمايت از پناهندگان روسي و ارمني، گذرنامه هايي به نام نانسن در اختيار اين افراد گذاشته مي شد كه باارائه آن، حق كار، اقامت و بهره مندي از قوانين  كشورهاي متعاهد را دارا مي شدند. البته اين معاهدات داراي جامعيت نبود و پاسخگوي مسائل جديد پناهندگي و همچنين تعداد زياد پناهندگان و گستردگي آنها نبود، لذا مجمع عمومي سازمان ملل متحد در سال ۱۹۵۰ قطعنامه اي مبنی بر لزوم روشن شدن وضعيت پناهندگان تصويب كرد كه منجر به بوجود آمدن كنوانسيون وضعيت پناهندگان در سال ۱۹۵۱ گرديد و بعدها پروتكل ۱۹۶۷ در از بين بردن محدوديت هاي زماني و جغرافيائي اين كنوانسيون منعقد گرديد. اما اين كنوانسيون ها موجب از بين رفتن مفهوم پناهندگي نشد و اين پديده همچنان به قوت خود باقيست. امروزه در قرن بيست و يكم همچنان شاهد جنگها و درگيري ها و اعمال خشونت عليه بشريت هستيم كه امواج پناهندگان را در پي دارد. لذا بايستي كه با نگاهي نو به اين مسئله نگريست و به دنبال راهكارهايي براي كاستن از ضعف هاي موجود بود. دولت هاي عضو نيز با تاكيد به اين مسئله در سال ۲۰۰۱ در اجلاسي به مناسبت پنجاهمين سالگرد كنوانسيون ۱۹۵۱ اعلاميه اي مبني بر برداشت هاي جديد از كنوانسيون ۱۹۵۱ و پروتكل ۱۹۶۷ ارائه نمودند. اين اعلاميه چارچوب بين المللي وسيع تري براي حمايت از پناهندگان را مقرر مي دارد. در دستور كار براي حمايت، اعلاميه به عنوان چارچوبي براي اهداف، مقاصد و فعاليت براي نيل به آنها در نظر گرفته شده است و اين اعلاميه جزو لاينفك دستوركار است.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

 .۱پناهنده كيست؟

اولين تعريفي كه از واژه پناهنده در اسناد بين المللي آمده است مربوط به كنوانسيون وضعيت پناهندگان در سال ۱۹۵۱ مي باشد. اين كنوانسيون پناهنده را چنين تعريف مي كند: پناهنده كسي است كه به دلايل نژاد، مذهب، مليت يا عضويت در يك گروه خاص اجتماعي يا عقيده سياسي، ترس موجهي از آزار دارد و در خارج از كشور اصلي خود به سر مي برد و به علت ترس از آزار قادر يا مايل به برخورداري از حمايت آن كشور يا بازگشت به آن نيست. بعدها در سال ۱۹۶۹ كنوانسيون منطقه اي سازمان وحدت آفريقا در مورد برخي جنبه هاي خاص مسائل پناهندگان در آفريقا به منظور عيني تر نمودن بعضي از ملاحظات تعريف زير را به تعريف كنوانسيون ۱۹۵۱ افزود: هر شخصي كه به دليل تجاوز خارجي، اشغال، تسلط بيگانگان يا هر واقعه اي كه به طور جدي نظم عمومي تمام يا بخشي از كشور اصلي يا متبوع خود، وادار به ترك كشور اصلي براي يافتن پناهگاهي در كشور ديگري غير از كشور اصلي يا متبوع خود گردد. در سال ۱۹۸۴ يك گروه از نمايندگان دولتي، دانشگاهيان و وكلاي برجسته و تراز اول از آمريكاي لاتين در شهر كارتاهناي كلمبيا تشكيل جلسه دادند و آنچه را كه اكنون بيانيه كارتاهنا ناميده مي شود تصويب نمودند كه علاوه بر ساير مسائل، مواد عيني تري رانيز علاوه بر تعاريف كنوانسيون ۱۹۵۱ دربر مي گرفت. اين بيانيه موارد زير را نيز مشمول كنوانسيون ۱۹۵۱ دانست: افرادي كه زندگي، امنيت يا آزادي آنها با خشونت شايع و گسترده، تعرض خارجي، درگيري هاي داخلي، نقض گسترده حقوق بشر يا ساير مواردي كه در نظم عمومي به طور جدي اخلال ايجاد مي كنند مورد تهديد قرار گرفته است. كه اين تعريف هم مشابه تعريفي است كه در كنوانسيون سازمان وحدت آفريقا ديده مي شود. هرچند كه اين بيانيه براي دولت ها لازم الاجرا نيست، كشورهاي آمريكاي لاتين نيز اين تعريف را بعنوان موضوعي كاربردي بكار مي برند و برخي ديگر اين تعريف را در قوانين داخلي خود گنجانده اند. كه البته اين دو تعريف اخير در قالب اقدامات منطقه اي براي حمايت از پناهندگان جاي مي گيرد و آن چيزي كه هم اكنون از جامعيت در بين كشورها برخوردار است همان تعريف كنوانسيون ۱۹۵۱ مي باشد. هم اكنون تعداد ۱۴۷ كشور عضو كنوانسيون ۱۹۵۱ مي باشند.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

 .۲چارچوب حقوقي نظام حمايت بين المللي از پناهندگان

اصولا اين وظيفه دولت هاست كه از اتباع خود حمايت كنند. اما هنگامي كه به هر دليل، دولتي از حمايت از اتباع خود سر باز مي زند و اين اتباع مورد نقض حقوق خود قرار  مي گيرند، ممكن است كه جلاي وطن نموده و براي يافتن پناهگاهي امن وارد كشورهاي ديگر گردند. در اين جاست كه جامعه بين المللي پاي پيش مي گذارد و به حمايت از اين افراد مي پردازد تا حقوق اين افراد تضمين گردد. مجمع عمومي سازمان ملل متحد پس از  جنگ جهاني اقدام به تاسيس كميسارياي عالي پناهندگان ملل متحد نمود كه اين سازمان متولي رسيدگي به وضعيت پناهندگان مي باشد. البته گروههاي حقوق بشري ديگري هم طرف همكاري اين سازمان مي باشند اما مسئول اصلي امداد رساني به پناهندگان، كميسارياي عالي پناهندگان سازمان ملل متحد مي باشد. اين سازمان فعاليت هاي خود را در چارچوب حقوق و استانداردهاي بين المللي انجام مي دهد كه اين فعاليت ها مبتني بر اعلاميه جهاني حقوق بشر (۱۹۴۸)، كنوانسيون هاي ۴ گانه ژنو (۱۹۴۹) و همچنين يك سري معاهدات و اعلاميه هاي بين المللي و منطقه اي الزام آور و غير الزام آور كه به طور مشخص به نيازهاي پناهندگان مي پردازند مي باشد.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

 .۱٫۲اعلاميه جهاني حقوق بشر

در اين اعلاميه بندي از مفاد آن در خصوص پناهندگي مي باشد كه چنين بيان مي دارد: «هركس حق دارد در برابر آزار، پناهندگي را در كشورهاي ديگر جستجو نمايد و از آن بهره مند گردد. كنوانسيون چهارم ژنو در مورد حمايت از افراد غيرنظامي در زمان جنگ (۱۹۴۹(  اين كنوانسيون نيز مشتمل بر ماده اي است كه در وضعيتي كه مخاصمات مسلحانه داخلي يا بين المللي رخ داده مي تواند از پناهندگان حمايت كند. اين ماده چنين بيان مي دارد: دولت بازداشت كننده در موقع اخذ تصميمات نظارتي، پناهندگاني را كه عملاً از حمايت هيچ دولتي بهره مند نيستند صرفاً به اعتبار اينكه از نظر حقوقي به دولت دشمن تعلق دارند مشمول معامله با خارجيان دشمن قرار نخواهد داد.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

 .۲٫۲كنوانسيون وضعيت پناهندگان ۱۹۵۱:

اين كنوانسيون پايه و اساس حقوق بين الملل پناهندگان را تشكيل مي دهد كه حاوي تعريف پناهنده و حداقل معيار رفتار با پناهندگان است كه شامل افرادي كه قبل از اول ژانويه ۱۹۵۱ در نتيجه حوادثي كه در اروپا يا جاهاي ديگر رخ داد، در خارج از كشور خود به سر مي بردند، مي شد. اما با وقوع بحران تازه پناهندگي در اواخر دهه ۵۰ و اوايل دهه ۶۰، نياز به توسعه قلمرو زماني و مكاني اين كنوانسيون احساس گرديد كه منجر به طراحي و تصويب يك پروتكل براي انضمام به اين كنوانسيون گرديد.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

 .۳٫۲پروتكل ۱۹۶۷ در مورد وضعيت پناهندگان

اين پروتكل همانطور كه فوقاً ذكر شد، مرتبط با كنوانسيون اما مستقل از آن است و محدوديت هاي زماني و جغرافيايي كنوانسيون ۱۹۵۱ را از ميان برمي دارد و در مجموع به همراه كنوانسيون ۱۹۵۱ سه موضوع اصلي را تحت پوشش قرار مي دهد كه عبارتند از:

۱- تعريف اوليه پناهنده و همچنين شرايط پايان وضعيت پناهندگي.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

۲- وضعيت حقوقي، حقوق و تعهدات پناهندگان در كشور پناهنده از جمله حق برخوردار شدن از حمايت اصل منع اعاده يا بازگشت قهري به كشوري كه حيات يا آزادي آنها در آن كشور در معرض تهديد خواهد بود.(پناهندگی سیاسی)

۳- تعهدات دولت ها شامل همكاري با كميسارياي پناهندگان در اجراي وظايفش و كمك به وظيفه نظارت آن بر كاربرد كنوانسيون، دولتها با الحاق به پروتكل موافقت مي كنند كه غالب مواد كنوانسيون پناهندگان را در مورد تمام افراد تحت پوشش تعريف پروتكل از پناهنده اعمال نمايند. اين در حالي است كه اكثريت قريب به اتفاق دولت هاي عضو كنوانسيون، عضو پروتكل الحاقي نيز مي باشند. در حال حاضر ۱۴۴ كشور عضو پروتكل ۱۹۶۷ مي باشند. اين مورد نشان مي دهد كه كنوانسيون ۱۹۵۱ و پروتكل ۱۹۶۷ همچنان هسته مركزي نظام بين المللي حمايت از پناهندگان هستند. كنوانسيون ۱۹۶۹ سازمان وحدت آفريقا در مورد جنبه هاي خاص مسائل پناهندگان در آفريقادر پي مخاصمات پس از پايان دوره استعمار در آفريقا كه حركت هاي گسترده پناهندگان در سطح اين قاره اغاز شد. به همين دليل و براي پاسخگويي به نياز اين پناهندگان، كنوانسيون ۱۹۶۹ سازمان وحدت آفريقا در مورد جنبه هاي خاص مسائل پناهندگان آفريقا پاي به عرصه وجود نهاد كه تا كنون تنها معاهده منطقه اي الزام آور حقوقي در مورد پناهندگان بوده است. كنوانسيون سازمان وحدت آفريقا مبناي عيني تري از تعريف كنوانسيون ۱۹۵۱ براي پناهندگان ارائه مي دهد (هركس به علت تجاوز خارجي، اشغال، تسلط بيگانگان يا وقايع برهم زننده نظم عمومي در تمام يا بخشي از كشور اصلي خود، وادار به ترك كشورش گردد). اين بدان معناست كه اشخاصي كه از آشوبهاي داخلي، خشونت گسترده و جنگ مي گريزند حق دارند صرفنظر از داشتن ترس موجه از آزار، از دولت هاي عضو اين كنوانسيون درخواست پناهندگي نمايند.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

 .۴٫۲قطعنامه هاي مجمع عمومي سازمان ملل متحد

مجمع عمومي سازمان ملل متحد هم تا كنون قطعنامه هاي بسياري در خصوص پناهندگان به تصويب رسانده است كه مي توان به اعلاميه ۱۹۶۷ در مورد پناهندگي سرزميني اشاره نمود.اعلاميه ۱۹۶۷ در مورد پناهندگي سرزميني: مجمع عمومي سازمان ملل در سال ۱۹۶۷ اعلاميه پناهندگي سرزميني را خطاب به دولتها تصويب نمود. اين اعلاميه  بر مسالمت آميز و بشردوستانه بودن اعطاي پناهندگي تاكيدمي نمايد و اعلام مي دارد كه اين عمل از سوي ساير دولتها نبايد اقدامي غيردوستانه تلقي گردد و خاطرنشان مي سازد كه ارزيابي دعاوي پناهندگي برعهده دولت پناه دهنده است. قطعنامه هاي كميته اجراي كميسارياي عالي سازمان ملل در امور پناهندگان:كميته اجرايي كميسارياي پناهندگان (EXCOM) مشاور كميسر عالي در اجراي وظايفش مي باشد. قطعنامه هاي سالانه اي كه به تصويب كميته اجرايي مي رسد بخشي از چارچوب نظام بين المللي حمايت از پناهندگان را تشكيل مي دهد. اين قطعنامه ها براصول كنوانسيون پناهندگان مبتني هستند و در پاسخ به موضوعات حمايتي خاص، با اجماع به تصويبمي ر.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

مبحث دوم: پناهندگی سیاسی

پناهندة سياسي اين واژه بيشتر به كسي اطلاق مي شود كه به وي پناهندگي سرزميني يا ديپلماتيك فرا سرزميني  داده شده است. چنين كسي ممكن است واجد وصف پناهندگي به مفهومي كه در كنوانسيونهاي مربوط آمده (Refugee) پناهندگي سياسي داده شده به . است باشد يا نباشد يك تن از سوي يك دولت در سرزمينش، پناهندگي سرزميني ناميده م يشود. پناهندگي سياسي داده شده در ديگر جاها، بيشتر املاك يك سفارت يا سفارتخانه، زير عنوان فراسرزميني ۲ يا به گونه ويژه، پناهندگي ديپلماتيك قرار گرفته است…. كسي كه از پناهندگي بهر همند م يشود، خوانده مي شود. برپاية تعريف (Asylee) پناهنده سياسي پذيرفته شده در حقوق بي نالملل يا حقوق داخلي، چنين شناخته شود يا (Refugee) كسي ممكن است پناهنده نشود مؤسسه حقوق بي نالملل تعريفي از پناهندگي سياسي به دست داده است. در اين تعريف، به دلايلي كه فرد در » : بر پاية آن خواستار پشتيباني است، اشاره نم يشود اشاره (Asylee) پناهندگي » قطعنام ههاي كنوني واژه به حمايتي دارد كه يك دولت در سرزمينش يا مكان ديگري كه برخي از زيرمجموعه هايش صلاحيت خود را اعمال مي كنند، به فردي مي دهد كه آنرا درخواست در پي شنويس كنوانسيون پناهندگي (سياسي) «. مي كند سرزميني كه انجمن حقوق بين الملل در ۱۹۵۲ ارائه كرد نيز تمايزي ميان پناهنده در مفهوم سياسي كه برخي آنرا و پناهنده به مفهوم (Asylee) پناهندگي عام مي دانند وجود دارد. برپاية اين ، پناهندگي (Refugee) خاص سياسي مفهوم گسترد هتري از پناهندگي دارد. در واقع، در مورد پناهندگي سياسي تنها به آزار شدن اشاره شده و سخني از دلايل آن به ميان نيامده است.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

به نظر مي رسد كه همين باز بودن دست دولتها و برپاية صلاحديد خود عمل كردن، مي تواند اين گونه پناهندگي را بيشتر داراي جنبه سياسي كند، درحال يكه در پناهندگي به مفهوم اخص كه موضوع كنوانسيون و پروتكل پشتيباني از پناهندگان است، دولتها برپاية دلايل و شروط مصرّح عمل مي كنند و در واقع تكليفي كه كنوانسيون بر عهده آنها گذاشته است، بايد انگيزه اصلي پذيرش فرد بعنوان پناهنده باشد؛ هرچند در عمل دولتها در اين مورد نيز در كنار تكاليف حقوق يشان به مصالح و منافع سياسي خود سخت توجه دارند. ولي پيشينة تاريخي پناهندگي به مفهوم عام، نشانگر انگيزه هاي سياسي آشكار و دادن آن در موارد خاص است. ماده ۱۴ اعلاميه جهاني حقوق بشر، واژه پناهندگيسياسي را در اشاره به مواردي به كار برده كه كسيبي ذكر دلايل ويژه خواستار پشتيباني است و به شكلخاص تنها وضعيت هاي مستلزم مورد آزار و اذيت قرارگرفتن ب هعلت ارتكاب جرايم غيرسياسي يا اقدامهايمعارض هدفها و اصول منشور ملل متحد را از دامنهشمول اين مفهوم خارج كرده است. بنابراين، اعلاميهجهاني حقوق بشر نيز واژه پناهنده سياسي را در مفهوميگسترده تر از مفهوم پناهنده، به گونه اي كه در كنوانسيونوضع پناهندگان تعريف شده، به كار برده است.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

از سويديگر، اعلاميه پناهندگي سياسي سرزميني مصوب مجمععمومي ملل متحد در ۱۹۶۷ نيز به ماده ۱۴ اعلاميهجهاني حقوق بشر اشاره كرده و كساني را كه با استعمارمبارزه م يكنند به تعريف ماده ۱۴ افزوده و كساني راكه مظنون به ارتكاب جرايم عليه صلح، جرايم جنگييا جرايم عليه بشريت هستند از دامنه شمول آن مادهخارج كرده است. ۶ اسناد ديگري نيز در دست است كهبه احتمال آزار ديدن، بعنوان دليل درخواست پناهندگي،اشاره دارد. كنوانسيون پناهندگي [سياسي] سرزمينيمورخ ۱۹۵۴ منعقده در كاراكاس، به آزار و اذيت برپايةباور، نظر، وابستگي سياسي و جرايم سياسي اشاره دارد. كنوانسيون آمريكايي حقوق بشر نيز حق درخواست ودريافت پناهندگي به علت آزار و اذيت شدن براي جرايمسياسي يا جرايم مرتبط را مورد شناسايي قرار م يدهد. در قوانين داخلي نيز به اين مفهوم اشاره شده است. برخي دولتها پناهندگي و پناهندگي به مفهوم عام رامعادل هم به كار گرفت هاند و شماري نيز پناهنده عام رادر مفهومي گسترده تر به كار برده اند. در گذشته نيز دولتها در اوضاع گوناگون به افرادپناهندگي سياسي داد ه اند.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

۱٫پیشینه پناهندگی سیاسی

تصميمايالات متحده به پذيرش كاردينال ژوزف مايندزنتيبعنوان پناهنده در سفارت ايالات متحده در بوداپست درپي ناآراميها در مجارستان در ۱۹۵۶ و در اوج جنگ سردو تصميم نماينده پاپ در پاناما براي پذيرش پرزيدنتمانوئل نوري هگا در دفتر سياسي واتيكان پيش از آنكهخود وي با تسليم شدنش به نيروهاي آمريكايي موافقتكند، ياد كرد. هرچند اين موارد از ديدگاه سياسياهميت زيادي داشته، ولي براي حقوقدانان بين الملليشناخته شده ترين مورد پناهندگي، قضيه ويكتور رائول ماده ۱۴ اعلاميه جهاني حقوق بشر، واژه پناهندگي سياسي را در اشاره به مواردي به كار برده كه كسي بي ذكر دلايل ويژه خواستار پشتيباني است و به شكل خاص تنها وضعيت هاي مستلزم مورد آزار و اذيت قرار گرفتن به علت ارتكاب جرايم غيرسياسي يا اقدامهاي معارض هدفها و اصول منشور ملل متحد را از دامنه شمول اين مفهوم خارج كرده است. بنابراين، اعلاميه جهاني حقوق بشر نيز واژه پناهنده سياسي را در مفهومي گسترده تر از مفهوم پناهنده، به گونه اي كه در كنوانسيون وضع پناهندگان تعريف شده، به كار برده است. از سوي ديگر، اعلاميه پناهندگي سياسي سرزميني مصوب مجمع عمومي ملل متحد در ۱۹۶۷ نيز به ماده ۱۴ اعلاميه جهاني حقوق بشر اشاره كرده و كساني را كه با استعمار مبارزه م يكنند به تعريف ماده ۱۴ افزوده و كساني را كه مظنون به ارتكاب جرايم عليه صلح، جرايم جنگي يا جرايم عليه بشريت هستند از دامنه شمول آن ماده خارج كرده است.(پناهندگی سیاسی)

اسناد ديگري نيز در دست است كه به احتمال آزار ديدن، بعنوان دليل درخواست پناهندگي، اشاره دارد. كنوانسيون پناهندگي [سياسي] سرزميني مورخ ۱۹۵۴ منعقده در كاراكاس، به آزار و اذيت برپاية باور، نظر، وابستگي سياسي و جرايم سياسي اشاره دارد.  كنوانسيون آمريكايي حقوق بشر نيز حق درخواست و دريافت پناهندگي به علت آزار و اذيت شدن براي جرايم سياسي يا جرايم مرتبط را مورد شناسايي قرار م يدهد. در قوانين داخلي نيز به اين مفهوم اشاره شده است. برخي دولتها پناهندگي و پناهندگي به مفهوم عام را معادل هم به كار گرفت هاند و شماري نيز پناهنده عام را در مفهومي گسترده تر به كار برده اند. در گذشته نيز دولتها در اوضاع گوناگون به افراد پناهندگي سياسي داد هاند. از جمله م يتوان از تصميم ايالات متحده به پذيرش كاردينال ژوزف مايندزنتي بعنوان پناهنده در سفارت ايالات متحده در بوداپست در پي ناآراميها در مجارستان در ۱۹۵۶ و در اوج جنگ سرد و تصميم نماينده پاپ در پاناما براي پذيرش پرزيدنت مانوئل نوري هگا در دفتر سياسي واتيكان پيش از آنكه خود وي با تسليم شدنش به نيروهاي آمريكايي موافقت كند، ياد كرد. هرچند اين موارد از ديدگاه سياسي اهميت زيادي داشته، ولي براي حقوقدانان بين المللي شناخته شده ترين مورد پناهندگي، قضيه ويكتور رائول  هايا دلاتوره ۱۰ رهبر پرويي اتحاد انقلابي مردم آمريكا است كه در ۱۹۴۹ در سفارت كلمبيا در ليما پايتخت پرو به وي پناهندگي داده شد. مورد تازه تري كه در سطح جهاني مطرح شده، مربوط به اعطاي پناهندگي سياسي به چن گوانگچنگ ۱۱ از مخالفان دولت چين در آوريل ۲۰۱۲ در سفارت آمريكا در پكن است. با وجود نمونه هاي يادشده، برخي صاحبنظران برآنند كه هنوز در چارچوب حقوق بي نالملل هيچ حقي براي دريافت پناهندگي سياسي به پناهنده داده نشده است و چنانچه پناهندگي سياسي نيز داده شود، حقوق بي نالملل عرفي دولتهاي ميزبان را ملزم به شناسايي پناهندگي سياسي داده شده و صدور اجازه عبور امن پناهنده به بيرون از سرزمينشان نمي كند. اين نتيجه با رأي ديوان بين المللي دادگستري در قضيه پناهندگي ۱۲ كه در پي اختلاف بر سر پناهندگي هايا دلا توره صادر شد نيز هماهنگ است.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

در اين قضيه، كلمبيا پس از دادن پناهندگي سياسي به هايا دلاتوره بر دو استدلال حقوقي تأكيد داشت: نخست، تعيين ماهيت جرم فرد پناهنده و اينكه جرم سياسي بوده يا نه بر عهده دولت اعطا كننده پناهندگي است. دوم، پرو ملزم به دادن اجازة عبور آزاد به فرد پناهنده براي بيرون رفتن از كشور است. البته اين استدلالها و بويژه استدلال دوم در ديوان و رويه بين المللي بعدي پذيرفته نشد. ۱۳ هرچند نظر حقوقي غالب اين است كه پناهندگي سياسي در منطقه آمريكاي لاتين تبديل به عرفي منطق هاي شده است،(پناهندگی سیاسی)

 ولي باز هم ديوان در ساية عدم قطعيت و تعارضها و همچنين نوسانها و اختلاف نظرهاي موجود در زمينة پناهندگي ديپلماتيك هيچ اصل حقوقي پيدا نكرد كه برپاية آن كشور اعطا كننده پناهندگي حق انحصاري در تعيين جرم داشته باشد. ديوان رأي داد كه از ديد حقوقي نم يتواند با درخواست كلمبيا براي صدور اجازه عبور امن فرد پناهنده به خارج از پرو موافق باشد. البته ناگفته پيداست كه اين رأي به معناي غيرقانوني بودن ماندن فرد پناهنده در سفارت نبوده و بر مصونيت سفارت از تعرض دولت ميزبان اثري ندارد. پس از اين قضيه، اعضاي سازمان كشورهاي آمريكايي  كنوانسيون پناهندگي سياسي  را امضا كردند. اين پيمان، دادن پناهندگي و انتقال پناهنده به سرزمين ديگر را در ميان كشورهاي عضو آسان مي كند. ولي، اين پيماني است منطق هاي و تنها ميان اعضايش داراي اعتبار است؛ در كنوانسيون روابط ديپلماتيك نيز آگاهانه به موضوع پناهندگي سياسي پرداخته نشده است.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

يكي از رويدادهايي كه در اين سالها بار ديگر موضوع پناهندگي سياسي را در رسان هها و افكار عمومي مطرح كرده، قضيه ژولين آسانژ است كه به علت اهميت و تازه بودن، بررسي آن سودمند به نظر م يرسد. در ۱۹ ژوئن، ويكي ليكس  ژولين آسانژ بنيادگذار سايت افشاگر وارد سفارت اكوادور در لندن شد و از دولت اكوادور درخواست پناهندگي سياسي كرد. هدف آسانژ از پناهنده شدن، جلوگيري از فرستاده شدنش از انگليس به سوئد بود كه در آنجا متهّم به آزار و تجاوز جنسي شده بود.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

 البته خود او و طرفدارانش آن اتهامها را ساختگي و هدف از طرح شدن آنها را بازگرداندن آسانژ به سوئد و از آنجا به ايالات متحده آمريكا مي دانستند كه به علت افشاگريهاي ويكي ليكس به دنبال محاكمه و مجازات وي بود. دو ماه پس از ورود آسانژ (داراي تابعيت استراليا) به سفارت اكوادور در لندن، دولت اكوادور با بيان نگرانيهاي موجود در زمينه بازگردانده شدن او به ايالات متحده و محاكمه شدنش در دادگاههاي نظامي و برخورد بي رحمانه و تحقيرآميز با او در آنجا و احتمال محكوم شدنش به زندان ابد و حتا اعدام، اعلام كرد خواهد داد. در (asylum) كه به وي پناهندگي سياسي واكنش به اين اقدام اكوادور، وزير امورخارجه انگليس گفت كه انگليس تعهد حقوقي خود براي بازگرداندن آسانژ به سوئد را انجام خواهد داد. اين رويدادها مايه در گرفتن بحثهاي بسيار ميان روزنامه نگاران و وكلاي بين المللي شد.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

 .۲نگاه سیاسی و تئوری به پناهندگی

 نخستین بار که پناهندگان در تاریخ به صورت پدیده اى گسترده و توده گیر جلوه گر شدند، پس از پایان جنگ جهانى اول بود: برهه اى که امپراتورى هاى بزرگ روسیه، اتریش _ مجارستان و عثمانى فروپاشیدند و پیمان نامه هاى صلح نظم نوینى در جهان آفریدند و همه اینها ساختار جمعیتى و سرزمینى اروپاى مرکزى و شرقى را از بیخ و بن دگرگون ساختند. در مدت زمان کوتاهى، یک میلیون و نیم تن مردمان روسیه سفید، هفتصد هزار تن ارمنى، پانصد هزار تن بلغارى، یک میلیون یونانى و صدها هزار آلمانى، مجارى و رومانیایى یار و دیار خود را ترک گفتند و به سرزمین هاى دیگر کوچیدند. بر این توده هاى آواره و سرگردان باید وضعیت آبستن انفجارى را افزود که بر اثر پیدایش کشورهاى نوبنیادى پدید آمد که بر اثر انعقاد معاهده هاى صلح و بر اسلوب دولت ملى پاى در عرصه جغرافیاى عالم نهادند. (براى نمونه تجزیه یوگسلاوى و و اسلواکى را پیش چشم آورید).(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

حدود سى درصد جمعیت این کشورها اقلیت هایى بودند که مى بایست دل به پشتیبانى پیمان نامه هاى بین المللى (موسوم به عهد نامه هاى حامى اقلیت ها) خوش مى داشتند. گو این که بیشتر آنها در حد حرف باقى ماندند. چند سال پس از این رویدادها بود که وضع قوانین نژادپرستانه در آلمان و وقوع جنگ داخلى در اسپانیا خیل کثیرى از پناهندگان و پناهجویان تازه را در سرتاسر اروپا پراکند.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

ما بر حسب عادت بین پناهندگان و آنانى که رسمى هیچ کشورى را ندارند تمایز مى گذاریم، لیکن این تمایز از این پس آنقدرها که در نظر اول مى نماید ساده نخواهد بود. بسیارى از پناهندگانى که به مفهوم دقیق کلمه شهروند هیچ کشور و تابع هیچ دولتى نبودند، این حالت را بر بازگشت به سرزمین آبا و اجدادى خویش ترجیح مى دادند. (این مطلب در مورد یهودیان لهستانى و رومانیایى که در پایان جنگ در فرانسه و آلمان به سر مى بردند و در روزگار ما در مورد قربانیان آزار و شکنجه هاى سیاسى، همچنین در مورد آنانى که بازگشت به وطن برایشان در حکم بدرود با حیات است صدق مى کند.) از سوى دیگر دولت هاى تازه تاسیس شوروى یا ترکیه را مى بینیم که بى درنگ ملیت پناهندگان روسى و ارمنى و مجارى را از ایشان مى ستاندند. جا دارد این نکته را هم گوشزد کنیم که با آغاز دوران جنگ جهانى اول، بسیارى از دولت هاى اروپا قوانینى وضع کردند که اجازه مى داد بسیارى از شهروندان ملیت و خود را از کف بدهند. پیشگام وضع این قوانین دولت فرانسه بود که در ۱۹۱۵ با شهروندانى که اصل و نسبشان به کشورهاى «دشمن» مى رسید و در آن زمان فرانسه را داشتند این رویه را پیشه کرد؛ پس از آن دولت بلژیک در ۱۹۲۲ شهروندانى را که طى دوران جنگ دست به هاى «ضدملى» زده بودند ملغى کرد؛ ۱۹۲۶ رژیم فاشیست ایتالیا در مورد شهروندانى که از دید خودش «لایق شهروندى ایتالیا نبودند» قانونى مشابه را از تصویب گذراند؛ در ۱۹۳۳ نوبت به دولت اتریش رسید و این روند ادامه داشت تا در سال ۱۹۳۵ دولت آلمان با وضع قوانین نورمبرگ به دو گروه شهروندان کامل و شهروندان فاقد حقوق سیاسى تقسیم کرد.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

 به موجب این قوانین، یهودیان از بسیارى حقوق شهروندى محروم شدند و دیگر اجازه نداشتند با افراد نژاد آریایى پیمان زناشویى بندند.م مجموعه قوانین یاد کرده- و سیل عظیم توده هاى بدون ى که به راه انداخت- نقطه عطف بسیار مهمى در تاریخ حیات دولت- ملت پدید آورد که آن را تا همیشه از بند مفاهیم کلى و خام «مردم» و «شهروند» رها ساخت. اینجا مجال آن نیست که به تاریخ تشکیل هیات هاى بین المللى گونه گونى نظر افکنیم که دولت ها، جامعه ملل و بعدها سازمان ملل متحد از طریق آنها درصدد حل معضل پناهندگان بر مى آمده اند- از اداره رسیدگى به امور پناه جویان روسى و ارمنى نانسن (۱۹۲۱) گرفته تا هیات عالى پناهندگان آلمانى (۱۹۳۶)، کمیته بین الدولتین پناهندگان (۱۹۳۸)، کمیته رسیدگى به پناه جویان بین المللى در سازمان ملل (۱۹۴۶) و کمیسیون عالى پناهندگان (۱۹۵۱) که تا به امروز دایر است و فعالیتش به جهت موقعیت و مقام خاصى که دارد بیشتر «بشر دوستانه و اجتماعى» است و جنبه سیاسى ندارد. نکته مهم این که هرگاه موضوع «پناهندگان» از حد موارد فردى فراتر رفته و به صورت پدیده اى جمعى و توده اى ظاهر گشته (همانگونه که در سال هاى بین دو جنگ شاهد بودیم و هم اکنون نظاره گر وقوع دوباره آنیم، هم این سازمان ها (ى چند ملیتى) و هم تک تک دولت ها اگرچه با آب و تاب فراوان سنگ دفاع از حقوق مسلم انسانى را به سینه زده اند،(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

حل این معضل که سهل است، حتى نتوانسته اند چنان که باید و شاید با اصل مسئله طرف شوند. از همین رو بوده که مى بینیم اصل سئوال به حوزه اختیارات نیروهاى پلیس و سازمان هاى به اصطلاح بشردوستانه منتقل شده است. این ناتوانى تنها از خودبینى و بى بصیرتى دستگاه ها و دیوان هاى ادارى مایه نمى گیرد که همچنین زاییده خود مفاهیم پایه اى است که به روند ادغام «تولد» یعنى ادغام «زندگى» در نظام حقوقى دولت- ملت نظم و نسق مى بخشند. هانا آرنت عنوان فصل پنجم کتاب «امپریالیسم» خود را که به مسئله پناهندگان اختصاص داده، «افول دولت- ملت و پایان حقوق بشر» نام نهاده است. این تعبیر آرنت- که سرنوشت حقوق بشر را به سرنوشت دولت- ملت مدرن گره مى زند، به قسمى که پایان دومى را به ناچار با مهجور شدن اولى همراه مى داند- در خور بررسى و واکاوى دقیق است. ناسازه اى که در اینجا به نظر مى آید آن است که دقیقاً همان چهره اى که باید تجسم کامل حقوق انسان محض  ، یعنى آدمى پیش از آن که به صفت شهروندى یا امثال آن متصف گردد. م] باشد، یعنى شخص «پناهنده»، این مفهوم را از بنیاد دچار بحران مى کند.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

آرنت مى نویسد: «مفهوم حقوق بشر که بر پایه وجود فرضى انسانى به مفهوم دقیق کلمه انسان استوار است، همین که آنانى که سنگش را به سینه مى زنند در برابر انسان هایى قرار مى گیرند که جز «انسان بودن» محض هیچ خط و ربط دیگرى ندارند به یک باره فرو مى ریزد.» در نظام دولت _ ملت، حقوق بشر که از قرار معلوم حقوقى مقدس و مسلم انگاشته مى شوند به محضى که دیگر نتوان از آن حقوق به مثابه حقوق شهروندان یک دولت سخن گفت کارایى خود را به کلى از دست مى دهند. اگر در عنوان اعلامیه ۱۷۸۹ فرانسه اندکى تامل کنید، ایهامى را مى بینید که متضمن همین معناست: «اعلامیه حقوق بشر و حقوق شهروند.» پرسش این است: آیا نویگان اعلامیه این دو اصطلاح [بشر و شهروند] را براى نامگذارى روى دو واقعیت مجزا به کار برده اند یا که نه، بر آن بوده اند تا واقعیت یا مفهوم واحد پیچیده اى را با دو کلمه (که البته به هم مربوطند) بیان کنند، هر چند روشن است که اصطلاح نخست دومى را در دل خود دارد [چرا که مفهوم «بشر» اعم از «شهروند» است و وقتى مى گوییم «حقوق بشر»، «حقوق شهروند» را هم در ضمن آن ارده شده است.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

۳٫ شرایط اعطای پناهندگی سیاسی  

  اعطای نمایندگی در اماکن متعلق به ماموریت‏های دیپلماتیک در موقعیت‏های‏ متفاوتی صورت می گیرد. زمینه های لازم برای توجیه اعطای پناهندگی دیپلماتیک ‏ عبارت بوده‏اند از:

    الف- ملاحظات بشردوستانه، که در زمان های باستان درباره پناهندگان‏ مذهبی و متعاقبا درباره پناهندگان سیاسی مورد استناد قرار می‏گرفت.(پناهندگی سیاسی)

    ب- منافع سیاسی.(پناهندگی سیاسی)

    ج- ارزش شخصی برخوردار از حق پناهندگی.(پناهندگی سیاسی)

    د- ماهیت جرمی که رخ داده است.(پناهندگی سیاسی)

 ۳-۱٫جنبه های سیاسی و بشردوستانه

    پناهندگی دیپلماتیک انحصارا در مواقعی که شورش‏های سیاسی داخلی یا انقلاب در کشورهایی که حقوق مخالفان‏ سیاسی مراعات نمی‏شد، اعطا می شد. در خلال این رویدادها پناهندگی دیپلماتیک‏ توسط بسیاری از جمهوری‏های امریکای لاتین، ایالات متحده و برخی قدرت های‏ اروپایی و روسیه، داده می‏شد اما حتی این دولت ها از جمله بریتانیا و ایالات متحده نه‏ تنها آن را رفتاری مبتنی بر هنجارهای حقوق عرفی نمی‏پنداشتند، بلکه به آن به عنوان‏ اقدام استثنایی بشردوستانه‏یی نگاه می کردند که در برابر رفتارهای بی‏باکانه افراد غیرمسوول در خلال دورانی که مقامات رسمی قادر به مهار اوضاع نیستند و نمی‏توانند از آزادی و امنیت اتباع خود در برابر اقدامات غیرقانونی رایج دفاع کنند و همچنین‏ در حالت‏هایی که جامعه دچار ناامنی شده و تشکیلات اجرای عدالت توسط اقدامات‏ ناشی از فشار مردم و ایده های القاشده به هواداران سیاسی از اجرای عدالت باز می‏ماند، ضروری به نظر می‏رسد. توجه به جنبه های بشردوستانه موجب شده است دولت ها رفتارهای متفاوت‏ خود را با درک شرایط زمانی و تعیین مدت زمان برای پناه‏جویی توجیه کنند.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

بنا بر این‏ معیار گرچه دولت ها پناهندگی را به عنوان «حق» به رسمیت نشناخته‏اند اما قائل به‏ تفاوتی میان پناهندگی با پناهجویی موقت هنگام وخامت اوضاع سیاسی بوده‏اند. نمونه بارز چنین تفکیکی در انقلاب اسپانیا در سال ۱۹۳۶ و پس از آن مشاهده شده‏ است. در جریان این رویداد پناهندگان زیادی از جمله اتباع اسپانیا در سفارتخانه های‏ م مادرید پناه گرفتند و بسیاری نیز پناهندگانی دریافت کردند. پس از این دوران و به منظور پیش‏گیری از تداوم آن، وزارت امور خارجه اسپانیا طی نامه‏یی به سفارتخانه های‏ م مادرید بیان داشت که دولت اسپانیا به خاطر بردباری و نه اجبار، به این‏ پناهندگی‏ها احترام گذاشت اما ادامه آن را نخواهد پذیرفت.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

۳-۲٫ پناهندگی موقت در سفارتخانه ها

    پناهندگی موقت در سفارتخانه ها با نام «بست نشستن» به دلایل سیاسی یا به عنوان نشانه‏یی از وجود ظلم و بی‏عدالتی در ایران آن زمان نیز مرسوم بوده است، به نقل از خاطرات وزیر مختار بریتانیا در تهران گزارش شده است: «روزی یکی از خواجگان‏ حرمسرا به وی خبر داده است که در اعتراض به قصد ازدواج پادشاه وقت با دختر باغبان‏ دربار که خواهر یکی از همسران شاه نیز بوده است، دیگر همسران وی که تعدادشان‏ ۳۰۰ نفر تخمین زده می‏شد، تصمیم گرفته بودند چنانچه شاه از این اقدام که آن را بی‏احترامی به خود و رسوم ایرانی می‏دانستند منصرف نگردد، به سفارت بریتانیا رفته و در آنجا که به باور زنان شاه پناهگاهی برای ستمدیدگان است بست نشینند… وزیر مختار بریتانیا با برپا کردن چادر و تامین مایحتاج ضروری آماده شد که به آنان پناه دهد. اما شاه پیش از این اقدام زنان، از تصمیم خود منصرف شد». در موقعیت دیگری در ۱۹۰۶ نزدیک به ۱۴ هزار نفر برای درخواست اصلاحات اساسی در کشور به مدت یک‏ هفته در سفارت بریتانیا در تهران بست نشستند.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

عادت بست نشستن به سفارت بریتانیا محدود نبوده است. گزارش های دیگری‏ از بست‏نشینی در سفارت‏های روسیه و عثمانی نیز در تاریخ آن دوران ثبت شده است. بنا بر سوابق متعدد، پناهندگی موقت می‏تواند به پناه‏جویانی اعطا شود که زندگی آنها در معرض خطر قریب الوقوع باشد یا آنان را از خشونت و اغتشاشات عمومی نجات‏ دهد. در چنین مواقعی افرادی که پناه داده شده‏اند اگر به علت اتهامات جنایی تحت‏ تعقیب باشند یا حکم دستگیری قانونی آنان توسط مقامات صلاحیت‏دار صادر شده‏ باشد، باید به مقامات محلی تحویل داده شوند. ایالات متحده امریکا نیز که سیاست عدم پذیرش پناهندگی را به عنوان «حق» اختیار کرده است، در مواقعی با استناد حمایت از افراد بی گناه، اجازه اعطای پناهندگی‏ موقت دیپلماتیک را داده است. در ۱۹۱۱ وزیر مختار امریکا در هاییتی اجازه یافت به‏ رییس جمهور مخلوع آن کشور به خاطر«نجات زندگی یک بیگناه» پناه بدهد. در همین‏ سال و در پکن نیز، کاردار ماموریت یافت به صلاحدید خود به امپراتور و ملکه چین‏ پناه موقت بدهد.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

نتیجه گیري

نوعی دوستی و همکاري با هم نوعان از زمانی که زندگی اجتماعی در جامعه بشري شکل گرفت وجود داشتند و مساله پناهنده در اصطلاح قدیم غریبه از دیر باز در جوامع انسانی مطرح بوده است در عصر حاضر که زندگی اجتماعی و ارتباط بین افراد جوامع مختلف توسعه چشم گیري پیدا کرده است اندیشه حمایت و همکاري با هم نوعان در نظام حقوق جهانی اهمیت بسیار یافته است و مهاجر کشور هاي مختلف نمایان است سازمان ملل و مجامع کشور هاي مختلف قطع نامه ها(میثاق ها، اعلامیه هاي متعددي را در دفاع از حقوق پناهندگان تصویب کرده اند که مورد پذیرش بسیاري از کشور هاي جهان قرار گرفته است افرادي که به دلایلی از سرزمین خود رانده یا مجبور ترك آن می شوند در اندیشه جهانی و نظام حقوق بین المللی از مزایا و حقوقی برخوردارند بنابراین از جهت نظري و حقوقی مشکل آوارگان مورد توجه جامعه بین المللی قرار گرفته است اما حقوق و مقررات پناهندگی به دلیل نداشتن پشتوانه اجرایی از جهت عملی و اجرایی با مشکلات جدي رو به روست به گونه اي که کشور ها با توجه به مصالح و منافع ملی خود با پناهندگان برخورد نموده و گاهی مسائل حقوقی تحت الشعاع مسائل سیاسی قرار می گیرد از این پناهندگان در بیشتر کشور ها با سختی ها و دشواري هاي متعددي مواجه هستند پدیده پناهندگی از دیر باز وجود داشته و امروزه هم در قرن ۲۱ نیز همچنان یکی از مهم ترین مسائل جامعه بین المللی است چارچوب کلی حقوق پناهندگان همچنان کنوانسینون وضعیت پناهندگان سال ۱۹۵۱  پروتکل ۱۹۶۷ آن می باشد البته اسناد بین المللی دیگر از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر –کنوانسیون حقوق کودك و کنوانسیون ۴ گانه ژنو کنوانسیون حمایت از زنان نیز حاوي موادي خاص در خصوص پناهندگی است مقولی اصلی حمایت از پناهندگان در عرصه بین المللی کمیساریایی عالی پناهندگان ملل متحد باشد که البته ارگان هاي از سازمان ملل متحد و همچنین سازمان غیر دولتی نیز در انجام این وظیفه به آن یاري می رسانند.(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

(پناهندگی سیاسی)(پناهندگی سیاسی)

منابع فارسی

_قاری سید فاطمی، محمد۱۳۸۲ حقوق بشر در جهان معاصر ؛ تهران، دانشگاه شهید بهشتی، مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه شهید بهشتی،

_سروی مقدم مصطفی مروری بر تفاوت شهروندی و دیگر واژگان مشابه ۱۳۸۳ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

_شفایی عبدالله، ۱۳۸۵حقوق بین المللی پناهندگان در اسناد بین المللی،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

_صفایی جواد، توسعه و تحول حقوق پناهندگان، ۱۳۷۴دفتر مطالعات سیاسی و بین الملل،

_وزیری مجید،حمیسی علیرضا۱۳۸۷،اصول مشروعیت پناهندگی و موضوعات مشابه، فصلنامه حقوق دانشکده حقوق و علوم سیاسی

_هاشمی، سید محمد ۱۳۸۴ ‌حقوق بشر و آزادی های اساسی ، نشر میزان

_نظری حمید،۱۳۸۰ پناهندگی سیاسی مفهومی با جنبه های متعارض،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

 

منابع انگلیسی

_Matthew Lister ;WHO ARE REFUGEES?  University of Denver Sturm College of Law 2012

_Judicial Review of Refugee Determinations: The Luck of the Draw? Queen’s Law Journal, Vol. 38, No. 1, 2012, Osgoode CLPE Research Paper No. 9/2012

_The Evolving Definition of the Refugee in Contemporary International Law Berkeley Journal of International Law (BJIL), Vol. 30, No. 1, 2012

_Overseeing the Refugee Convention: Taking Refugee Law Oversight Seriously Working Paper No. UM-ICVA Overview

Abstract

After the Second World War is one of the important social issues and political asylum at the international level, and increasingly took on a broader scale. Anyone who act according to race or religion or nationality or membership in political or social life, or “refugee rights” at stake sees its fundamental right to asylum and the right is assigned to other countries but legal in the Universal Declarationis. With regard to political asylum is significant because the dual state grant political asylum are always subject to the national interest and the relationship between the countries. Of course, this behavior is not fixed in proportion to the relationship between states has been variable. As we can see, although the East and West blocks mean your past no longer exists, but when a person is prosecuted for national security to countries where the refugees are different strategic interests and turns the situation has become a practice..

Keywords: asylum, refugee, asylum, political asylum


گروه وکلای دادشید

موسسه حقوقی ندای عدالت ساعی (گروه وکلای دادشید) با بهره گیری از وکلای پایه یک دادگستری آماده ارائه انواع خدمات حقوقی و در مراجع حقوقی کیفری دیوان عدالت و  سایر مراجع حقوقی و اداری توسط  و مشاوره حقوقی در سرتاسر کشور می باشد جهت ارتباط با این مجموعه اینجا را کلیک کنید.

همیشه بخاطر داشته باشید؛ مسائل مشابه حقوقی الزاماََ راه حل مشابهی ندارند بدون مشورت با یا مشاور حقوقی هیچ گونه اقدامی انجام ندهید.