قاعده احیاء موات – گروه وکلای دادشید

قاعده احیاء موات – گروه وکلای دادشید

(مقالات حقوقی،حقوق مدنی، استثنائات در احیاء اراضی،اقسام اراضی،شرایط تملک،شرایط احیاء،مشاوره اینترنتی،مشاوره حقوقی،موسسه حقوقی ،وکالت،درخواست وکیل،وکیل،مشاور)

قاعده احیاء موات

یده:
منظور از قاعده فقهی احیاء موات این است که هر کسی زمین مرده ای را آباد کند، مالک آن می شود البته برای این باید قصد و نیت تملک را داشته باشد و هایی که بر روی زمین انجام می دهد غرض عقلائی داشته باشد و همچنین شرایط احیاء و حریم های چاه و چشمه و معادن را رعایت کند.
البته لازم بذکر است که شرط اساسی برای آباد کردن زمین و تملک آن نیاز به اذن امام معصوم و با نائب او است و افراد نیز باید با تملک زمین صدقه آنرا را (زکات) بپردازند.(قاعده احیاء موات)

مقدمه:
قواعد فقهي، قواعدي بسیار کلی و جامعی هستند كه احكام شرعي الهي بوسیله آنان استخراج می شود.
در فقه امامیه تعداد زیادی قاعده فقهی وجود دارد که مورد تمسک علماء امامیه قرار گرفته است و یکی از این قواعد، قاعده احیاء موات است که یک باب جدائی را در فقه برای خود اختصاص داده است و همچنین در ما نیز مورد استفاده قرار گرفته است.(قاعده احیاء موات)
متاسفانه افراد زیادی از این قواعد و شرایط آنان بی اطلاع هستند و نمی دانند که جایگاه و استفاده آنان در کجا است.
در این تحقیق مختصر سعی شده است که قاعده احیاء موات از لحاظ شرایط و حقوق مدنی ایران مورد بررسی  قرار گیرد.
امیداورم که بتوانم تمام مسائل مربوط به این بحث را به صورت کامل و منظم مورد تحلیل قرار دهم.(قاعده احیاء موات)

تعریف احیاء موات:

قبل از ورود به بحث نیاز به تعریف دو واژه فقهی هستیم:
زمین موات: واژه ((موات)) به معنای مرده است و چون با زمین ب رفته است به زمینی گفته می شود که به سبب استفاده نشدن و یا به نیزار تبدیل شدن و یا بی آب ماندن آن و یا استیلای آب، قابل بهره برداری و سکنی نیست.(قاعده احیاء موات)
زمین عامر: واژه ((عامر)) به معنای آباد است و چون با زمین ب رفته است به زمینی گفته می شود که مورد استفاده و انتفاع است.
احیاء: یک واژه عربی است. ((حی)) به معنای زنده بودن و احیاء به معنای زنده کردن است و چون این واژه با زمین برفته است به معنی آباد کردن زمین است.(قاعده احیاء موات)
احیاء موات که یک قاعده فقهی است به معنی این است که هر کسی در زمان غیبت امام (ع) زمینهای بایر را آباد کند و قصد تملک آن را نماید، مالک آن می شود و در زمان حضور امام (ع) احیاء نیاز به اجازه امام (ع) است. در این حکم، مسلمان و کافر برابر هستند.(قاعده احیاء موات)
مستندات قاعده احیاء موات:
مستندات قاعده احیاء موات به شرح زیر است:
۱) قال رسول الله: ( من احیاء ارضا مواتا فهو له)۱ یعنی؛ هرکس زمین مرده ای را آباد کند مال او خواهد شد.
۲) قال رسول الله: (من غرس شجرا او حفر وادیا بدیا لم یسبقه الیه احد او احیی ارضا میتة فهی له قضاء من الله و رسوله) یعنی؛ هر کسی درختی بکارد در جایی که کسی بر وی در آن پیشی نگرفته یا زمین مرده ای را آباد کند، مال او خواهد بود. این حکم خدا و رسول او است.(قاعده احیاء موات)
۳) قال رسول الله: ( ایما قوم احیوا شیئا من الارض و عمروها فهم احق بها و هی لهم) یعنی؛ هر قومی قطعه ای از زمین را آباد کند، مال آنان خواهد بود.

ماهیت قاعده احیاء موات:

ماهیت حقوقی این قاعده فقهی دارای دو ویژگی است که به شرح زیر است:
۱) احیاء موات از ایقاعات محسوب می شود و فرد برای تملک زمین باید با قصد، زمین را احیاء کند.(قاعده احیاء موات)
۲) عملی که به عنوان احیاء باشد بر اساس زمان و مکان و هدف عقلائی باشد که مرجع تشخیص آن عرف است.
مثل: سکونت، چرای گوسفندان، باغ و بستان و ….(قاعده احیاء موات)

اقسام اراضی:

از نظر فقهی ارض بر دو قسم است:
۱) زمینهای عامر(آباد)
۲) زمینهای موات(ویران)
هر یک از قسم های بالا به اقسام دیگری تقسیم می شود و دارای احکامی خاص هستند که نیاز به توضیح بیشتر است.(قاعده احیاء موات)

زمین های عامر(آباد):
به زمینی آباد گویند که مورد استفاده و انتفاع قرار می گیرد. روشن است که این اراضی قابل احیای مجدد و تملک نیستند.(قاعده احیاء موات)
این زمین متعلق به امام (ع) است و در زمان غیبت، سرپرستی آن به عهده مجتهد جامع الشرایط است.

زمین های موات(ویران):
۱) موات بالاصالة: به زمینی گویند که هیچ گونه سابقه آبادی ندارد مانند اکثر بیابانها و کویرها.
این زمین متعلق به امام (ع) است و در زمان غیبت، سرپرستی آن به عهده مجتهد جامع الشرایط است.(قاعده احیاء موات)
۲) موات بالعرض:  این قسم نیز بر دو قسم است؛
الف) زمینی که اول آباد بوده است و سپس ویران شده است. این زمین متعلق به امام (ع) است و در زمان غیبت، سرپرستی آن به عهده مجتهد جامع الشرایط است.
ب) زمینی که ویران بوده است و بعدها توسط شخصی احیاء شده است و سپس ویران شده است.
در اینجا دو قول است:
الف) این زمین متعلق به شخص احیاء کننده است.(قاعده احیاء موات)
ب) چون ویران شده است متعلق به کسی است که آن را آباد می کند.(قاعده احیاء موات)

شرایط تملک:

افراد با احیاء کردن زمین نمی توانند مالک آن شود بلکه برای تملک آن دارای شرایطی می باشد که به شرح زیر است:
۱) اذن امام معصوم(ع) یا در زمان عصر غیبت با اذن نائب امام که منظور همان فقیه جامع الشرایط است.
نکته قابل ذکر این است که منظور اذن در اینجا، اذن حکومت است که فرد بدون این اجازه نمی تواند ملکی را تصرف کند.
۲) قصد احیاء و تملک زمین را داشته باشد.(قاعده احیاء موات)
۳) ملک احیاء شده حریم ملک دیگری و نهر و چاه و معادن و ملک تحجیر شده و محل عبادات نباشد.

سوال:
 اگر مالک از زمینی اعراض نکرده، بلکه از روی بی اعتنائی آن را رها کرده و در نتیجه زمین موات شده و
تصمیم احیاء آن را هم ندارد، اگر کسی این زمین را احیاء کند چه کسی مالک زمین است و حکم این گونه اراضی چیست؟(قاعده احیاء موات)
۱) اگر منشاء نقل و انتقال زمین را معاملات یا ارث بدانیم زمین در ملک مالک اول است و مالک دوم با احیاء زمین مالک آن نمی شود.
۲) زمین، موات بالاصاله است که با احیاء کردن آن و قصد تملک به ملکیت در می آید پس زمین در ملک مالک دوم است.(قاعده احیاء موات)

شرایط احیاء:

۱) نبودن سلطه غیر بر زمین، بنابراین اگر ید محترمی بر روی زمین باشد، احیای آن بر دیگران صحیح نیست زیرا وجود ید به حسب ظاهر دلالت بر ملکیت می کند.
۲) نبودن قبلی نسبت به زمین قبل از موات شدن آن، برای مسلمانان یا کسی که در صلح با مسلمانان بوده است، بنابراین چنانچه در ملکیت یکی از افراد یاد شده باشد، احیای آن برای دیگران صحیح نیست زیرا ملکیت سابق استصحاب می شود.(قاعده احیاء موات)
۳) داخل حریم زمین آباد نباشد زیرا حریم زمین مزبور جزء لوازم زمین است.
۴) محل پرستش خداوند نباشد زیرا از ایجاد مزاحمت برای عبادت کنندگان جلوگیری شود و نیز اینکه حق تمام مردم به آن تعلق گرفته است، بنابراین تملک آن به هر مقدار ممنوع است.(قاعده احیاء موات)
۵) واگذار شده پیامبر اکرم(ص) و امام(ع) به یکی از مسلمانان نباشد زیرا کسی زمین به او واگذار شده است بر دیگران اولویت دارد.
۶) تحجیر شده نباشد یعنی هنوز بر روی زمین، کاری که شرع احیاء تلقی شود و به مرحله احیاء نرسیده باشد زیرا شروع به احیاء سبب حق اولویتی می باشد که به موجب آن، دیگری حق تجاوز به آن زمین را نخواهد داشت، اگر چه شروع به احیاء، افاده ملکیت نمی کند.
۷) جزء حریم چشمه و قنات نیز نباشد.
حریم چشمه و قنات:
حریم چشمه در زمین سست تا شعاع هزار ذراع از هر طرف است و در زمین سخت، پانصد هزار ذراع می باشد؛ یعنی در این محدوده، کس دیگری نمی تواند چشمه ای ایجاد کند، نه اینکه از هر گونه احیایی ممنوع باشد.(قاعده احیاء موات)
تعیین حریم به مقدا مزبور، از جهت روایت و فتوای مشهور است.

حریم چاه:
حریم چاهی که آب آن را با شتر خارج می کنند(چاه ناضح) شصت ذراع از هر سو می باشد و حریم چاهی که آب آن به مصرف شتران می رسد(چاه معطن) چهل ذراع از هر طرف است.
مراد از ناضح، شتری است که به وسیله آن آب را برای زراعت و امور دیگر خارج می کنند.(قاعده احیاء موات)
مراد از معطن، چاهی است که برای آب دادن شتر از آن آب می کشند.                                                                                                          
حریم دیوار و  خانه:
حریم دیوار، محدوده قرار گرفتن ابزار و مصالح ساختمانی، مانند سنگ و خاک و مانند آنها است که در صورت انهدام خانه به آنها نیاز است و حریم خانه، جای ریختن خاک و برف خانه و محل جریان آب آن است و نیز راه ورود و خروجی است که در سمت درب خانه واقع می شود.(قاعده احیاء موات)

احیای معدن:
معدن بر دو قسم است:
۱) معدن یا ظاهر(آشکار) است مانند معدن نمک و یاقوت که استخراج آنان به کاوش نیاز نیست.(قاعده احیاء موات)
معدن آشکار به وسیله احیاء به ملکیت در نمی آید و بنابر قول اشهر حکمران عادل نیز نمی تواند معادن را به کسی واگذار کند زیرا همه مردم در آن شریک هستند.
هر کس زودتر به چنین معدنی دست یابد، می تواند به مقدار نیاز خود از آن بردارد، حال اگر دو نفر در یک زمان به آن دست یابند و امکان تقسیم میان آن دو فراهم باشد، واجب است محصول به دست آمده میان آنان تقسیم شود. در غیر اینصورت میان آن دو قرعه زده می شود. (قاعده احیاء موات)
۲) یا باطن(پنهان) است مانند معدن طلا و نقره که استخراج آنان به کاوش نیاز است.
معدن پنهان بر خلاف معدن آشکار، با احیا قابل تملّک است.  
معدنی که نوعا پنهان است مانند طلا چنانچه آشکار باشد و یا نیاز به حفاری و کاوش نداشته باشد و با کنار زدن مقداری خاک آشکار شود در حکم معدن آشکار است و بالعکس هرگاه معدن آشکار در دل زمین باشد و با حفّاری استخراج شود حکم معدن نهان را دارد.(قاعده احیاء موات)

ملاک در صدق احیا:
مرجع در صدق احیای زمین، عرف است. احیای زمین برای سکونت، با سقف زدن بر آن به حدّی که قابل سکونت باشد، صورت می گیرد هر چند برای آن در گذاشته نشود و همچنین برای آغل چارپایان یا خشک کردن میوه و مانند آن، با دیوارکشی احیاء می شود هرچند با چوب یا نی صورت گیرد و برای کشاورزی با برطرف کردن موانع آن مانند قطع آب اضافی، جدول‌کشی جهت آبیاری و کندن چاه، محقّق می‌شود .
اما در تحقّق احیا به صرف تحجیر، اختلاف است. به نظر مشهور، تحجیر مرحله آغازین احیا است، نه محقّق آن؛ هر چند موجب ثبوت حق اولویّت است.(قاعده احیاء موات)

استثنائات در احیاء اراضی:
احیا کردن زمینهای عامر(آباد) و توابع آن، مانند مجرای آب و نیز احیای زمینی که در جنگ با کفار و با قهر و غلبه به دست سپاه اسلام افتاده است جایز نیست، زیرا زمینهای به غنیمت گرفته شده چون در زمان فتح آباد هستند ملک تمام مسلمانان است و زمینهای بایر آن نیز به امام(ع) متعلق دارد و هر زمینی بایری نیز که ملکیت مسلمانان بر آن جاری نشده است نیز همین حکم را دارد، یعنی متعلق به امام(ع) است.(قاعده احیاء موات)
چنانچه زمین مواتی در مسلمانان شناخته شده ای باشد، آن زمین به او تعلق دارد و پس از او به ورثه اش می رسد و با موات شدن آن از ملکیت او خارج نمی شود.
همچنین هر زمینی که ساکنان آن با میل و رغبت اسلام اختیار کند به خود ایشان تعلق دارد مانند مدینه منوره ، بحرین و اطراف یمن و تنها زکات بر عهده آنان است.(قاعده احیاء موات)

قاعده احیاء موات در :

ایران به پیروی از فقه امامیه قوانین را برای احیاء موات قرار داده است که عبارت است از:
در ماده ۱۴۱ آمده است: مراد از احیاء زمین آنست که اراضی موات و مباحه را بوسیله عملیاتی که در عرف، آباد کردن محسوب است از قبیل زراعت، درختکاری، بناسازی و غیره قابل استفاده نمایند.(قاعده احیاء موات)
در ماده۱۴۲ آمده است: شروع در احیاء از قبیل سنگ چین اطراف زمین یا کندن چاه و غیره تحجیر است و موجب نمی شود ولی برای تحجیر کننده، ایجاد حق اولویت در احیا می نماید. 
در ماده۱۴۳ قانون مدنی آمده است: هر کس از اراضی موات و مباحه قسمتی را به قصد تملک احیاء کند مالک آن قسم می شود. 
در ماده۱۴۴ قانون مدنی آمده است: احیاء اطراف زمین موجب تملک وسط آن نیز می باشد.  (قاعده احیاء موات)
در ماده۱۴۵ قانون مدنی آمده است: احیاءکننده باید قوانین دیگر مربوط به این موضوع را از هر حیث رعایت نماید.
در ماده۱۶۱ قانون مدنی آمده است: معدنی که در زمین کسی واقع شده باشد ملک صاحب زمین است و استخراج آن تابع قوانین مخصوصه خواهد بود. 
و همچنین مقدار حریم های قناة و چشمه ها را نیز بیان شده است که عبارت است از: 
در ماده۱۳۶ قانون مدنی آمده است: حریم، مقداری از اراضی اطراف ملک و قنات و نهر و امثال آن است که برای کمال انتفاع از آن ضرورت دارد. 
در ماده۱۳۷ قانون مدنی آمده است: حریم چاه برای آب خوردن (۲۰) گز و برای زراعت (۳۰) گز است.  (قاعده احیاء موات)
در ماده۱۳۸ قانون مدنی آمده است: حریم چشمه و قنات از هر طرف در زمین رخوه (۵۰۰) گز و در زمین سخت (۲۵۰) گز است لیکن اگر مقادر مذکوره در این ماده و ماده قبل برای جلوگیری از ضرر کافی نباشد به اندازه ای که برای دفع ضرر کافی باشد به آن افزوده می شود.  
در ماده۱۳۹ قانون مدنی آمده است: حریم در حکم ملک صاحب حریم است و تملک و تصرف در آن که منافی باشد با آنچه مقصود از حریم است بدون اذن از طرف مالک، صحیح نیست و بنابراین کسی نمی تواند در حریم چشمه و یا قنات دیگری چاه یا قنات بکند ولی تصرفاتی که موجب تضرر نشود جائز است.  (قاعده احیاء موات)

نتیجه گیری:
احیاء موات یعنی عملی که زمین مرده ای را آباد و قابل بهره برداری کند. البته باید این موضوع را مطرح کرد که عمل مورد نظر هدف عقلائی داشته باشد و عرف آن را براساس موقعیت جغرافیای زمین، عقلائی بداند. 
عمل احیاء موات و تملک زمین بوسیله احیاء کننده باید بر اساس اذن معصوم(ع) و در حالت غیبت بوسیله اذن فقیه جامع الشرایط را انجام دهد.(قاعده احیاء موات)
در قانون مدنی ما نیز بر اساس احیاء موات و تملک آن فقط با رعایت قوانین وصدور مجوز امکان پذیر است.(قاعده احیاء موات)

منابع

فرهنگ لغت المنجد
فقه استدلالی
قانون مدنی
قواعد فقه محقق داماد
اللمعة الدمشقیه
المکاسب
وسائل الشیعه


گروه وکلای دادشید

موسسه حقوقی ندای عدالت ساعی (گروه وکلای دادشید) با بهره گیری از وکلای پایه یک دادگستری آماده ارائه انواع خدمات حقوقی و در مراجع حقوقی کیفری دیوان عدالت و  سایر مراجع حقوقی و اداری توسط  و مشاوره حقوقی در سرتاسر کشور می باشد جهت ارتباط با این مجموعه اینجا را کلیک کنید.

همیشه بخاطر داشته باشید؛ مسائل مشابه حقوقی الزاماََ راه حل مشابهی ندارند بدون مشورت با یا مشاور حقوقی هیچ گونه اقدامی انجام ندهید.