اهلیت و حجر و سن رشد،عدم‌ اهلیت‌،حجر،مشاوره اینترنتی،مشاوره حقوقی،موسسه حقوقی،وکالت،وکیل،مشاور

اهلیت و حجر و سن رشد- گروه وکلای دادشید

اهلیت و حجر و سن رشد- گروه وکلای دادشید

(مقالات حقوقی،حقوق مدنی،اهلیت،ماهیت‌ حقوقی‌ اهلیت،حجر،سن رشد در ،انواع اهلیت،عدم‌ اهلیت‌،مبانی‌ حقوقی‌ حجر،مشاوره اینترنتی،مشاوره حقوقی،موسسه حقوقی ،وکالت،درخواست وکیل،وکیل،مشاور)

اهلیت و حجر و سن رشد

اهلیت و حجر و سن رشد در ایران پس از اصلاحات سال ۱۳۶۱

مقدمه‌:تقسیم‌ مطالب‌

 

کتاب‌ دوم‌ از جلد اول‌ قانون‌ مدنی‌ اختصاص‌ به‌ بیان‌ اسباب‌ تملک‌ دارد. مطابق‌ ماده‌ ۱۴۰ قانون‌ مدنی‌ تملک‌ و دارا شدن‌ از ۴ طریق‌ میسر می‌باشد: ۱ـ به‌ احیاء اراضی‌ موات‌ و حیات‌ اشیاء مباح‌ ۲ـ به‌ وسیله‌ عقود و تعهدات‌ ۳ـ به‌ وسیله‌ اخذ به‌ شفعه‌ ۴ـ به ارث‌.(اهلیت و حجر و سن رشد )(اهلیت و حجر و سن رشد )
قسمت‌ دوم‌ از کتاب‌ دوم‌ جلد اول‌ قانون‌ مدنی‌ به‌ عقود و معاملات‌ و الزامات‌ پرداخته‌ و باب‌ اول‌ آن‌ به‌ تعریف‌ عقود و تعهدات‌ و اقسام‌ عقود و معاملات‌ اختصاص‌ دارد. در فصل‌ دوم‌ از باب‌ اول‌ شرایط‌ اساسی‌ برای‌ صحت‌ معاملات‌ احصاء شده‌ است‌ که‌ ۴ شرط‌ می‌باشند و عبارتند از ۱ـ قصد و رضای‌ طرفین‌ ۲ـ اهلیت‌ طرفین‌ ۳ـ موضوع‌ معین‌ که‌ مورد معامله‌ می‌باشد ۴ـ مشروعیت‌ جهت‌ معامله‌.(اهلیت و حجر و سن رشد )
مبحث‌ دوم‌ از فصل‌ دوم‌ مقررات‌ ناظر بر اهلیت‌ متعاملین‌ را بیان‌ می‌کند و شرایط‌ اهلیت‌ و ضمانت‌ اجراء عدم‌ اهلیت‌ در انجام‌ معامله‌ را معین‌ می‌سازد. موضوع‌ این‌ تحقیق‌ بررسی‌ اهلیت‌ انجام‌ معامله‌ـ شرایط‌ آن‌ـ موانع‌ آن‌ـ ضمانت‌ اجرای‌ عدم‌ اهلیت‌ـ سن‌ رشدـ احراز رشدـ مرجع‌ احراز رشدـ اصالت‌ رشد یا اصالت‌ عدم‌ رشد و موارد نصب‌ ‌ می‌باشد.(اهلیت و حجر و سن رشد )
در این‌ راستا بررسی‌ دقیق‌تر مستلزم‌ آن‌ است‌ که‌ مقررات‌ قانونی‌ مدنی‌ در فصول‌ اول‌ و دوم‌ کتاب‌ جلد دوم‌ قانون‌ که‌ به‌ حجر و ومت‌ اختصاص‌ دارد نیز مورد ملاحظه‌ و مطالعه‌ توأم‌ قرار گیرد تا نتایج‌ تحقیق‌ و بررسی‌ صحیح‌ و قابل‌ استناد باشد. همچنین‌ بایستی‌ مقررات‌ باب‌ سوم‌ از کتاب‌ هشتم‌ از جلد دوم‌ قانون‌ مدنی‌ نیز مورد بررسی‌ قرار گیرد زیرا به‌ موضوع‌ ولایت‌ قهری‌ و مدت‌ و شرایط‌ و موانع‌ و مسائل‌ آن‌ مربوط‌ می‌شود که‌ در ارتباط‌ مست‌ با موضوع‌ اهلیت‌ و حجر و رشد می‌باشد و مسائل‌ مالی‌ و تصرفات‌ مالی‌ مولی‌ علیه‌ را دربرمی‌گیرد. اکنون‌ به‌ بررسی‌ موضوع‌ اهلیت‌ می‌پردازیم‌.(اهلیت و حجر و سن رشد )

فصل‌ اول‌_ اهلیت‌ و انواع‌ آن‌ از نظر قانون‌ مدنی‌

گفتار اول _ تعریف اهلیت
۱ـ تعریف‌ لغوی‌ و فقهی‌ اهلیت‌
از لحاظ‌ لغوی‌ و فقهی‌ اهلیت‌ در مقابل‌ حجر قرار می‌گیرد. در لغتنامه‌ دهخدا اهلیت‌ به‌ معنای‌ سزاوار بودن‌، شایستگی‌، صلاحیت‌، استحقاق‌ و قابلیت‌، [۱] همچنین‌ کلمه‌ حجر به‌ معنای‌ منع‌ و بازداشتن‌ کسی‌ از تصرف‌ در مال‌ خویش‌ چنانکه‌ داور، دیوانه‌ و نابالغ‌ را هم‌ آمده‌ است‌. [۲] و از لحاظ‌ شرعی‌ به‌ معنی‌ بازداشتن‌ شخص‌ از تصرف‌ در مالش‌ می‌باشد که‌ 
________________________________
[۱] . لغتنامه دهخدا جلد ۸ ص ۵۲۹ 
[۲] . لغتنامه دهخدا جلد ۱۷ ص ۳۳۲
________________________________________
ممکن‌ است‌ دلایل‌ مختلفی‌ داشته‌ باشد[۱] از جمله‌ صغر و سفه‌ و جنون‌ که‌ در کتب‌ فقهی‌ مفصلاً به‌ آنها اشاره‌ و توجه‌ شده‌ است‌ از جمله‌ در تحریرالوسیله‌ امام‌خمینی‌(ره‌) و شرایع‌الاسلام‌ محقق‌ حلی‌ در باب‌ حجر. [۲] در عرف‌ حقوقی‌ ما نیز کلمه‌ حجر برای‌ کسانی‌ به‌ می‌رود که‌ به‌ دلیل‌ نقص‌ عقل‌ یا تجربه‌ از تصرف‌ در مالی‌ ممنوع‌ شده‌اند و به‌ اشخاصی‌ که‌ به‌ دلیل‌ تعهدات‌ خود از تصرف‌ در دارایی‌ خود یا مال‌ معینی‌ از آن‌ ممنوع‌ شده‌اند محجور نمی‌گویند زیرا اینان‌ اراده‌ سالم‌ دارند. مانند ورشکسته‌ که‌ تنها در مال‌ خود نمی‌تواند تصرف‌ کند زیرا امکان‌ دارد به‌ زیان‌ طلبان‌ یا برخی‌ از آنان‌ تمام‌ شود ولی‌ 
________________________________
[۱] . ادله فقهی حجرـ در قرآن کریم آیاتی وجود دارد که مورد استناد فقهاء و حقوقدانان در مسأله۲ Eحجر قرار گرفته‌اند غالب این آیات درباره صغیر و سفیه‌ می‌باشند از جمله: ۱ـ آیه ۶ سوره نساء ۲ـ آیه ۱۵۲ سوره انعام ۳ـ آیه ۳۴ سوره اسراء۴ـ آیه ۲۸۲ سوره بقره ۵ـ آیه ۵ سوره نساء ۶ـ آیه ۶ سوره فجر. علاوه بر ادله قرآنی احادیث و روایات فراوانی درباره انواع محجورین وجود دارد که در کتب روایی و فقهی معتبر نقل شده و مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته‌اند. از جمله حدیث رفع قلم (جواهرالکلام شیخ محمدحسن نجفی جلد ۲۶ ص ۱۰) و حدیث اصبغ ابن‌نباته از حضرت علی (ع) (کتاب وسایل‌الشیعه، جلد ۱۳ کتاب حجر باب اول حدیث ۴) و حدیث عبداله ابن سنان از امام صادق (ع)، (وسایل الشیعه جلد ۱۳ باب ۴۶ حدیث ۲) و کتاب حدائق الناظره فی‌احکام العترة الطاهره جلد ۲۰ ص . ۳۴۲
[۲] . تحریرالوسیله امام‌خمینی(ره) جلد ۲ ص ۱۲ـ شرایع الاسلام محقق حلّی جلد ۲ ص ۹۹ جواهرالکلام جلد ۲۶، ص ۳، کتاب متاجر محمدحسن نجفی (مبسوط ـ شیخ طوسی، جلد ۲، ص ۲۸۱ـ تذکره‌الفقهاء علامه حلّی جلد ۲ کتاب حجر) فقهاء امامیه به طور عام از اسباب ششگانه حجر (صغر، جنون، بردگی، مرض موت، فلس، سفر) در کتاب حجر نام برده‌اند و مورد بحث قرار داده‌اند. در حقوق اسلام حجر به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است. برخی اسباب نقص مالک را در مقابل اسباب نقص ه و با در نظر گرفتن اسباب مختلف انواع حجر را نام می‌برند. برخی از فقهاء امامیه موجبا ت حجر را فراوان می‌دانند که در لابه‌لای کتب فقهی مانند بیع و رهن آمده است. شاید بازگشت تمامی صورتهای مختلف حجر به دو قسم باشد ۱ـ کسی که به دلیل منافع خودش محجور می‌شود. مانند کودک و سفیه و مجنون ۲ـ کسی که به دلیل منافع دیگران محجور می‌شود مانند بقیه محجورین (قواعد فقه ص ۳۹ به بعد، محمود شهابی، چاپ سال ۱۳۳۳) _ دکتر سیدحسین صفائی، حقوق مدنی، اشخاص و محجورین، ص ۱۶۰، زیرنویس.
می‌تواند به‌ ‌ یا ولایت‌ و ومت‌ در مال‌ دیگران‌ تصرف‌ کند. [۱] (اهلیت و حجر و سن رشد )(اهلیت و حجر و سن رشد )

۲ـ تعریف‌ حقوقی‌ اهلیت‌
در قانون‌ مدنی‌ ایران‌ از اهلیت‌ و حجر تعریفی‌ به‌ عمل‌ نیامده‌ است‌ و لذا قانون‌ در این‌ باره‌ ساکت‌ و ناقص‌ است‌ ولی‌ با توجه‌ و دقت‌ در سایر منابع‌ می‌توان‌ اهلیت‌ را این‌ طور تعریف‌ نمود که‌ اهلیت‌ عبارتست‌ از دارا بودن‌ ویژگی‌ها و شرایط‌ لازم‌ قانونی‌ برای‌ دارا شدن‌ و اعمال‌ و اجرای‌ حقوق‌ و آزادی‌های‌ فردی‌ و تصرف‌ در اموال‌ و حقوق‌ مالی‌.[۲](اهلیت و حجر و سن رشد )

گفتار دوم _ انواع اهلیت در

اهلیت‌ در قانون‌ مدنی‌ بر دو نوع‌ تقسیم‌ شده‌ است‌ ۱ـ اهلیت‌ تمتع‌ ۲ـ اهلیت‌ اجرا یا اهلیت‌ قانونی‌.(اهلیت و حجر و سن رشد )(اهلیت و حجر و سن رشد )
۳ـ اهلیت‌ دارا بودن‌ حقوق‌
در قانون‌ مدنی‌ اهلیت‌ نوع‌ اول‌ اهلیت‌ برای‌ دارا بودن‌ حقوق‌ نامیده‌ شده‌ است‌. (ماده‌ ۹۵۶ ق‌م‌) ولی‌ برخی‌ از نویگان‌ حقوقی‌ آن‌ را اهلیت‌ تمتع‌ نامیده‌اند. [۳] تمتع‌ در لغت‌ به‌ 
________________________________
[۱] . دکتر ناصر کاتوزیان دوره حقوق مدنی، قواعد عمومی قراردادها، جلد ۲، ص ۵، ش ۲۸۷ـ۲۸۹ چاپ سهامی انتشار، سال ۱۳۷۹ـ دکتر سیدحسین صفایی ـ حقوق مدنی ـ اشخاص و محجورین ص ۱۶۳ شماره ۱۹۵ و ص ۱۶۸ شماره ۲۰۱٫(اهلیت و حجر و سن رشد )
[۲] . دکتر سیدحسین صفایی ـ دکتر سیدمرتضی قاسم‌زاده – دوره حقوق مدنی، اشخاص و محجورین، چاپ سوم ۱۳۷۷، انتشارات سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها ص ۱۴۲، شماره ۱۶۸، اهلیت یعنی توانایی و شایستگی برای دارا شدن و اجرای حق ـ ص ۱۵۲، شماره ۱۷۷، اهلیت به معنی عام عبارت است از صلاحیت شخص برای دارا شدن و اجرای حق. در این معنی اهلیت کامل مورد نظر است اما گاهی از این کلمه فقط توانایی داراشدن حق. و یا اجرای آن را اراده می‌کنند و این اهلیت به معنای خاص می‌باشد. ص ۱۵۹، ش ۱۸۷، همان منبع. حجر یعنی عدم توانایی قانونی شخص در اعمال و اجرای حق ـ دکتر کاتوزیان، منبع سابق، شماره ۲۸۷ـ۲۸۹٫(اهلیت و حجر و سن رشد )(اهلیت و حجر و سن رشد )
[۳] . دکتر سیدحسن امامی دوره حقوق مدنی، جلد ۱، ص ۲۰۳، دکتر سیدحسین صفایی، دوره حقوق مدنی، جلد ۱ ص ۵۹، دکتر سیدعلی شایگان، حقوق مدنی ایران، جلد ۱، ش ۴۳۷ـ۱۳۴۲
________________________________________
معنای‌ برخورداری‌ گرفتن‌ و برخورداری‌ یافتن‌ و منفعت‌ گرفتن‌ هم‌ آمده‌ است‌. [۱] در قانون‌ مدنی‌ چندین‌ بار اصطلاح‌ تمتع‌ به‌ رفته‌ است‌ (مواد ۹۵۷ تا ۹۶۰ ق‌م‌). به‌ نظر می‌رسد اهلیت‌ تمتع‌ اصطلاح‌ مناسبی‌ برای‌ این‌ نوع‌ اهلیت‌ است‌. [۲](اهلیت و حجر و سن رشد )
۵ـ شرایط‌ اهلیت‌ تمتع‌
اهلیت‌ تمتع‌ یا برخورداری‌ از حقوق‌ و آزادی‌های‌ مدنی‌ با تولد انسان‌ آغاز و با مرگ‌ او خاتمه‌ می‌یابد حتی‌ حمل‌ نیز از حقوق‌ مدنی‌ منتفع‌ و برخوردار می‌شود مشروط‌ بر آنکه‌ زنده‌ متولد شود بنابراین‌ می‌توان‌ از این‌ نوع‌ اهلیت‌ با عنوان‌ اهلیت‌ طبیعی‌ یاد کرد زیرا هیچ‌ شرط‌ اضافه‌ای‌ برای‌ احراز آن‌ لازم‌ نیست‌ اینها مطالبی‌ است‌ که‌ مورد پذیرش‌ قانونگذار و توجه‌ او بوده‌ و در مواد ۹۵۶ و ۹۵۷ ق‌م‌ به‌ این‌ نوع‌ اهلیت‌ پرداخته‌ است‌ و به‌ صورت‌ فوق‌ مقررات‌ آن‌ را بیان‌ نموده‌ است‌. [۳](اهلیت و حجر و سن رشد )
۶ـ اهلیت‌ قانونی‌ یا اهلیت‌ اجراء
لیکن‌ بر این‌ نوع‌ اهلیت‌ از سوی‌ قانونگذار محدودیت‌هایی‌ وضع‌ شده‌ و آن‌ را مطلق‌ نگذارده‌ است‌ این‌ نوع‌ محدویت‌های‌ قانونی‌ نوع‌ خاصی‌ از اهلیت‌ را موجب‌ شده‌ است‌ که‌ می‌توان‌ آن‌ را اهلیت‌ خاص‌ یا اهلیت‌ قانونی‌ نامید همانطور که‌ در ماده‌ ۹۵۸ قانون‌ مدنی‌ قانونگذار متعرض‌ آن‌ شده‌ و این‌ قید و شرط‌ و محدودیت‌ بر اهلیت‌ تمتع‌ را بدین‌ صورت‌ بیان‌ نموده‌ است‌ که‌ هر انسان‌ متمتع‌ از حقوق‌ مدنی‌ خواهد بود لیکن‌ هیس‌ نمی‌تواند (اهلیت و حجر و سن رشد )
________________________________
[۱] . لغتنامه دهخدا ـ لغت تمتع
[۲] . اهلیت دارا بودن حق را حقوقدانان ایرانی اهلیت تملک و اهلیت استحقاق نیز نامیده‌اندـ دکتر ناصر کاتوزیان، دوره مقدماتی حقوق مدنی، جلد ۱، ش ۲۸۸ و دکتر محمد جعفر جعفری‌لنگرودی، ترمینولوژی حقوق.
[۳] . مبنای حقوقی اهلیت تمتع، انسان بودن است همین که انسان پا به عرصه زندگی گذاشت توانایی دارا شدن حقوق را کسب می‌کند. اما مبنای حقوقی اهلیت استیفاء، داشتن تمیز و درک است زیرا اراده انشایی که برای انجام دادن اعمال حقوقی لازم و ضروری است فقط در اشخاص دارای تمیز موجود است. سیدحسین صفایی ص ۱۵۵، ش۱۸۳،منبع سابق.(اهلیت و حجر و سن رشد )
________________________________________
حقوق‌ خود را اعمال‌ و اجرا کند مگر اینکه‌ برای‌ این‌ امر اهلیت‌ قانونی‌ داشته‌ باشد.[۱](اهلیت و حجر و سن رشد )(اهلیت و حجر و سن رشد )
بنابراین‌ ملاحظه‌ می‌فرمائید که‌ از نظر قانون‌ مدنی‌ هرچند انسان‌ به‌ محض‌ تولد استعداد و شایستگی‌ لازم‌ را برای‌ دارا شدن‌ حقوق‌ مدنی‌ پیدا می‌کند و لیکن‌ تنها در صورتی‌ می‌تواند حقوقی‌ را که‌ دارا شده‌ است‌ اعمال‌ و اجرا کند که‌ برای‌ این‌ امر اهلیت‌ قانونی‌ داشته‌ باشد. زیرا تمتع‌ به‌ معنای‌ برخوردار شدن‌ از حق‌ برخلاف‌ نظر برخی‌ نویگان‌ معمولاً ملازمه‌ با اجرای‌ حق‌ ندارد مانند اهلیت‌ برای‌ انجام‌ معامله‌ که‌ لزوماً به‌ معنی‌ انجام‌ معامله‌ و اجرای‌ این‌ حق‌ نیست‌ بلکه‌ هرگاه‌ صاحب‌ حق‌ اراده‌ کند و سایر شرایط‌ قانونی‌ لازم‌ نیز فراهم‌ باشد معامله‌ انجام‌ خواهد شد. [۲](اهلیت و حجر و سن رشد )
۷ـ اهلیت‌ تملک‌ـ یک‌ اصطلاح‌ نامناسب‌ 
برخی‌ از نویگان‌ اصطلاح‌ اهلیت‌ تملک‌ را به‌ جای‌ اهلیت‌ تمتع‌ پیشنهاد کرده‌اند که‌ اصطلاح‌ مناسبی‌ به‌ نظر نمی‌رسد. [۳] تملک‌ عملی‌ ارادی‌ است‌ که‌ با وضعیت‌ حقوقی‌ اهلیت‌ مزبور مناسبت‌ ندارد زیرا دستیابی‌ به‌ اهلیت‌ برای‌ دارا شدن‌ حقوق‌ به‌ صورت‌ طبیعی‌ و در نتیجه‌ تولد به‌ طور قهری‌ و غیرارادی‌ برای‌ شخص‌ حاصل‌ می‌شود و نیازی‌ به‌ اعمال‌ ارادی‌ و حقوقی‌ اضافی‌ برای‌ دارا شدن‌ حق‌ نمی‌باشد.(اهلیت و حجر و سن رشد )
________________________________
۱٫ برخی از حقوقدانان آن را اهلیت استیفاء یا اهلیت تصرف نیز گفته‌اند (دکترسیدحسن امامی دوره حقوق مدنی جلد ۱ ص ۲۰۴) و (دکتر موسی عمید حقوق مدنی ایران جلد ۱، ش ۴۴۰) و (دکتر ناصر کاتوزیان، قواعد عمومی قراردادها، جلد ۲، ش ۲۴۸ ) ص ۲ و ۳ و مقدمه علم حقوق، ش . ۲۶۸
[۲] . دکتر ناصرکاتوزیان، معاملات معوض_ تملیکی صفحه ۸۲، چاپ سوم، انتشارات بهنشر، سال ۱۳۶۳ و دکتر سیدحسین صفائی، منبع سابق، ص ۱۵۴، ش ۱۷۹ (اهلیت دارا شدن حق همیشه همراه با اهلیت نیست. ممکن است شخص حقی داشته باشد ولی نتواند آن را شخصاً اعمال و اجرا کند. کسانی که دارای حقی هستند یا عهده‌دار تکلیفی هستند زمانی می‌توانند حق یا تکلیف خود را اجرا نمایند که توانایی و شایستگی آن را دارا باشند.(اهلیت و حجر و سن رشد )(اهلیت و حجر و سن رشد )
[۳] . دکتر ناصر کاتوزیان، قواعد عمومی قراردادها، جلد ۲، صفحه ۲، شماره ۱، انتشارات سهامی انتشار سال ۱۳۷۹٫(اهلیت و حجر و سن رشد )
________________________________________

فصل‌ دوم‌ـ عدم‌ اهلیت‌ و انواع‌ آن‌ [۱]

گفتار اول_ آیا عدم‌ اهلیت‌ تمتع‌ امکان‌ دارد؟
در اینجا این‌ سؤال‌ مطرح‌ می‌شود که‌ آیا عدم‌ اهلیت‌ در مورد دارا شدن‌ حق‌ مصداق‌ می‌یابد یا خیر؟(اهلیت و حجر و سن رشد )
پاسخ‌ این‌ سؤال‌ آن‌ است‌ که‌ در مورد اهلیت‌ تمتع‌ اصل‌ بر آن‌ است‌ که‌ با زنده‌ متولد شدن‌ شخص‌ این‌ اهلیت‌ برای‌ او ایجاد می‌شود و حتی‌ حمل‌ نیز دارای‌ اهلیت‌ می‌باشد مشروط‌ بر آنکه‌ زنده‌ متولد شود. بنابراین‌ عدم‌ اهلیت‌ تمتع‌ عقلاً و قانوناً محال‌ به‌ نظر می‌رسد مگر آنکه‌ شخص‌ مرده‌ به‌ دنیا بیاید که‌ در این‌ صورت‌ اهلیت‌ لازم‌ را برای‌ دارا شدن‌ حقوق‌ و تکالیف‌ از دست‌ می‌دهد. تنها استثناء بر این‌ حکم‌ کلی‌ حقوقی‌ است‌ که‌ در مورد کفن‌ و دفن‌ برای‌ او ایجاد می‌شود و اولیاء او مکلفند در این‌ خصوص‌ اقدام‌ نمایند همچنین‌ این‌ حکم‌ هنگامی‌ که‌ شخص‌ بدرود حیات‌ می‌گوید و به‌ دار باقی‌ می‌شتابد نیز جاری‌ می‌باشد یعنی‌ انسان‌ پس‌ از مرگ‌ اهلیت‌ تمتع‌ و همچنین‌ اهلیت‌ اجراء را از دست‌ می‌دهد و تنها برخی‌ حقوق‌ استثنایی‌ از جمله‌ حق‌ کفن‌ و دفن‌ و ارث‌ و ‌ برای‌ او باقی‌ می‌ماند.(اهلیت و حجر و سن رشد )(اهلیت و حجر و سن رشد )
بدین‌ ترتیب‌ نتیجه‌ می‌گیریم‌ که‌ تنها در مورد اجراء و اعمال‌ حقوق‌ ممکن‌ است‌ بحث‌ عدم‌ اهلیت‌ مطرح‌ شود و در مورد دارا شدن‌ حقوق‌ موضوع‌ عدم‌ اهلیت‌ منتفی‌ می‌باشد. بنابراین‌ بحث‌ عدم‌ اهلیت‌ و انواع‌ آن‌ را در رابطه‌ با عدم‌ اهلیت‌ قانونی‌ ادامه‌ خواهیم‌ داد. عدم‌ اهلیت‌ قانونی‌ به‌ دو نوع‌ تقسیم‌ می‌شود. ۱ـ عدم‌ اهلیت‌ کلی‌ ۲ـ عدم‌ اهلیت‌ نسبی‌ .(اهلیت و حجر و سن رشد )(اهلیت و حجر و سن رشد )
________________________________
[۱] . برخی از حقوقدانان تقسیمات متعددی برای حجر و عدم اهلیت عنوان نموده‌اند و در نوشته‌های خود مورد شرح و بسط قرارداده‌اند از جمله دکتر سیدحسین صفایی که در کتاب خود انواع حجر را به این صورت احصاء نموده است: ۱ـ حجر عام و خاص ۲ـ حجر حمایتی و حجر سوءظنی ۳ـ حجر قانونی و قضایی ۴ـ حجر مبتنی بر فقدان اراده و حجر مبتنی بر نقص اراده ۵ـ حجر در امور مالی و حجر در امور مالی و غیرمالی ۶ـ حجری که غایت معینی دارد و حجری که غایت معینی ندارد.(اهلیت و حجر و سن رشد )
________________________________________
گفتار دوم _ عدم‌ اهلیت‌ کلی‌ و نسبی‌
الف‌ـ عدم‌ اهلیت‌ کلی‌ 
ممکن‌ است‌ عدم‌ اهلیت‌ قانونی‌ کلی‌ باشد یعنی‌ شخص‌ به‌ طور کلی‌ از انجام‌ کلیه‌ معاملات‌ و تصرفات‌ در اموال‌ و حقوق‌ مالی‌ خود محروم‌ شود به‌ عنوان‌ مثال‌ اشخاص‌ مجنون‌ دائمی‌ از انجام‌ کلیه‌ حقوق‌ و تصرفات‌ مالی‌ محروم‌ هستند به‌ طوری که‌ حتی‌ اجازه‌ یا تنفیذ ولی‌ قهری‌ یا ‌ نیز نمی‌تواند حکم‌ بطلان‌ را از اعمال‌ ایشان‌ بردارد زیرا شخصاً از اجرای‌ حقوق‌ خود محروم‌ هستند و تنها ولی‌ قهری‌ یا قیم‌ می‌تواند از طرف‌ ایشان‌ نسبت‌ به‌ انجام‌ معاملات‌ و تصرفات‌ مالی‌ اقدام‌ نماید.(اهلیت و حجر و سن رشد )(اهلیت و حجر و سن رشد )
ب‌ـ عدم‌ اهلیت‌ نسبی‌
در حالی‌که‌ برخی‌ اشخاص‌ کلاً دارای‌ اهلیت‌ قانونی‌ هستند و تنها در برخی‌ موارد خاص‌ از اهلیت‌ خود محروم‌ می‌شوند مانند اشخاص‌ عاقل‌ و بالغ‌ و رشید که‌ حق‌ دارند انحاء تصرفات‌ مالی‌ و معاملات‌ را به‌ انجام‌ برسانند مگر آنکه‌ در مورد خاصی‌ این‌ حق‌ از ایشان‌ سلب‌ شود. به‌ عنوان‌ مثال‌ چنانچه‌ تاجر بوده‌ و ورشکسته‌ شده‌ باشد در مدت‌ توقف‌ و ‌ نسبت‌ به‌ اموال‌ و حقوق‌ مالی‌ خود حق‌ تصرف‌ و دخالت‌ نداشته‌ و ممنوع‌المعامله‌ می‌باشد که‌ در این‌ صورت‌ عدم‌ اهلیت‌ او تنها محدود به‌ همین‌ مورد می‌شود به‌ همین‌ دلیل‌ تاجر ورشکسته‌ می‌تواند در اموال‌ دیگران‌ به‌ عنوان‌ نماینده‌ قانونی‌ تصرف‌ کند و قرارداد منعقد نماید و معامله‌ کند. (ماده‌ ۴۲۳ قانون‌ تجارت‌)(اهلیت و حجر و سن رشد )
گفتار سوم ـ آثار حقوقی‌ عدم‌ اهلیت‌ کلی‌ و نسبی‌
تفاوت‌ این‌ دو نوع‌ عدم‌ اهلیت‌ مربوط‌ به‌ آثار حقوقی‌ آنها می‌باشد زیرا در مورد عدم‌ اهلیت‌ کلی‌ اصل‌ بر عدم‌ صحت‌ قراردادها و بطلان‌ یا عدم‌ نفوذ اعمال‌ حقوقی‌ شخص‌ محجور است‌ مگر آنکه‌ مراتب‌ رشد او به‌ اثبات‌ رسیده‌ و یا آنکه‌ قانوناً چنین‌ اجازه‌ای‌ صراحتاً به‌ محجور داده‌ شده‌ باشد مانند تصرفات‌ مالی‌ صغیر و سفیه‌ و مجنون‌، ولی‌ در مورد عدم‌ اهلیت‌ نسبی‌ چون‌ امری‌ استثنائی‌ و محتاج‌ به‌ اثبات‌ می‌باشد فلذا تنها در موارد 
________________________________________
مصرح‌ قانونی‌ می‌توان‌ این‌ نوع‌ عدم‌ اهلیت‌ را پذیرفت‌. بنابراین‌ در این‌ مورد اصل‌ بر صحت‌ قراردادها و تصرفات‌ مالی‌ است‌ مگر آنکه‌ خلاف‌ آن‌ اثبات‌ شود. در نوشته‌های‌ فقهاء و نویگان‌ حقوق‌ مدنی‌ عدم‌ اهلیت‌ به‌ عدم‌ اهلیت‌ عام‌ یا خاص‌ تقسیم‌ شده‌ است‌.[۱](اهلیت و حجر و سن رشد )(اهلیت و حجر و سن رشد )
گفتار چهارم _ بررسی‌ برخی‌ از مصادیق‌ عدم‌ اهلیت‌ 
برخی‌ از نویگان‌ در نوشته‌های‌ خویش‌ در باب‌ اهلیت‌ مواردی‌ را به‌ عنوان‌ مصادیق‌ و موارد خاص‌ عدم‌ اهلیت‌ تمتع‌ ذکر نموده‌اند که‌ با توجه‌ به‌ مطالب‌ فوق‌الذکر نمی‌تواند صحیح‌ باشد زیرا موارد اعلامی‌ از سوی‌ ایشان‌ از مصادیق‌ عدم‌ اهلیت‌ قانونی‌ و یا عدم‌ اهلیت‌ اجرا می‌باشد. [۲](اهلیت و حجر و سن رشد )(اهلیت و حجر و سن رشد )
الف_ از جمله‌ حق‌ نکاح‌ کردن‌ که‌ از جمله‌ حقوق‌ طبیعی‌ و مدنی‌ اشخاص‌ می‌باشد که‌ به‌ مجرد زنده‌ متولد شدن‌ و زنده‌ ماندن‌ از این‌ حق‌ برخوردار می‌شوند و تنها اجرای‌ آن‌ حق‌ منوط‌ به‌ احراز شرایط‌ قانونی‌ می‌باشد. یعنی‌ حتی‌ قبل‌ از رسیدن‌ شخص‌ به‌ سن‌ بلوغ‌ و دارا 
________________________________
[۱] . حجر برابر تقسیم‌بندی فقهاء یا عام است و علاوه بر امور مالی سایر تصرفات را هم دربرمی‌گیرد و یا خاص است و شامل برخی از اعمال و تصرفات حقوقی است. نوع اول (حجر عام) یا دارای انتها و غایتی است که با انقضای آن سبب، حجر زائل می‌شود مانند صغر یا دارای پایانی نیست مانند جنون. نوع دوم (حجر خاص) هم یا براساس مصلحت محجور است مانند سفه یا براساس مصلحت محجور نیست که خود بر دو قسم است یا موقوف به حکم حاکم است (حجر قضایی) مانند فلس () یا منوط به حکم حاکم نیست (حجرقانونی) مانند مرض موت (جواهرالکلام ج ۲۶ ص ۴) برخی از فقهاء (شیخ اسداله شوشتری) با تتبع و تحقیق اسباب نقص را در یکجا جمع‌آوری نموده و تا ۲۲ سبب برای این امر نام برده‌اند که از جمله آنها وقف، جنایت، رهن، تعلق منع در و حق نذر می‌باشد (دکتر سیدحسین صفایی، منبع سابق، ص ۱۶۱)، مسالک الافهام ـ شهید ثانی ـ ج ۱ ص ۲۴۶ـ جواهرالکلام، ج ۲۶، ص ۴، علامه حلّی، تذکره‌الفقهاء ج۲، کتاب حجر. علامه حلّی حجری را که به خاطر حمایت از محجور برقرار شده (عام) و عدم اهلیتی را که به لحاظ حقوق دیگران ایجاد شده است (خاص)می‌نامد.به نظر ایشان حجر سفیه و مجنون و صغیر (حجر عام) است و حجر مفلس و بنده و مرتد (حجر خاص) است ، در نوشته‌های بعضی از فقهاء حجر سفیه نیز خاص نامیده شده است (شهید ثانی ـ مسالک‌الافهام، جلد ۱، ص ۲۴۶، شیخ محمدحسن نجفی جواهرالکلام، ج ۲۶، ص ۴ تقسیم حجر ارتباطی به مبنای حمایت از محجور یا دیگران ندارد (دکتر کاتوزیان، منبع سابق، زیرنویس، ص۹).
[۲] . دکتر ناصر کاتوزیان، ص ۱۱ ، ش ۲۹۲، منبع سابق.(اهلیت و حجر و سن رشد )(اهلیت و حجر و سن رشد )
________________________________________
شدن‌ اهلیت‌ قانونی‌ هم‌ او می‌تواند توسط‌ ولی‌ قهری‌ و نماینده‌ قانونی‌ خویش‌ نیابتاً و یا با کسب‌ اجازه‌ از او مباشرتاً عقد نکاح‌ را منعقد نماید. (تبصره‌ ماده‌ ۱۰۴۱ ق‌م‌ و ماده‌ ۱۰۶۳ ق‌ م‌). در فقه‌ شیعه‌ حتی‌ موضوع‌ فراتر از این‌ هم‌ عنوان‌ شده‌ است‌ یعنی‌ نه‌ تنها این‌ حق‌ برای‌ صغیر پذیرفته‌ شده‌ است‌ بلکه‌ حتی‌ بسیاری‌ از فقهاء عقیده‌ دارند ولی‌ قهری‌ حتی‌ حق‌ طلاق‌ دادن‌ زوجه‌ صغیر را خواه‌ به صورت‌ بلاعوض‌ و یا به‌ صورت‌ معوض‌ ندارد زیرا مصلحت‌ صغیر در بقای‌ زوجیت‌ است‌. [۱](اهلیت و حجر و سن رشد )(اهلیت و حجر و سن رشد )
ب _همچنین‌ در مورد ‌ صغیر نیز چنانچه‌ از نوع‌ ‌ تملیکی‌ باشد و یا آنکه‌ وظایف‌ و تعهدات‌ مالی‌ برای‌ او ایجاد نماید، در ‌ عهدی‌، در این‌ صورت‌ چون‌ مطابق‌ ماده‌ ۱۲۱۲ ق‌ م‌ اموال‌ و اعمال‌ صغیر تا حدی‌ که‌ مربوط‌ به‌ اموال‌ و حقوق‌ مالی‌ او باشد باطل‌ و بلااثر است‌ بنابراین‌ عدم‌ اهلیت‌ صغیر در این‌ مورد نیز از نوع‌ عدم‌ اهلیت‌ اجراء می‌باشد زیرا ولی‌ قهری‌ به‌ عنوان‌ نماینده‌ قانونی‌ او می‌تواند به‌ نیابت‌ از صغیر ‌ نماید به‌ طوریکه‌ در موارد ۱۱۸۸ تا ۱۱۹۰ و ۸۵۴ و ۸۶۰ق‌ م‌ مقرر است‌ ولی‌ قهری‌ می‌تواند برای‌ اداره‌ امور مولی‌ علیه‌ خود وصی‌ برای‌ دوران‌ پس‌ از مرگ‌ خویش‌ معین‌ نماید به‌ همین‌ سیاق‌ و 
________________________________
[۱] . علامه حلّی،تذکره الفقهاء، جلد ۲، کتاب حجر، لیکن برخی از حقوقدانان و فقهاء معتقدند منظور از تبصره ماده ۱۰۴۱ ق‌م این نیست که صغیر و صغیره می‌توانند با اجازه ولی خود مستقیماً خودشان نکاح کنند بلکه منظور آن است که ولی می‌تواند مستقیماً مولی علیه را تزویج نماید (حجت‌الاسلام دکتر مصطفی محقق داماد، حقوق خانواده (نکاح و انحلال آن) ص ۴۸، چاپ اول، نشر علوم اسلامی ۱۳۶۵، اگر مقصود از این مطلب این باشد که صغیر ممیز نمی‌تواند با اذن ولی نکاح کند و این ازدواج باطل است، قبول آن در حقوق امروز دشوار است با توجه به … به ویژه چون صغیر ممیز (مسلوب العبارة) و فاقد اراده حقوقی نیست و اعمال حقوقی مستقل او اصولاً غیرنافذ است نظریه اول (یعنی اینکه صغیرممیز می‌تواند با اذن ولی ازدواج کند و اگر بدون اذن ولی ازدواج کند نافذ نیست و ولی قهری یا خود صغیر بعد از رسیدن به سن بلوغ و رشد می‌تواند آن را تنفیذ کند) در حقوق امروز بیشتر قابل قبول است (دکتر سیدحسین صفایی، منبع سابق، ص ۲۰۲، ش ۲۲۸).(اهلیت و حجر و سن رشد )
________________________________________
ترتیب‌ حق‌ دارد راجع‌ به‌ اموال‌ او ‌ تملیکی‌ نماید و در قانون‌ مدنی‌ این‌ حق‌ از او سلب‌ نشده‌ است‌ و از عمومات‌ قانون‌ نیز این‌ طور استنباط‌ می‌شود که‌ مانعی‌ برای‌ اقدامات‌ ولی‌ قهری‌ در این‌ خصوص‌ وجود ندارد.
اما در مورد قیم‌ چون‌ قانونگذار در ماده‌ ۸۵۹ ق‌م‌ حق‌ ‌ عهدی‌ را از جمله‌ حقوق‌ مخصوص‌ ولی‌ قهری‌ خاص‌ دانسته‌ و از سایر اشخاص‌ سلب‌ نموده‌ است‌ فلذا با توجه‌ به‌ وحدت‌ ملاک‌ می‌توان‌ استنباط‌ نمود که‌ قیم‌ حق‌ ‌ از هر نوع‌ را نسبت‌ به‌ اموال‌ مولی‌ علیه‌ خود ندارد.(اهلیت و حجر و سن رشد )
مضافاً به‌ اینکه‌ چنانچه‌ صغیر پس‌ از رسیدن‌ به‌ سن‌ بلوغ‌ و دستیابی‌ به‌ اهلیت‌ قانونی‌ از انجام‌ مورد ‌ پشیمان‌ و منصرف‌ شود مطابق‌ مقررات‌ مواد ۸۳۸ و ۸۳۹ ق‌م‌ می‌تواند از وصیت‌ مزبور رجوع‌ نموده‌ و ثانیاً وصیتی‌ برخلاف‌ وصیت‌ اول‌ نماید که‌ در این‌ صورت‌ وصیت‌ دوم‌ صحیح‌ خواهد بود از سوی‌ دیگر چون‌ تملیک‌ ناشی‌ از وصیت‌ منوط‌ به‌ قبول‌ موصی‌له‌ بعد از فوت‌ موصی‌ می‌باشد و قبول‌ قبل‌ از فوت‌ اثر قانونی‌ ندارد پس‌ تا زمانی‌که‌ موصی‌ در قید حیات‌ می‌باشد تملیک‌ تحقق‌ نخواهد یافت‌ و موصی‌ می‌تواند از وصیت‌ خود رجوع‌ نماید ولو آنکه‌ موصی‌ له‌، موصی‌ به‌ را قبض‌ نموده‌ باشد (مواد ۸۲۷ ، ۸۲۹ و ۸۳۰ ق‌م‌).(اهلیت و حجر و سن رشد )
در مواردی که‌ در وصیت‌ تملیکی‌ موصی‌ له‌ غیر محصور باشد مانند وصیت‌ برای‌ فقراء یا امور عام‌المنفعه‌ و همچنین‌ در مورد وصیت‌ عهدی‌ نیز هرچند قبول‌ شرط‌ صحت‌ وصیت‌ نیست‌ ولکن‌ چون‌ مربوط‌ به‌ دوران‌ پس‌ از حیات‌ موصی‌ می‌باشد و در آن‌ هنگام‌ تحقق‌ می‌یابد و لذا در هر صورت‌ همانطور که‌ قبلاً نیز گفته‌ شد صغیر پس‌ از رسیدن‌ به‌ سن‌ بلوغ‌ و دارا شدن‌ اهلیت‌ قانونی‌ و قبل‌ از فوت‌ می‌تواند از وصیت‌ ولی‌ خود که‌ به‌ نیابت‌ از او انجام‌ شده‌ رجوع‌ نماید. بنابراین‌ محروم‌ نمودن‌ اشخاص‌ از حقوقی‌ که‌ قانون‌ به‌ آنها اعطاء نموده‌ براساس‌ دلایلی‌ که‌ بیشتر ناشی‌ از مصلحت‌اندیشی‌ و ماآل‌ اندیشی‌ می‌باشد امری‌ صحیح‌ و منطقی‌ به‌ نظر 
________________________________________
نمی‌رسد و برخلاف‌ قانون‌ می‌باشد.(اهلیت و حجر و سن رشد )
ج _ همچنین‌ ممنوعیت‌ بیگانگان‌ مقیم‌ ایران‌ از پاره‌ای‌ معاملات‌ نظیر خریدن‌ اراضی‌ کشاورزی‌ (طبق‌ قانون‌ مصوب‌ ۱۶/۳/۱۳۱۰) و ممنوعیت‌ معامله‌ قیم‌ بامولی‌ علیه‌ خود (ماده‌ ۱۲۴۰ ق‌م‌) و ممنوعیت‌ ‌ از انتقال‌ گرفتن‌ دعوائی‌ که‌ در دادرسی‌ آن‌ ‌ دارد (ماده‌ ۳۹ قانون‌ ‌) و ممنوعیت‌ کنان‌ دولت‌ و مجلس‌ و شهرداری‌ها از ‌ در معاملات‌ با ادارات‌ متبوعه‌ خود (مطابق‌ قانون‌ منع‌ مداخله‌ مصوب‌ ۱۳۳۷) با توجه‌ به‌ مطالبی‌ که‌ قبلاً بیان‌ شد از جمله‌ مصادیق‌ عدم‌ اهلیت‌ تمتع‌ محسوب‌ نمی‌شوند زیرا این‌ اشخاص‌ اصولاً اهلیت‌ و استحقاق‌ انجام‌ معامله‌ را به‌ طور کلی‌ دارا هستند مگر در اینگونه‌ موارد که‌ به‌ موجب‌ قانون‌ صریحاً این‌ حق‌ از ایشان‌ سلب‌ شده‌ است‌ فلذا عدم‌ اهلیت‌ ایشان‌ امری‌ استثنایی‌ و نسبی‌ است‌ و از فروعات‌ عدم‌ اهلیت‌ قانونی‌ می‌باشد که‌ راجع‌ به‌ آن‌ قبلاً بحث‌ شده‌ است‌.(اهلیت و حجر و سن رشد )
گفتار پنجم _ یک‌ استثناء 
تنها موردی‌ که‌ می‌توان‌ به‌ عنوان‌ مصداق‌ عدم‌ اهلیت‌ تمتع‌ و طبیعی‌ ذکر نمود عدم‌ اهلیت‌ اشخاص‌ حقوقی‌ است‌ در خصوص‌ انجام‌ اموری‌ که‌ ذاتاً در صلاحیت‌ و تخصص‌ آنها نبوده‌ و جزء اهداف‌ تشکیل‌ آن‌ مؤسسه‌ حقوقی‌ نمی‌باشد به‌ عنوان‌ مثال‌ امور مربوط‌ به‌ ازدواج‌ و طلاق‌ و بنوت‌ و ابوت‌ که‌ جزء حقوق‌ طبیعی‌ ذاتی‌ انسان‌ها است‌ و به‌ سایر اشخاص‌ تسری‌ ندارد. (ماده‌ ۵۸۸ قانون‌ تجارت‌) همین‌ طور پرداختن‌ به‌ تجارت‌ و دادوستد تجاری‌ توسط‌ مؤسسات‌ غیرتجاری‌ از قبیل‌ مساجد و انجمن‌های‌ خیریه‌ که‌ تجارت‌ جزء اهداف‌ و خصوصیات‌ ذاتی‌ آنها نیست‌ (ماده‌ ۵۸۴ قانون‌ تجارت‌) بنابراین‌ اشخاص‌ حقوقی‌ در موارد مذکور فاقد اهلیت‌ تمتع‌ هستند و این‌ نمونه‌ را می‌توان‌ به‌ عنوان‌ مصداق‌ بارز عدم‌ اهلیت‌ تمتع‌ به‌ شمار آورد.(اهلیت و حجر و سن رشد )
گفتار ششم _ آیا تحدید اراده‌ در قراردادها نوعی‌ عدم‌ اهلیت‌ محسوب‌ می‌شود؟(اهلیت و حجر و سن رشد )
________________________________________
با توجه‌ به‌ مطالب‌ فوق‌الذکر باید گفت‌ خیر تحدید اراده‌ از مصادیق‌ عدم‌ اهلیت‌ محسوب‌ نمی‌شود زیرا تحدید اراده‌ امری‌ ارادی‌ است‌ و در نتیجه‌ تراضی‌ اشخاص‌ حاصل‌ می‌شود و نفوذ این‌ تحدیدات‌ که‌ بر موضوع‌ یا مال‌ معینی‌ تحمیل‌ می‌شود به‌ معنی‌ ایجاد حجر برای‌ اشخاص‌ نیست‌ و ارتباطی‌ به‌ اهلیت‌ اشخاص‌ پیدا نمی‌کند بلکه‌ نتیجه‌ قراردادی‌ تغییر وضعیت‌ حقوقی‌ اموال‌ و حقوق‌ مالی‌ می‌باشد و از لوازم‌ اهلیت‌ و توابع‌ و نتایج‌ آن‌ به‌ شمار می‌رود. به‌ عنوان‌ مثال‌ در بسیاری‌ از وصایا یا عطایا یا صلح‌های‌ بلاعوض‌ یا معوض‌ شرط‌ می‌شود که‌ موصی‌ له‌ یا متهب‌ یا متصالح‌ تا مدت‌ معینی‌ از انجام‌ هر نوع‌ معامله‌ نسبت‌ به‌ مال‌ موضوع‌ قرارداد ممنوع‌ می‌باشد. اینگونه‌ شروط‌ بیگمان‌ صحیح‌ و نافذ و معتبر بوده‌ و از مشروط‌ علیه‌ سلب‌ حق‌ می‌نماید و لکن‌ این‌ نوع‌ ممنوعیت‌ را نباید از نوع‌ عدم‌ اهلیت‌ محسوب‌ نمود زیرا اختیار شخص‌ در نتیجه‌ تراضی‌ و توافق‌ محدود شده‌ نه‌ به‌ حکم‌ قانون‌ مضافاً به‌ اینکه‌ قانون‌ نیز این‌ حق‌ را از اشخاص‌ سلب‌ نکرده‌ است‌ و آنها را از تنظیم‌ اینگونه‌ قراردادها ممنوع‌ و محروم‌ ننموده‌ است‌ و در تأیید این‌ نوع‌ قراردادها و تنفیذ آنها آثار حقوقی‌ ‌ از شرط‌ را نیز فسخ‌ قرارداد و جبران‌ خسارات‌ وارده‌ بر زیان‌ دیده‌ در صورت‌ ورود خسارت‌ قرارداده‌ است‌. (ماده‌ ۲۳۹ ق‌م‌)(اهلیت و حجر و سن رشد )

فصل‌ سوم‌ ـ مبانی‌ حقوقی‌ حجر و عدم‌ اهلیت‌

در آراء فقهاء و حقوقدانان‌ مبانی‌ حقوقی‌ متعددی‌ برای‌ عدم‌ اهلیت‌ و حجر عنوان‌ شده‌ است‌ که‌ می‌توان‌ به‌ ترتیب‌ ذیل‌ خلاصه‌ نمود. [۱] (اهلیت و حجر و سن رشد )
۱ـ حمایت‌ از شخص‌ محجور
در برخی‌ موارد ممکن‌ است‌ مبنای‌ حقوقی‌ آن‌ حمایت‌ از شخص‌ محجور باشد مانند اشخاص‌ مجنون‌ و سفیه‌ و صغیر که‌ قانون‌ جهت‌ حمایت‌ از اشخاص‌ مزبور ایشان‌ را 
________________________________
[۱] . منابع مندرج در شماره‌های ۳ و ۴ و ۱۳ و ۱ـ۳۴٫
________________________________________
محجور دانسته‌ است‌ فلذا معاملات‌ با این‌ اشخاص‌ را باطل‌ یا غیرنافذ اعلام‌ نموده‌ است‌.[۱] (مواد ۱۲۰۷ و ۱۲۱۰ ق‌م‌)(اهلیت و حجر و سن رشد )
۲ـ حمایت‌ از اشخاص‌ ثالث‌
گاهی‌ ممکن‌ است‌ حمایت‌ از حقوق‌ و مطالبات‌ سایر اشخاص‌ مبنای‌ حقوقی‌ عدم‌ اهلیت‌ اشخاص‌ باشد مانند عدم‌ اهلیت‌ تاجر ورشکسته‌ نسبت‌ به‌ اموال‌ موجود (ماده‌ ۴۲۳ ق‌.ت‌) و راهن‌ نسبت‌ به‌ مال‌ مورد رهن‌ (ماده‌ ۷۹۳ ق‌م‌) که‌ برای‌ حفظ‌ حقوق‌ طلبان‌ ورشکسته‌ و مرتهن‌ در مورد رهن‌ وضع‌ شده‌ است‌. [۲](اهلیت و حجر و سن رشد )
۳ـ حمایت‌ از جامعه‌ و رعایت‌ نظم‌ عمومی‌ آن‌
در برخی‌ موارد نیز مبنای‌ حقوقی‌ عدم‌ اهلیت‌ اشخاص‌ حمایت‌ از جامعه‌ می‌باشد مانند 
________________________________
[۱] . دکتر سیدحسین صفایی، منبع سابق، ص ۱۶۳، ش ۱۹۵، حجر حمایتی دارای قواعد و ضوابط مشترک و خاصی است که آن را از سایر نهادهای قانونی و سایر محدودیت‌ها متمایز می‌گرداند این خصایص عبارتند از ۱ـ حجر حمایتی ناشی از قانون است و مقررات آن همانند مقررات مربوط به اهلیت با نظم عمومی مرتبط است و از این جهت جزء قواعد امری به شمار می‌آید ۲ـ حجر حمایتی بر فقدان یاعدم کفایت اراده مبتنی است بنابراین اثبات حجر برای حکم به بطلان معامله یا غیرنافذ بودن آن کافی است و به اثبات فقدان یا عدم کفایت اراده نیازی نیست ۳ـ ضمانت اجرای حجر حمایتی در حقوق ایران بطلان یا عدم نفوذ است۴ـ قواعد و مقررات مربوط به حجر حمایتی از یک طرف مربوط به اشخاص است، زیرا در واقع حجر مربوط به نقص شخصیت است و از طرف دیگر مربوط به خانواده است زیرا قانونگذار نهادهای حمایت از محجورین را برای حمایت از خانواده تأسیس کرده است ۵ـ رژیم واحدی برای سرپرستی و اداره امور محجورین معین شده است، این رژیم ولایت و قیمومیت نامیده می‌شود ۶ـ غالب مقررات مربوط به حجر حمایتی درباره اموال و تعهدات مالی است و قانونگذار به منظور حمایت از منافع مالی محجور او را از مباشرت در حقوق مالی خود ممنوع کرده و از این طریق مورد حمایت قرار داده است. (اهلیت و حجر و سن رشد )(اهلیت و حجر و سن رشد )
[۲] . دکتر سیدحسین صفایی، منبع سابق، ص ۱۶۶، تا ۱۶۷، ش ۱۹۸، مبنای حقوقی حجر حمایتی فقدان یا ضعف عقل یا اراده است (برخی از فقهای امامیه تعبیراتی دارند که مؤید این معنی است مثلاً گفته‌اند (ان السفه امرذاتی و نقص فی‌العقل و التفکیر فهوکالصغیر و المجنون (تحریرالمجله ج۳ ص ۱۷۰). اما در حجر سوءظنی مبنای حقوقی حجر فقدان یا نقص اراده نیست بلکه حمایت از اشخاص دیگر و بستانکاران است مثلاً تاجر ورشکسته… از پاره‌ای تصرفات مالی منع شده تا نتواند اعمالی را که به حقوق بستانکاران لطمه می‌زند انجام دهد.(اهلیت و حجر و سن رشد )
________________________________________
عدم‌ اهلیت‌ بیگانگان‌ و اتباع‌ خارجی‌ نسبت‌ به‌ تملک‌ اراضی‌ مزروعی‌ (مطابق‌ قانون‌ مصوب‌ ۱۶/۳/۱۳۱۰) و تملک‌ غیرمنقول‌ در ایران‌ (مطابق‌ مواد ۸ و ۹۶۱ ق‌م‌) و یا عدم‌ اهلیت‌ اتباع‌ ایرانی‌ که‌ ترک‌ ‌ می‌کنند در خصوص‌ دارا بودن‌ و ‌ بر اموال‌ غیرمنقول‌ در ایران‌ (مواد ۹۸۸ و ۹۸۹ ق‌ م‌) و یا عدم‌ اهلیت‌ شخص‌ قاتل‌ و محرومیت‌ او از ارث‌ در صورت‌ قتل‌ مورث‌ خود (ماده‌ ۸۸۰ ق‌م‌) و یا عدم‌ اهلیت‌ کسی‌ که‌ دست‌ به‌ خودکشی‌ می‌زند برای‌ وصیت‌ کردن‌ (ماده‌ ۸۳۶ ق‌م‌) که‌ در تمام‌ این‌ موارد تنها حمایت‌ از حقوق‌ جامعه‌ مبنای‌ حقوقی‌ عدم‌ اهلیت‌ اشخاص‌ مزبور می‌باشد.(اهلیت و حجر و سن رشد )
گاه‌ نیز ممکن‌ است‌ مبنای‌ حقوقی‌ عدم‌ اهلیت‌ اشخاص‌ رعایت‌ نظم‌ عمومی‌ جامعه‌ باشد مانند عدم‌ اهلیت‌ شخص‌ مست‌ و بیهوش‌ زیرا با وجود اینکه‌ از مستی‌ و بیهوشی‌ به‌ عنوان‌ برخی‌ از شرایط‌ عدم‌ اهلیت‌ در مواد ۲۱۲ و۱۲۰۷ق‌م‌ ذکری‌ به‌ میان‌ نیامده‌ است‌ ولیکن‌ با استفاده‌ از وحدت‌ ملاک‌ در مورد اشخاص‌ بیهوش‌ و مست‌ نیز می‌توان‌ گفت‌ مطابق‌ ماده‌ ۱۹۵ق‌م‌ اساساً بطلان‌ معامله‌ آنها نیز به‌ علت‌ فقدان‌ قصد و رضا می‌باشد که‌ مفهوم‌ موافق‌ آن‌ ماده‌ این‌ است‌ که‌ اشخاص‌ مست‌ و بیهوش‌ به‌ علت‌ فقدان‌ اراده‌ در حکم‌ مجنون‌ یا غیر رشید بوده‌ و فاقد اهلیت‌ هستند فلذا حق‌ انجام‌ معامله‌ ندارند.
از طرف‌ دیگر چون‌ قواعد و مقررات‌ مربوط‌ به‌ شرایط‌ اساسی‌ صحت‌ معاملات‌ از جمله‌ قواعد آمره‌ و در زمره‌ مقررات‌ مربوط‌ به‌ نظم‌ عمومی‌ می‌باشد بنابراین‌ اشخاص‌ نمی‌توانند برخلاف‌ مقررات‌ مربوط‌ به‌ نظم‌ عمومی‌ تراضی‌ و توافق‌ نمایند فلذا عدم‌ اهلیت‌ اشخاص‌ مزبور در این‌گونه‌ موارد به‌ لحاظ‌ رعایت‌ نظم‌ عمومی‌ جامعه‌ می‌باشد.(اهلیت و حجر و سن رشد )(اهلیت و حجر و سن رشد )
همچنین‌ عدم‌ اهلیت‌ شخص‌ حقوقی‌ در موارد مربوط‌ به‌ ابوت‌ و بنوت‌ و مسائل‌ خانوادگی‌ و ازدواج‌ و طلاق‌ و یا انجام‌ معاملات‌ و دادوستد تجاری‌ توسط‌ مؤسسه‌ عام‌المنفعه‌ غیرتجاری‌ و خیریه‌ علاوه‌ بر حمایت‌ از اشخاص‌ و جامعه‌ و صیانت‌ از قواعد آمره‌ مذهبی‌ می‌تواند به‌ لحاظ‌ مخالفت‌ آن‌ با نظم‌ عمومی‌ باشد و همین‌طور عدم‌ اهلیت‌ شخص‌ در خصوص‌ انجام‌ معامله‌ نسبت‌ به‌ اموال‌ اشخاص‌ دیگر نیز بر این‌ مبنا استوار 
________________________________________
است‌.(اهلیت و حجر و سن رشد )(اهلیت و حجر و سن رشد )
۴ـ عدم‌ اهلیت‌ قانونی‌ 
در هر صورت‌ عدم‌ اهلیت‌ قانونی‌ وقتی‌ مصداق‌ می‌یابد که‌ در قوانین‌ و مقررات‌ به‌ آن‌ تصریح‌ شده‌ باشد یعنی‌ قانونگذار آن‌ را تعریف‌ کرده‌ و یا آنکه‌ مصداق‌ آن‌ را معین‌ نموده‌ و نیز ضمانت‌ اجرای‌ قانونی‌ برای‌ آن‌ در نظر گرفته‌ باشد در غیر این‌ صورت‌ با وجود آنکه‌ ممکن‌ است‌ شخصی‌ بنا به‌ دلایل‌ متعددی‌ از نظر بسیاری‌ از اشخاص‌ محجور باشد و لیکن‌ این‌ امر برای‌ آنکه‌ قانوناً شخص‌ مزبور محجور شناخته‌ شود کافی‌ نخواهد بود. [۱]
۵ـ عدم‌ اهلیت‌ و یا ممنوعیت‌ قضائی‌ و اداری‌
همچنین‌ در برخی‌ موارد نیز ممکن‌ است‌ عدم‌ اهلیت‌ اشخاص‌ از نوع‌ عدم‌ اهلیت‌ قضائی‌ یا اداری‌ باشد و این‌ در مواردی‌ است‌ که‌ اشخاص‌ از سوی‌ مراجع‌ قضائی‌ یا اداری‌ به‌ سبب‌ ارتداد یا ارتکاب‌ جرائم‌ و یا بدهی‌ یا ممنوعیت‌های‌ قانونی‌ دیگر کلاً ممنوع‌المعامله‌ می‌شوند و یا آنکه‌ برخی‌ از اموال‌ ایشان‌ در حیطه‌ تأمین‌ و توقیف‌ قرار می‌گیرد که‌ در این‌ صورت‌ تا زمانی‌که‌ رفع‌ ممنوعیت‌ ایشان‌ اعلام‌ نشود کماکان‌ کلاً یا بعضاً ممنوع‌المعامله‌ خواهند ماند همان‌طور که‌ امروزه‌ بسیاری‌ از اشخاص‌ از سوی‌ محاکم‌ دادگستری‌ و دادگاه‌های‌ انقلاب‌ و یا دوایر اجرای‌ ادارات‌ دارائی‌ و ثبت‌ و غیره‌ ممکن‌ است‌ ممنوع‌المعامله‌ اعلام‌ شوند یا اموالشان‌ بازداشت‌ شود در این‌ صورت‌ تا زمانی‌ که‌ رفع‌ ممنوعیت‌ از ایشان‌ نشود حق‌ انجام‌ معامله‌ را علی‌الخصوص‌ در دفاتر اسناد رسمی‌ نخواهند داشت‌.(اهلیت و حجر و سن رشد )(اهلیت و حجر و سن رشد )
________________________________
[۱] . دکتر کاتوزیان، منبع سابق ص ۱۰، ش ۲۹۱، در ماده ۱۲۰۷ ق‌م، اسباب حجر ذکر شده و به صغرو سفه و جنون محدود گردیده است در حقوق امروز معمولاً اصطلاح حجر برای مواردی که سبب منع، نقص در ، مانند حجر راهن، یا منع تصرف به دلیل حمایت از حقوق دیگران باشد مانند حجر تاجر ورشکسته به ندرت استعمال می‌شود و هم برای این گونه موارد از اصطلاح حجر استفاده نکرده است.(اهلیت و حجر و سن رشد ) سیدحسین صفایی، ص ۱۶۹، ش ۲۰۱
________________________________________

فصل‌ چهارم‌ ـ ماهیت‌ حقوقی‌ مقررات‌ مربوط‌ به‌ اهلیت‌

گفتار اول _ آیا قوانین‌ مربوط‌ به‌ اهلیت‌ از جمله‌ قوانین‌ آمره‌ محسوب‌ می‌شوند؟[۱]
قوانین‌ و مقررات‌ مربوط‌ به‌ اهلیت‌ در حقوق‌ موضوعه‌ از جمله‌ قواعد آمره‌ محسوب‌ می‌شوند که‌ تراضی‌ و توافق‌ افراد در عدم‌ رعایت‌ آنها و تراضی‌ برخلاف‌ آنها ممنوع‌ و فاقد وجهه‌ و آثار حقوقی‌ می‌باشد افراد نمی‌توانند مصادیق‌ آن‌ را کاهش‌ یا افزایش‌ دهند بنابراین‌ تصرفات‌ مالی‌ و اعمال‌ حقوقی‌ که‌ اشخاص‌ برخلاف‌ مقررات‌ مربوط‌ به‌ اهلیت‌ منعقد سازند از لحاظ‌ حقوقی‌ باطل‌ و فاقد آثار حقوقی‌ و ارزش‌ و اعتبار قانونی‌ خواهد بود.(اهلیت و حجر و سن رشد )(اهلیت و حجر و سن رشد )
مثال‌ ۱ـ به‌ عنوان‌ مثال‌ شخصی‌ که‌ فاقد اهلیت‌ است‌ نمی‌تواند با کتمان‌ موضوع‌ و اغفال‌ و فریب‌ دیگران‌ مبادرت‌ به‌ انجام‌ اعمال‌ حقوقی‌ نماید که‌ از جمله‌ شرایط‌ اساسی‌ صحت‌ انجام‌ آن‌ اعمال‌ یکی‌ نیز دارا بودن‌ اهلیت‌ قانونی‌ می‌باشد و چنانچه‌ این‌ کار را بنماید و بعداً کشف‌ شود که‌ در هنگام‌ انجام‌ آن‌ عمل‌ حقوقی‌ فاقد اهلیت‌ قانونی‌ بوده‌ آن‌ عمل‌ قانوناً باطل‌ و فاقد آثار حقوقی‌ خواهد بود و چنین‌ شخصی‌ مکلف‌ به‌ جبران‌ خسارات‌ وارده‌ به‌ اشخاص‌ ذی‌نفع‌ نیز خواهد شد. مثلاً صغیر چنانچه‌ خود را کبیر و واجد اهلیت‌ جلوه‌ دهد و معامله‌ای‌ بنماید مطابق‌ (ماده‌ ۱۲۱۶ ق‌م‌) آن‌ معامله‌ باطل‌ و صغیر ضامن‌ است‌.(اهلیت و حجر و سن رشد )
مثال‌ ۲ـ همچنین‌ در صورتی‌که‌ اشخاص‌ دارای‌ اهلیت‌ بخواهند نسبت‌ به‌ انجام‌ کلیه‌ اعمال‌ حقوقی‌ در آینده‌ خود را فاقد اهلیت‌ معرفی‌ کنند و ضمن‌ قراردادی‌ اهلیت‌ قانونی‌ را 
________________________________
[۱] . سیدحسین صفایی، ص ۱۵۶، ش ۱۸۴، ناصر کاتوزیان قواعد عمومی قراردادها، ج ۲ ص ۷ ش۱۸۹، از آنجا که قواعد مربوط به اهلیت با مصلحت جامعه ارتباط دارند و دارای اهمیت خاصی می باشند این قواعد از قواعد آمره و مربوط به نظم عمومی محسوب می‌شوند. به طور کلی قواعدی که برای حمایت از شخصیت و آزادی و سلامت اراده فرد وضع شده‌اند امری و مرتبط با نظم عمومی هستند و افراد نمی‌توانند برخلاف آنها توافق کنند، بنابراین قراردادهای مربوط به سلب اهلیت اعم از اهلیت تمتع و اهلیت استیفاء باطل و بلااثر است.(اهلیت و حجر و سن رشد )
________________________________________
از خود سلب‌ کنند چنین‌ قراردادی‌ نیز محکوم‌ به‌ بطلان‌ می‌باشد زیرا همان‌طور که‌ قبلاً تذکر داده‌ شد قواعد مربوط‌ به‌ اهلیت‌ از جمله‌ قواعد و مقررات‌ آمره‌ است‌ که‌ تراضی‌ و توافق‌ اشخاص‌ نمی‌تواند در تعارض‌ با مقررات‌ مذکور واجد وجهه‌ قانونی‌ و آثار حقوقی‌ تلقی‌ شود. فلذا قانونگذار در مواد ۹۵۹ و ۹۶۰ قانون‌ مدنی‌ ق‌م‌ صریحاً به‌ این‌ موضوع‌ پرداخته‌ و آن‌ را نفی‌ نموده‌ است‌. مانند آنکه‌ پدر و مادری‌ قراردادی‌ منعقد نموده‌ و حق‌ حضانت‌ یا ولایت‌ بر فرزندان‌ مشترک‌ را از خود سلب‌ و ساقط‌ نمایند که‌ طبعاً چنین‌ قراردادی‌ باطل‌ خواهد بود.(اهلیت و حجر و سن رشد )
گفتار دوم _ قوانین‌ آمره‌ و تحدید اراده‌
مع‌هذا و به‌ قول‌ دکتر امیری‌ قائم‌ مقامی‌ باید بین‌ اعلام‌ عدم‌ اهلیت‌ به‌ موجب‌ قرارداد و تعهد انجام‌ ندادن‌ یکی‌ از اعمال‌ جایز تفاوت‌ قائل‌ شد زیرا چنین‌ تعهدی‌ تا آنجا که‌ از مصادیق‌ سلب‌ یکی‌ از حقوق‌ مدنی‌ نبوده‌ و به‌ تمامیت‌ معنوی‌ متعهد لطمه‌ای‌ وارد نسازد واجد اعتبار حقوقی‌ می‌باشد. به‌ عنوان‌ مثال‌ چنانچه‌ مستأجر در ضمن‌ قرارداد ‌ متعهد شود که‌ از مورد ‌ فقط‌ به‌ منظور استفاده‌ مسکونی‌ منتفع‌ شود و آن‌ را مورد استفاده‌ دیگری‌ قرار ندهد. اساساً چنین‌ تحدید اراده‌ای‌ را نمی‌توان‌ از مصادیق‌ عدم‌ اهلیت‌ بستن‌ قرارداد محسوب‌ داشت‌ و بر این‌ اساس‌ آن‌ را باطل‌ دانست‌ بلکه‌ چنین‌ قرارداد و تعهدی‌ نافذ و معتبر بوده‌ و حتی‌ ضمانت‌ اجرای‌ ‌ از تعهد مزبور نیز در قانون‌ پیش‌بینی‌ گردیده‌ که‌ موجد حق‌ فسخ‌ برای‌ متعهدله‌ و صدور حکم‌ بر جبران‌ خسارات‌ وارده‌ بر متعهدله‌ و رفع‌ وضعیت‌ موجود که‌ به‌ ضرر متعهدله‌ ایجاد شده‌ به‌ تقاضای‌ او می‌باشد. [۱](اهلیت و حجر و سن رشد )
گفتار سوم _ نتیجه‌ بحث‌
بنابراین‌ مشخص‌ می‌شود که‌ به‌ چه‌ دلیل‌ قانونگذار در ماده‌ ۹۰ قانون‌ مدنی‌ اهلیت‌ متعاملین‌ را یکی‌ از شرایط‌ اساسی‌ صت‌ معامله‌ برشمرده‌ است‌ و چنان‌ ارزش‌ و اعتباری‌ 
________________________________
[۱] . دکتر عبدالمجید امیری قائم‌مقامی ـ حقوق تعهدات ص ۱۴۷، چاپ دانشگاه تهران، سال ۱۳۵۶٫(اهلیت و حجر و سن رشد )
________________________________________
برای‌ آن‌ قائل‌ شده‌ است‌ که‌ آن‌ را از ارکان‌ صحت‌ وقوع‌ معاملات‌ قرار داده‌ است‌ به‌ نحوی‌ که‌ عدم‌ احراز اهلیت‌ هر یک‌ از طرفین‌ موجب‌ عدم‌ نفوذ یا بطلان‌ معاملات‌ می‌شود. در همین‌ راستا و در ادامه‌ در ماده‌ ۲۱۰ ق‌م‌ به‌ عنوان‌ یک‌ تکلیف‌ قانونی‌ مقرر می‌دارد که‌ (متعاملین‌ باید برای‌ معامله‌ اهلیت‌ داشته‌ باشند) و در مواد ۲۱۲ و ۲۱۳ ق‌م‌ ضمانت‌ اجرای‌ عدم‌ رعایت‌ این‌ دستور قانونی‌ را بطلان‌ و یا عدم‌ نفوذ معاملات‌ انجام‌ شده‌ قرارداده‌ است‌.(اهلیت و حجر و سن رشد )(اهلیت و حجر و سن رشد )

 


اهلیت و حجر و سن رشد،عدم‌ اهلیت‌،حجر،مشاوره اینترنتی،مشاوره حقوقی،موسسه حقوقی،وکالت،وکیل،مشاور


گروه وکلای دادشید

موسسه حقوقی ندای عدالت ساعی (گروه وکلای دادشید) با بهره گیری از وکلای پایه یک دادگستری آماده ارائه انواع خدمات حقوقی و در مراجع حقوقی کیفری دیوان عدالت و  سایر مراجع حقوقی و اداری توسط  و مشاوره حقوقی در سرتاسر کشور می باشد جهت ارتباط با این مجموعه اینجا را کلیک کنید.

همیشه بخاطر داشته باشید؛ مسائل مشابه حقوقی الزاماََ راه حل مشابهی ندارند بدون مشورت با یا مشاور حقوقی هیچ گونه اقدامی انجام ندهید.