آزادى و حقوق بشر – گروه وکلای دادشید

آزادى و حقوق بشر – گروه وکلای دادشید

(مقالات حقوقی،حقوق بشر،آزادى نامحدود،آزادی،جلوه ‏هاى آزادى،آزادی بیان،آزادى اجتماعات،آزادی مطبوعات،مشاوره اینترنتی،مشاوره حقوقی،موسسه حقوقی ،وکالت،درخواست وکیل،وکیل،مشاور)

 

آزادى و حقوق بشر

در آغاز بحث لازم است نكاتى را يادآور شوم:(آزادى و حقوق بشر)

۱٫تاثير عنوان حقوق بشر و آزادى در جامعه:

در گستره گيتى عنوان و گفتار دل‏انگيز حقوق بشر و آزادى‏ها مطابق موازينى كه دارد بين جوامع ستاره ‏وار مى ‏درخشد و تلالؤ جان بخش آن زواياى آفرينش را زينت‏ خاص مى‏بخشد و جهانيان دربند و مظلوم و ستم ديده را اميدوار كرده و آرامش مى ‏بخشد، زيرا حقوق و احقاق آن براى بشر، هماهنگى، زندگى مسالمت‏ آميز، رفاه و آسايش كامل را نويد مى‏ دهد .(آزادى و حقوق بشر)

۲٫برخوردارى همگان از مزاياى اجتماعى:

ترديدى نيست انسان‏ها در هر كجاى دنيا كه زندگى كنند و داراى هر دين و مذهبى و قوم و نژاد و ملتى كه باشند بايد مطابق موازين از حقوق انسانى و همه مزاياى جهان هستى برخوردار گردند، زيرا همه آفريده خداى واحد و رحيم هستند و او به همه آنان كرامت‏ب خشيده است; همان طور كه مى ‏فرمايد:
لقد كرمنا بنى آدم و حملنا هم فى‏البر والبحر و رزقناهم من‏الطيبات و فضلناهم على كثير ممن خلقنا تفضيلا .(آزادى و حقوق بشر)
(۲)
فطرت الهى بشر بر گرايش به حفظ اين پديده و رعايت كامل آن براى همگان استوار است و عقل آدمى نيز به همين گرايش حكم كرده است .(آزادى و حقوق بشر)
مشرب‏هاى عرفانى، فلسفى، اخلاقى رعايت‏حقوق بشر و آزادى‏ها را در جهان هستى جزئى تفكيك‏ناپذير از طريقه خويش قرار داده‏اند و رعايت نكردن و يا ناديده‏ گرفتن آن را سبب از هم پاشيدگى و نابودى جوامع بشرى دانسته‏ اند .(آزادى و حقوق بشر)در اديان الهى نيز رعايت ‏حقوق بشر و عدم تجاوز به حقوق يكديگر از اهداف اصلى به شمار مى ‏رود و به اين مساله بيش از هر موضوعى پرداخته‏ اند .(آزادى و حقوق بشر)

۳ .تاكيد انبيا و اوصياى آنان بر حفظ حقوق بشر:

در طول تاريخ بشر، انبيا و اوصياى عظام كه حلقه ارتباط ميان خلق و خالقند، تلاش بسيارى در تثبيت اين پديده در جوامع بشرى كرده و در همه تعاليم دينى، اجتماعى، اخلاقى و اقتصادى جهانيان را به آن دعوت كرده‏اند و بر حفظش تاكيد داشته ‏اند تا رعايت‏ حقوق انسان‏ها را در جامعه بشرى نهادينه سازند، براى نمونه مى‏توان به فرمان حضرت على عليه السلام به مالك اشتر كه يك منشور اساسى براى حقوق انسان‏ها در دين است و رسالة‏الحقوق امام سجاد عليه السلام اشاره كرد .(آزادى و حقوق بشر)(آزادى و حقوق بشر)

۴٫ تاكيد بيشتر پيامبراسلام عليه السلام درباره آزادى:

در امتداد تلاش انبياى عظام، پيامبراسلام برنامه كامل‏ترى در اين زمينه براى رهايى انسان در گذر از فراز و نشيب‏ هاى زندگى به جامعه بشرى ارائه داد و با تاكيد بر كرامت همه انسان‏ها صرف نظر از جهت، جنس، رنگ، نژاد و .(آزادى و حقوق بشر)
.
.
راه رشد و تكامل را براى افراد جامعه مشخص كرد .(آزادى و حقوق بشر)
قرآن يكى از فلسفه‏هاى بعثت پيامبران را آزادى انسان‏ها و رهايى آنان از قيد اسارت‏ها مى‏داند: «و يضع عنهم اصرهم و الاغلال التى كانت عليهم‏» (۳) و امامان عليهم السلام نيز همواره بر جايگاه و ارزش آزادى در زندگى فردى و اجتماعى بشر تاكيد كرده ‏اند .(آزادى و حقوق بشر)
پس اعتقاد بنيادين به اصل آزادى ‏هاى قانونى اسلامى يكى از آرمان‏هاى اصيل اسلامى است .(آزادى و حقوق بشر)

۵٫ تلاش عالمان در پديدار ساختن آزادى:

عالمان و انديشمندان دينى در راه تحقق بخشيدن و رعايت‏ حقوق بشر در تمام ابعاد زندگى تلاش و سعى بسيارى كرده ‏اند و در طول زندگى، پيام آزادى و هدايت را در دست و سلاح ايمان به حق و رعايت‏حقوق انسان‏ها و آزادى‏ها و هماهنگى بشر را در قلب و آواى بلند آن را بر لب داشته‏ اند و جهانيان را بر حفظ حقوق بشر فراخوانده اند .(آزادى و حقوق بشر)

در اين قرن پس از آن همه تلاش مصلحان و راهنمايان در طول تاريخ براى تحقق و نهادينه ساختن حقوق بشر در بين جوامع بشرى، متاسفانه بدبينى ‏ها، دشمنى ‏ها، تهمت‏ ها، ستم‏ ها، نگرانى ‏ها، آشوب‏ها، جنگ‏ها، برادركشى ‏ها، اشغال سرزمين‏ ها، آوارگى ‏ها، محروميت‏ ها و .(آزادى و حقوق بشر)
.
.
در دامنه وسيع‏تر و گسترده‏ تر وجود دارد، از اين رو بايد قرن حاضر را قرن جاهليت جديد و قرن گمنامى واژه ‏هايى چون حقوق، هماهنگى، يك رنگى، همسويى، همدلى، محبت، مهربانى، عفو، صداقت، راستى، رحم، انصاف، كمك و ايثار و … نامید . (آزادى و حقوق بشر)

۶٫ تعريف آزادى: 

واژه آزادى در طول تاريخ داراى تعاريف مختلف و گوناگونى شد و سبب آن، تحولاتى است كه در زندگى بشر از نظر توسعه و گسترش توانايى‏ هايش در استيلاى بر نيروهاى طبيعى و نيز رشد و تكامل درك و انديشه او از حقايق و واقعيات پديد آمده است و به موازات اين تحولات، معناى آزادى نيز دچار تحول شده است .(آزادى و حقوق بشر)

۷٫ معناى لغوى و اصطلاحى واژه آزادى:

آزادى در لغت‏به معناى نبود مانع و قيد و بند است .
در اعلاميه حقوق بشر آمده است: آزادى يعنى توانايى انجام دادن هر عملى كه زيانى را متوجه ديگرى نكند .(آزادى و حقوق بشر)
بعضى نيز گفته ‏اند آزادى آن وضع روانى است كه بيان كننده قدرت گزينش يكى از راه‏هايى است كه در پيش روى انسان قرار دارد .
با اين حساب، آزادى در حقيقت‏ يك پديده مثبت است كه حق انتخاب راهى را دارد كه شخص آزاد در پيش مى‏گيرد .(آزادى و حقوق بشر)در اسلام آزادى براى انسان به اين معناست كه هر كارى را بخواهد مى ‏تواند انجام دهد، ولى تا جايى كه ابزارى جهت رسيدن به كمال و مقامات والاى انسانى و زندگى سالم در بعد فردى و اجتماعى باشد .
انسان بدون آزادى ممكن نيست كه به كمال برسد .(آزادى و حقوق بشر)

پيشينه طرح بحث‏ حقوق و آزادى

درباره تاريخ مطرح شدن حقوق بشر و از جمله آزادى، ميان انديشمندان جهان اختلاف نظر است:
گروهى معتقدند اين موضوع در حدود سه قرن پيش مطرح شد و در اين باره به گفته‏ هاى فيلسوفان آن دوران استناد مى ‏كنند، ولى در دينى بودن و نبودنش اختلاف نظر دارند .(آزادى و حقوق بشر)ايمانوئل كانت (۱۷۲۴- ۱۷۷۴م) فيلسوف نقاد و اخلاق‏گراى آلمانى، از جمله انديشمندانى است كه معتقد است‏ حقوق و آزادى جزء نهاد ذاتى وجدان بشرى است و بدين جهت فرمان الهى به طور ابدى بر آن تعلق گرفته است .(آزادى و حقوق بشر)
وى بر اين اعتقاد است كه هر امر فطرى، فرمان الهى است و اين اعتقاد خلاف نظر ارسطو است، زيرا ارسطو معتقد بود برخى از افراد بشر، تكوينى آزادند و برخى ديگر برده آفريده شده ‏اند .

ولى حس‏ گراها، تجربه‏ گراها، و قائلان به اصالت‏ سود حقوق و آزادى را جزء نهاد ذاتى انسان و فطرى او نمى‏ دانند، ولى در دينى بودن آن ديدگاه‏هاى مختلفى دارند .(آزادى و حقوق بشر)

اين نظريه بعضى از نا آگاهان عصر ما را تحت تاثير قرار داد و بر اين باور شدند كه نبايد آزادى را مطرح كرد، زيرا با طرح آن در جامعه بشرى، دين در معرض خطر و نابودى قرار مى‏گيرد، چون گمان كرده‏ اند آزادى انديشه‏ اى غير دينى و در تقابل با دين است .(آزادى و حقوق بشر)

گروه ديگرى از آنان بر اين باورند كه حق آزادى اجتماعى علاوه بر اين كه فطرى است، دينى نيز هست، بلكه دست كم در چهارده قرن پيش در عناصر و مواد و مبانى اصلى اسلام به آن تصريح شده و به طور رسمى مطرح شده است و نه به صورت استحضار اهل نظر از متون و به عنوان تئورى و نظرى استنباط شده از اصول و قوانين كلى اسلام .(آزادى و حقوق بشر)

به ديگر سخن، در فرهنگ اجتماعى و سياسى، آزادى به عنوان حق انسانى ريشه دينى دارد و در عناصر اصلى دين از مهم‏ترين انديشه ‏ها به شمار مى‏آيد، از اين رو طرفداران نظريه دوم بر اين اعتقاد شدند كه بايد آن را مطرح كرد، زيرا از راه آن افكار رشد و تكامل مى ‏يابند و استعدادها شكوفا مى‏ شوند; آنان بر اين باورند كه دين و آزادى هر دو فطرى و از مواهب الهى محسوب مى‏شوند و هيچ‏گاه با هم تنافى نداشته و نخواهند داشت، پس نبايد به نام آزادى، دين نفى شود و يا به نام دين، آزادى نفى گردد .(آزادى و حقوق بشر)

در مبانى اسلامى‏ از انسان‏هاى آزادانديش بسيار تجليل شده است: «ليس للاحرار جزاء الا الاكرام; (۴) براى آزادگان پاداشى نيست جز اكرام و احترام‏» ، «الحر حر و ان مسه الضر; (۵) انسان آزاد، آزاده است اگر چه گرفتار سختى و دشوارى و بدى حال شود» .(آزادى و حقوق بشر)
در فضايل انسان آزاده آمده: «حسن البشر شيمة كل حر; (۶) خوشرويى خصلت هر آزاده است‏» .

آزادى حق است‏يا امر فطرى
درباره اين‏كه آزادى براى انسان حق است‏يا امرى فطرى و الهى، ديدگاه‏ هاى مختلفى است: بعضى از انديشمندان غربى با ارائه ريشه فلسفى، آن را از مقوله حق همانند هر حق مدنى ديگر براى انسان دانسته ‏اند و بعضى ديگر آن را امر فطرى گفته ‏اند، اما مبانى دينى بر خلاف نظريه اول، اين امر را ناشى از فطرت الهى براى انسان دانسته‏ اند كه خداوند او را بر اين فطرت آفريده است; پس آزادى براى انسان همانند حق حيات، نفس كشيدن و زندگى است و از او امكان سلب نيست .(آزادى و حقوق بشر)
اين توصيه حضرت على عليه السلام به امام حسن عليه السلام گوياى اين مدعاست: «ولا تكن عبد غيرك و قد جعلك الله حرا; (۷) بنده ديگرى نباش، در حالى كه خداوند تو را آزاد قرار داد» .

آن حضرت در خطابى به مردم مى‏ فرمود:
ايها الناس ان آدم لم يلد عبدا ولاامة و ان الناس كلهم احرار و لكن الله حول بعضهم على بعض; (۸) اى مردم، آدمى بنده و كنيز نزائيده است و يقينا همه مردم آزادند، لكن خداوند تدبير بعضى از شما را به بعضى ديگر سپرده است .(آزادى و حقوق بشر)(آزادى و حقوق بشر)

اين كلام امام صادق عليه السلام نيز ادعاى ما را اثبات مى‏ كند:
الناس كلهم احرار الا من اقر على نفسه بالعبوديه; (۹) همه مردمان آزادند مگر آن كه خود بنده بودن را بر گزيند .

در آيه ۲۹ سوره كهف خداوند به پيامبر مى‏فرمايد:
قل الحق من ربكم فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر; تو حق را بگو، هر كه خواهد ايمان آورد و هر كه خواهد كفر را برگزيند .(آزادى و حقوق بشر)

اين آيه نيز گوياى نظر ماست .
همچنين در آيه سوم سوره انسان آمده است:
انا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا; ما راه را براى او ارائه مى‏دهيم يا شكرگزار مى ‏شود و يا كفران مى ‏كند .(آزادى و حقوق بشر)

اگر انسان در گزينش چيزى آزاد نبود و درباره آن مجبور آفريده شده بود، پرسش و بازخواست از او معنا نداشت; پس انسان نه تنها در گزينش اعمال و كارها آزاد است، بلكه درباره مسائل عقايدى نيز آزاد است و اكراهى نيست و بر مبناى همين است كه خداوند در آيه ۹۹ سوره يونس به پيامبر مى‏فرمايد:
افانت تكره‏الناس حتى يكونوا مؤمنين; آيا تو مى‏خواهى مردم را با اكراه و اجبار در حريم ايمان قرار دهى .(آزادى و حقوق بشر)

اين چيزى است كه اراده خداوند هرگز به آن تعلق نگرفته است و بر همين پايه است كه خداوند در آيه ۹۹ سوره يونس فرمود:
ولوشاء ربك لآمن من فى‏الارض كلهم جميعا; هر گاه خداوند مى‏خواست همه مردم روى زمين ايمان مى‏آورند .(آزادى و حقوق بشر)

در آيه ۲۱ و ۲۲ سوره غاشيه نيز خداوند به پيامبرش صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:
فذكر انما انت مذكر لست عليهم بمصيطر; تو به مردم تذكر بده، زيرا تو تذكر دهنده‏اى و برآنان سيطره ندارى .(آزادى و حقوق بشر)

اين بدين جهت است كه سلطه و سيطره بر انسان‏ها با آزادى كه خداوند در سرنوشت آنان قرار داده است‏سازگار نيست; البته اين در آزادى تكوينى است كه خداوند بر آن تاكيد كرده است و اما از نظر تشريعى، آنچه مورد رضايت اوست ايمان است نه كفر، زيرا در آيه هفتم سوره زمر مى‏فرمايد: «و لايرضى لعباده الكفر; پس نمى‏توان آزادى در شؤون زندگى سياسى و اجتماعى و اقتصادى را از انسان سلب كرد» ; از اين رو پديده آزادى براى انسان‏ها از نظر عقل مورد تاييد كامل و تحسين و ستايش است، زيرا به وسيله آن انديشه‏ها رشد و استعدادها شكوفا مى ‏گردد .(آزادى و حقوق بشر)(آزادى و حقوق بشر)

اسلام آزادى را اولين شعار خود قرار داد و با شعار نفى طاغوت‏ها و آزادشدن بشر از قيد بندها و آزادى از هرگونه بندگى غير خدا، تبليغ خود را آغاز كرد .(آزادى و حقوق بشر)
آزادى آدميان يكى از آرمان‏هاى اصيل آن و از مواهب الهى به شمار مى‏آيد; از اين رو سلب آزادى از بشر با جوهر و ماهيت انسان منافات دارد، بدين جهت در قانون اساسى جمهورى اسلامى بر آن تاكيد فراوان شده است تا مردم بتوانند آزادانه افكار و انديشه‏هايشان را تبيين كنند و در اثر تضارب آنها با يكديگر و مقايسه انديشه‏اى با انديشه ديگر از رشد و آگاهى بيشتر برخوردار شوند .(آزادى و حقوق بشر)
درك بهتر حقايق و اصلاح انديشه‏ها از راه بيان آراى گوناگون و تضارب آنها با يكديگر و تبادل نظرها ميسر است; از اين روست كه حضرت امير عليه السلام فرمود برخى آرا و نظرها را بر برخى ديگر عرضه كنيد، زيرا راى درست از اين راه به دست مى‏آيد .(آزادى و حقوق بشر)

بايد اذعان كرد پيشرفت و تكامل انسان‏ها در ابعاد مختلف زندگى بشر مرهون آزادى افكار و انديشه‏هاى آنان است .
تحقق اين هدف با نبودن و يا محدود بودن آن امكان‏پذير نيست .(آزادى و حقوق بشر)

ابوبصير از امام صادق عليه السلام نقل كرد كه فرمود: «ان‏الحر حر على جميع احواله; (۱۰) انسان آزاد در همه حالات آزاد است‏» و فرمود «الناس كلهم احرار الا من اقر على نفسه بالعبوديه; (۱۱) مردم همه آزادند مگر آن كه خود بنده بودن را برگزيند» .(آزادى و حقوق بشر)

اين بدين جهت است كه رشد و تكامل انسان در پرتو آزادى تحقق پيدا مى‏كند، اما بايد اين پديده در مسير تحقق ارزش‏هاى معنوى و متعالى به كار گرفته شود نه در مسير انحراف و فساد و بى‏بندوبارى .(آزادى و حقوق بشر)

پس بايد براى صاحبان نظر و انديشه فضا باز باشد تا با تحولاتى كه در انديشه‏ هاى آنان در اثر تغيير شرايط زمان و عرف و احوال مردم و رويدادهاى آنان پديد مى‏ آيد بتوانند انديشه‏ هاى خود را آزادانه بيان كنند .
امروز فكرهاى باز و انديشمند نقش به سزايى در پيشبرد اهداف جامعه دارند و هر چه آنان بيشتر در مطرح كردن نظرهاى خود آزاد باشند بهتر جامعه سازمان‏دهى پيدا مى ‏كند .(آزادى و حقوق بشر)
بايد عقب افتادگى تحميلى دوران خفقان را با آزادى ابراز نظرها و آراى سازنده مطابق شرايط جامعه جبران كرد .

جلوه ‏هاى آزادى

جلوه‏ هاى آزادى عبارتند از:
۱ .آزادى بيان: 
يكى از آرمان‏هاى اصيل اسلامى‏است .
در دنياى امروز حصار كشيدن و مرز ن و جلوگيرى از اظهارنظر صاحب‏نظران كار نادرستى است; البته اين آزادى مخصوص كسانى است كه آگاهى از واقعيات و حقايق داشته باشند نه آنهايى كه داراى اين آگاهى نيستندو با مطالب خود در جامعه و عقايد انسان‏ها تشويش ايجاد مى‏كنند .۲ .آزادى اجتماعات و تشكيل احزاب در چارچوب قانون: 

اين آزادى نيز در اسلام براى همگان وجود دارد، بلكه در صورتى كه تشكيل آن به نفع جامعه باشد مورد تشويق قرار گرفته است; پس تشكيل اجتماعات و احزاب سياسى بايد در چارچوب خاصى باشد و اين همان رعايت اصول اسلام و مصالح مردم و جامعه است .(آزادى و حقوق بشر)

۳ .آزادى قلم و مطبوعات:

قلم و مطبوعات زبان گوياى مردم هستند و به وسيله آنها پيام خود را به مسؤولان امر مى‏رسانند .

آزادى به گونه مطلق نيست
بايد توجه داشت آن آزادى كه اسلام در مقام بيان افراد وانديشه‏ها قرار داده به گونه مطلق نيست، بلكه مقيد به قانون است، قانونمندى از لوازم غيرمفارق آن محسوب مى‏شود .
آزادى غيرقانونمند با آنارشيسم برابر است .
فلاسفه نيز آن را به قانون مقيد كرده‏اند و در چارچوب آن آزادى را پذيرفتند .(آزادى و حقوق بشر)
برخى آن را تا جايى قبول كرده‏اند كه به آزادى ديگران لطمه نزند .
در هيچ يك از مكتب‏ها و فرهنگ‏ها و نظريات فلسفى و فرهنگى آزادى به گونه مطلق يك ارزش تلقى نشده است .(آزادى و حقوق بشر)

به علاوه در مكتب اسلام آزادى به عوامل درونى هم محدود و مقيد شده است; در روايات آمده است: «من ترك الشهوات كان حر; (۱۲) آن كه شهوات و هوس‏ها و تمايلات نفسانى خود را رها كند آزاد است‏» ، «و الحرية منزهة من الغل و المكر; (۱۳) آزادى از حيله و تزوير پيراسته است‏» و «جمال الحر تجنب العار; زيبايى مرد آزاده پرهيز از ننگ و عار است‏» .(آزادى و حقوق بشر)
(۱۴)
پس از نگاه روايات، آزاد بر فردى اطلاق مى‏شود كه تسليم شهوات و هواهاى نفسانى نباشد; بنابراين اسلام علاوه بر اين كه به موانع بيرونى آزادى توجه دارد، به موانع درونى آن نيز عنايت دارد .(آزادى و حقوق بشر)

پس آزادى به معناى رهابودن از هر قيد و بند و نبودن مانع بر سر راه انسان و انجام دادن هر كارى را كه بخواهد نيست .

پيامدهاى آزادى نامحدود

آزادى اجتماعى، با همه ارزشى كه دارد، در صورتى كه محدود و مقيد نباشد پيامدهاى منفى‏اى خواهد داشت كه از آن جمله است:
۱ .پيدايش و شيوع بى‏بندوبارى و خودكامگى و خودسرى كه باعث از بين رفتن ارزش‏هاى اخلاقى و فضايل انسانى و پايمال شدن مقدسات و درهم كوبيده‏ شدن معنويات و ضايع گرديدن فراورده‏هاى معنوى و مادى يك ملت مى‏گردد .(آزادى و حقوق بشر)۲ .پيدايى استبداد راى، مطلق‏گرايى، تنگ‏نظرى، سودجويى كه موجب به حساب نياوردن صاحب‏نظران و نوانديشان و آگاهان در حل مسائل و مشكلات جامعه و مقهور كردن مردم مى‏شود .

۳ .پديدارى زمينه ركود و ايستايى در همه ابعاد اقتصادى، علمى، فرهنگى و سياسى جامعه كه باعث مى‏شود كسى نتواند جامعه را كه رويدادهاى آن در بستر زمان با تحول زمان و شرايط آن متحول مى‏شود هماهنگ كند .

۴ .شيوع تشويش و نگرانى و ناآرامى در جامعه كه پيامد آن، سلب اعتماد و آسايش از مردم است .

۵ .امكان‏پذير نبودن اجراى هرگونه برنامه و طرحى كه مورد تاييد همگان است .(آزادى و حقوق بشر)

نگرش اسلام به آزادى با پيامد منفى

در اسلام آزادى اجتماعى با همه ارزشى كه دارد، اگر داراى پيامدهاى منفى – كه به پاره‏اى از آنها اشاره شد – باشد آزادى به شمار نمى‏آيد .
آزادى توام با پيامدهاى منفى جامعه را از پيشرفت و انسان را از تكامل باز مى‏دارد و چه بسا باعث فروپاشى جامعه و نابودى انسان مى‏گردد، زيرا بقاى هر نظامى از هر نوعى كه باشد، منوط و مرهون قانونمند شدن آن و اجراى قانون در تمام عرصه‏هاى زندگى است; پس تنها راه حل استوارى نظام و پايدارى و پيشرفت و تكامل جامعه آزادى مردم بر مبناى قانون است; از اين رو در تحقق بخشيدن به آن بايد كوشيد تا با ساختار جديدى كه در جامعه از اين راه پديدار مى‏شود همه افراد جامعه از آرامش كامل در زندگى برخوردار و حق همگان از تعدى و تجاوز محفوظ و از مزاياى مادى و معنوى عادلانه برخوردار شوند .
(آزادى و حقوق بشر)
مقيد شدن آزادى به قانون اشكالى پيش نمى‏ آورد
بى شك تقيد آزادى به قانون، باعث نفى آزادى نمى ‏شود، بلكه آنچه نفى مى ‏شود آزادى به معناى منفى است .در اين جا براى تكميل بحث لازم است نكات و توضيحاتى را ارائه كنيم:
۱ .در طول تاريخ بشر، آزادى مطلق و بدون قيد و شرط جز خودكامگى و خواسته‏ هاى ذلت ‏بار و لجام گسيختگى چيزى را به رسميت نشناخته بلكه همه نهادهاى انسانى را ويران كرده است .
اين چنين آزادى را كه در واقع خودكامگى است، اديان الهى و همه عقلا و حكما مردود شناخته‏ اند .(آزادى و حقوق بشر)

فرار از قانون و خودكامگى و پوچ‏گرايى و بى ‏بندوبارى را نمى‏ توان آزادى به معناى صحيح ناميد، بلكه دشمن آزادى شخصيت انسان و بزرگ‏ترين مانع از پيشرفت جامعه است، از اين رو بايد آن را مهار كرد تا مانع تكامل جامعه نشود .

۲ .معناى مشروط بودن آزادى به قانون اين نيست كه مردم نتوانند از لذت آزادى برخوردار شوند و يا آنها را از ابداع، ابتكار و خلاقيت‏هاى علمى، فرهنگى، اجتماعى، اقتصادى و هنرى و نتايج آنها محروم و باز دارند، بلكه بر عكس، غرض اين است كه مردم از راه آن از لذايذ حقيقى و مفيد و سازنده‏اى كه هماهنگى با شخصيت انسان داشته و با جامعه سازگار باشد بهره‏مند شده و از لذايذ حيوانى و صورى و بى‏بندوبارى كه با شخصيت او هماهنگى ندارد و باعث فساد جامعه مى‏شود رهيده شوند .(آزادى و حقوق بشر)

۳ .اگر نهادهايى براى بررسى نتايج عالى انديشه‏ ها و كارهاى مفيد در جامعه تاسيس و مردم خود را هماهنگ با آنها كنند منافات با آزادى ندارد، زيرا پيامد اين، سالم‏سازى مغزهاى متفكر و نجات دادن جوانان از انحراف و آماده ساختن مردم براى يك زندگى سالم و آرام است .
پس هر انسانى در كار و بيان راى خود آزاد و حق بهره‏بردارى از نتايج فعاليت‏هاى علمى، فرهنگى، فكرى، اجتماعى، اقتصادى و سياسى را دارد مشروط به اين كه با موازين عقلى و ارزش‏هاى معنوى و دستورهاى شرعى و فضايل انسانى منافات نداشته باشد و اين بدين جهت است كه آزادى از همان آغاز براى انسان به گونه مطلق نيست، زيرا آزادى برايش هدف نيست‏بلكه وسيله است و مقصد نيست‏بلكه معبر است و موضوعيت ندارد بلكه طريقيت دارد، از اين رو مشروط است، زيرا اگر مطلق باشد حاصلى جز بى‏بندوبارى و هرج و مرج نخواهد داشت و به تجويز ظلم مى‏انجامد .(آزادى و حقوق بشر)
در حقيقت آزادى برخوردارى از نيروى خلاقه حيات است كه انسان به وسيله آن بتواند به زندگى ‏اى كه در آن آرامش براى خود و افراد جامعه باشد دست‏يابد .
از اين نظر، ارزش و كمال كار آزادانه بستگى به نيكو بودن اثر و فايده آن از حيث كميت و كيفيت دارد .(آزادى و حقوق بشر)

بر همين مبناست كه اسلام بيان عقيده و راى را مشروط به مراعات اصول شرعى مى‏كند; از اين رو نبايد به وسيله كار يا بيان و قلم اخلال‏گرى انجام گيرد .

بنابراين با وجود اين دو پديده، يعنى آزادى و قانون، ساختارى در جامعه پديدار خواهد شد كه هر يك از افراد جامعه با توجه به قابليت و استعداد و كار خود، در كمال آرامش و آسايش از مزاياى جامعه عادلانه برخوردار شود .
بايد اذعان داشت كه تكامل اجتماعى و پيشرفت جامعه جز از اين طريق ميسر نيست .(آزادى و حقوق بشر)

كوتاه سخن اين كه آزادى در اسلام به اين معنا نيست كه انسان هر كارى كه مى ‏خواهد، اگر چه از كارهاى ناشايست و فحشا و منكرات يا مخالف با مصالح ملت‏باشد انجام دهد، زيرا اين‏گونه آزادى در غرب مطرح است و آنان چنين آزادى ‏ها را مشروع مى ‏دانند .

خاتمه
در قرن حاضر شاهد جنگ‏هاى ويرانگرى بوديم كه حقوق انسان‏ها را پايمال و بسيارى از مردم را نابود كرده است; از اين رو سازمان ملل متحد براى رهايى بشر از تجاوز و ظلم و ستم و حفظ حقوق انسان‏ها به فكر تدوين جهانى در زمينه حقوق بشر شد .(آزادى و حقوق بشر)
در سال ۱۹۴۸ ميلادى آن را آماده و مورد تصويب كشورهاى عضو آن سازمان قرار داد و سپس آن را منتشر كرد .

حال اين سؤال پيش مى‏آيد كه پس از گذشت نيم‏ قرن از تصويب و پخش آن، آيا در زمينه رعايت‏ حقوق بشر در جهان كارى صورت گرفته است‏يا خير؟ آيا جهانيان از مزايا و فوايد آن برخوردار شده‏اند يا خير؟ و يا اين كه اين اعلاميه وسيله‏اى شده است‏براى اغراض سياسى و به كارگيرى آن در مواردى كه به نفع مستكبران باشد؟(آزادى و حقوق بشر)
با كمال تاسف بايد بگويم برخى از سران كشورهاى استثمارگر و مستبد كه دم از حقوق بشر زده و مى ‏زنند و در مجالس قانون‏گذارى و اعلاميه‏ هاى خودشان مدعى طرفدارى آن بوده و هستند، شب و روز تلاش مى‏ كنند مردم كشورهايى كه در برابر آنان خضوع نكرده و زير بار زور آنان نرفته و تسليم آنها نشده‏ اند را از آزادى محروم كنند، گويى كه ملت‏هاى مزبور انسان به حساب نمى‏ آيند و يا اين كه برده آنها هستند و حقى در بهره ‏ورى بدون اذن آنها ندارند .(آزادى و حقوق بشر)

متاسفانه قدرت‏هاى بزرگ بيشتر ملت‏ها را از كم‏ترين حقوق زندگى محروم كرده و در معرض نابودى قرار داده‏اند و چه بسا هزاران انسان را از ديار خويش آواره و همنشين گرسنگى و بيمارى كرده و مى‏كنند و نيز مى‏بينيم آنان در اعلاميه‏ هاى حقوق بشر مدعى طرفدارى عدم برترى دينى و مذهبى بوده و هستند، ولى هنگام عمل گوش‏هاى آنها در برابر مسلمانان كر مى ‏شود و با هر جنايتى كه خودشان و يا مزدوران آنها در كشورهاى اسلامى مرتكب مى‏ شوند هيچ برخوردى نمى‏ شود، به اين دليل كه خود را ذيحق و براى كسى جز خود حقى را به رسميت نمى ‏شنا .(آزادى و حقوق بشر)

همچنين مى ‏بينيم در اعلاميه حقوق بشر مدعى اين بوده و هستند كه سياست‏ها بايد بر اساس مصالح واقعى انسان‏ها در جامعه باشد، ولى در مقام عمل مى ‏بينيم كه سياست آنها شالوده ‏اش بر مصالح شخصى خود و بالا بردن قدرت سياسى، نظامى اقتصادى خويش است‏به هر قيمتى كه تمام شود، بدون اين كه توجهى به مصالح جوامع ديگر و سطح زندگى آنها كنند .
اى كاش، به همين به مى‏كردند و در صدد از ميان بردن منابع زيرزمينى و سرمايه اى آنها نمى ‏بودند، و نيز مى‏ بينيم در اعلاميه مدعى اين هستند كه هر كس بدون هيچ‏گونه تمايزى از حيث نژاد، رنگ، جنس، زبان و .(آزادى و حقوق بشر)
.
.
از تمام حقوق و آزادى‏هايى كه در اعلاميه ذكر شده است مى ‏تواند بهره ‏مند گردد، حال آن كه مى‏بينيم كه سرخ‏پوستان و سياه‏پوستان را از بيشتر مزاياى اجتماعى محروم كرده و مى‏ كنند، بلكه سرخ پوستان را به عنوان يك ملت از ميان مى‏برند .
بى عدالتى و تبعيض نژادى در همه مراكز آنان اعم از علمى، فرهنگى، اجتماعى مشهود است و بدين جهت‏ بارها سياه‏پوستان تظاهرات به راه انداخته‏ اند، ولى با اين حال هيچ‏گونه توجهى به خواسته ‏هاى آنها كه همان رعايت عدالت و نفى تبعيض كه اعلاميه حقوق بشر گوياى آن است نمى ‏شود .(آزادى و حقوق بشر)

——————————————————————————–
پى‏ نوشت‏ها:
۱) آنچه پيش روى شماست گزارشى از سخنرانى آية‏الله ابراهيم جناتى است .
۲) اسراء (۱۷) آيه ۷۰ .
۳) اعراف (۷) آيه ۱۵۷ .
۴) آمدى، فهرست غررالحكم، ص ۵۹- ۶۰ .
۵) همان .
۶) همان .
۷) نهج البلاغه، نامه ۳۱ .
۸) ملامحسن فيض كاشانى، وافى، ج‏۱۴، ص ۲۰ .
۹) محمد بن حسن حر عاملى، وسائل الشيعه، ج‏۱۶، ص ۲۹ .
۱۰) همان، ج‏۳، باب ۷۶، ص‏۲۵۸
۱۱) همان، ج‏۱۶، ص‏۳۹ .
۱۲) محمد باقر مجلسى، بحارالانوار، ج‏۷۷، ص ۲۳۳، ح ۱ .
۱۳) آمدى، پيشين، ص‏۵۹- ۶۰ .
۱۴) همان .

نویه : آية‏الله ابراهيم جناتى

 


گروه وکلای دادشید

موسسه حقوقی ندای عدالت ساعی (گروه وکلای دادشید) با بهره گیری از وکلای پایه یک دادگستری آماده ارائه انواع خدمات حقوقی و در مراجع حقوقی کیفری دیوان عدالت و  سایر مراجع حقوقی و اداری توسط  و مشاوره حقوقی در سرتاسر کشور می باشد جهت ارتباط با این مجموعه اینجا را کلیک کنید.

همیشه بخاطر داشته باشید؛ مسائل مشابه حقوقی الزاماََ راه حل مشابهی ندارند بدون مشورت با یا مشاور حقوقی هیچ گونه اقدامی انجام ندهید.