, ,

نمونه دادخواست مهریه – چطور دادخواست مهریه بنویسیم + فیلم

نمونه دادخواست مهریه

دادخواست مهریه : پس از تحقق عقد نکاح، رابطه زوجیت بین طرفین ایجاد و حقوق و تکالیفی برای طرفین مقرر می‌شود از جمله آن تکالیف پرداخت نفقه، مهریه، اجرة المثل، نحله، تنصیف اموال می‌باشد که بعضی از این‌ها با عقد ازدواج به عهدۀ شوهر است مثل نفقه و مهریه و بعضی از آن‌ها منوط به تحقق طلاق و جدایی میان آن‌هاست مثل اجرة المثل،‌که هر کدام در واژه‌های جداگانه توضیخ داده می‌شود.
مهریه در لغت به معنای کابین و جنسی که در وقت نکاح بر عهدۀ شوهر است می‌باشد و در اصطلاح حقوقی نیز مهر یا صداق مالی است که زن بر اثر ازدواج مالک آن می‌گردد و مرد ملزم به پرداخت آن به زن می‌باشد.

براساس فلسفهٔ اولیهٔ تعیین مهریه، مهر نوعی هدیه، پیشکش، نحله، اعطای بدون عوض و از روی صداقت (صداق) به صورت نقدی با تاکید بر معادل و ویژگی معنوی و فرامادی آن بوده است. برخی منابع مانند تفسیر نمونه نتیجه می‌گیرند «صدُقاتهن» از ماده «صداق» است و بدان جهت به مهر «صداق» یا «صدُقه» گفته می‌شود که نشانه راستین بودن علاقه مرد و محبت او به زن است. همچنین کلمه «نحله» به گفتهٔ راغب اصفهانی از «نحل» به معنای زنبورعسل است؛ چون زنبورعسل بدون توقعی عسل خود را می‌بخشد، کلمه «نحله» دلالت دارد که فلسفهٔ مهریه، تقدیمی، پیش‌کشی، عطیه و هدیه است. بر اساس برخی منابع فقه اسلامی مانند جواهر الکلام، مهری که شوهر به زن می‌پردازد، در حقیقت، عوضِ حقِ بهره بردن از بضع (آلت زنانگی) است.


امتیاز زن در تعیین صلاحیت دادگاه خانواده 

[aparat id=”U7p92″]


صدورقرار تامين مهريه وتوقيف اموال خوانده به ميزان مهريه

رياست محترم دادگاه عمومي شهرستان …………

باسلام، احتراما به استحضار ميرساند اينجانب به دلالت سند نکاحيه شماره………… تنظيمي در دفتررسمي ازدواج شماره…….. درتاريخ ……….. به عقد نکاح رسمي وقانوني خوانده در آمدم.که وفق مفاد مندرج در عقدنامه تعداد ………سکه  طلاي بهار آزادي(مبلغ………..ريال) به عنوان مهريه بر ذمه خوانده تعيين وتوافق گرديد.باعنايت به اينکه تاکنون اقدامي درجهت پرداخت آن ننموده است فلذا درخواست صدور قرار تامين بموجه ماده 108 قانون آيين دادرسي مدني وهمچنين ماده 117 همان قانون جهت توقيف اموال قبل از ابلاغ از اموال خوانده معادل بهاي مهريه مورد استدعاست.                 

باتشکر

امضاء خواهان

نمونه دادخواست مطالبه مهريه وتامين خواسته

تقاضاي محکوميت خوانده به پرداخت مبلغ……. ريال ( تعداد…….سکه تمام بهار آزادي مقوم به مبلغ……..ريال ) به عنوان مهريه به نرخ روزوبدواصدور قرار تامين خواسته از اموال خوانده بااحتساب کليه خسارات قانوني اعم از هزينه دادرسي وحق الوکاله وکيل

رياست محترم دادگاه عمومي شهرستان …………

باسلام، احتراما به استحضار ميرساند اينجانب به دلالت سند نکاحيه شماره………… تنظيمي در دفتررسمي ازدواج شماره…….. درتاريخ ……….. به عقد نکاح رسمي وقانوني خوانده در آمدم.که وفق مفاد مندرج در عقدنامه تعداد ………سکه  طلاي بهار آزادي (مبلغ………..ريال) به عنوان مهريه بر ذمه خوانده تعيين وتوافق گرديد.باعنايت به اينکه تاکنون اقدامي درجهت پرداخت آن ننموده است

فلذا درخواست صدور قرار تامين بموجب ماده 108 قانون آيين دادرسي مدني وهمچنين ماده 117 همان قانون جهت توقيف اموال قبل از ابلاغ از اموال خوانده معادل بهاي مهريه وهمچنين اتخاذتصميم شايسته به صدور حکم بايسته دائربه وصول مهريه به اينجانب به نرخ روز (بر اساس شاخص بانک مرکزي) بااحتساب کليه خسارات قانوني اعم از هزينه دادرسي وحق الوکاله وکيل مورد استدعاست.                                                            

با تشکر

امضاء خواهان

نمونه دادخواست مهريه

تقاضاي محکوميت خوانده به پرداخت مبلغ……. ريال ( تعداد…….سکه تمام بهار آزادي مقوم به مبلغ……..ريال ) به عنوان مهريه به نرخ روز بااحتساب کليه خسارات قانوني اعم از هزينه دادرسي وحق الوکاله وکيل

رياست محترم دادگاه عمومي شهرستان …………

باسلام، احتراما به استحضار ميرساند اينجانب به دلالت سند نکاحيه شماره………… تنظيمي در دفتررسمي ازدواج شماره…….. درتاريخ ……….. به عقد نکاح رسمي وقانوني خوانده در آمدم.که وفق مفاد مندرج در عقدنامه تعداد ………سکه  طلاي بهار آزادي(مبلغ………..ريال) به عنوان مهريه بر ذمه خوانده تعيين وتوافق گرديد.باعنايت به اينکه تاکنون اقدامي درجهت پرداخت آن ننموده است

فلذا درخواست اتخاذتصميم شايسته به صدور حکم بايسته دائربه وصول مهريه به اينجانب به نرخ روز (بر اساس شاخص بانک مرکزي) بااحتساب کليه خسارات قانوني اعم از هزينه دادرسي وحق الوکاله وکيل مورد استدعاست.               

با تشکر

امضاء خواهان

نمونه دادخواست مهريه (2)

تقاضاي محکوميت خوانده به پرداخت مبلغ……. ريال ( تعداد…….سکه تمام بهار آزادي مقوم به مبلغ……..ريال ) به عنوان مهريه به نرخ روز بااحتساب کليه خسارات قانوني اعم از هزينه دادرسي وحق الوکاله وکيل

رياست محترم دادگاه عمومي شهرستان …………

اينجانبه به استناد كپي مصدق عقدنامه شماره مورخ ……… باخوانده عقدازدواج دائمي در دفترخانه “شماره ونام شهرستان” منعقد كرده ايم. نظر به اينكه مهريه مقرر در عقدنامة مذكور به ميزان ريال كلاً برذمه زوج و عندالمطالبه مي باشد فلذا مستنداً به مواد 1082 قانون مدني و تبصره الحاقي 29/4/76 آيين نامه اجرايي به ماده مذكور و ماده 198 قانون آيين دادرسي دادگاه هاي عمومي و انقلاب در امور مدني صدور حكم به محكوميت خوانده به پرداخت مهريه مذكور در عقدنامه به ميزان /ريال وفق تغيير شاخص قيمت سالانه زمان تاديه و جميع خسارات و هزينه دادرسي درحق اينجانب مورد استدعاست.

با تشکر

امضاء خواهان

نمونه دادخواست مهريه به قیمت روز 

تقاضاي محکوميت خوانده به پرداخت مبلغ……. ريال ( تعداد…….سکه تمام بهار آزادي مقوم به مبلغ……..ريال ) به عنوان مهريه به نرخ روز بااحتساب کليه خسارات قانوني اعم از هزينه دادرسي وحق الوکاله وکيل

رياست محترم دادگاه عمومي شهرستان …………

احتراماً اينجانب در تاریخ … به موجب عقدنامهي شمارهي … به عقد دائم خوانده درآمدم. با عنایت به این که مهریهي اینجانب مبلغ … ريال تعیین گردیده است، نظر به حدوث نزدیکی فی مابین و تغییر شاخص قیمت سالانه نسبت به زمان اجرای عقد مستند به تبصرهي الحاقی به مادهي 1082 قانون مدني و بند ب از مادهي 108 و مادهي 198 و 519 قانون آیین دادرسی مدنی صدور حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ … ریال با لحاظ تغییر شاخص قیمت سالانه، خسارات دادرسی و در ضمن با عنايت به احتمال نقل و انتقال اموال از سوي خوانده مستند به بند ب از مادهي 108 قانون آيين دادرسي مدني صدور قرار تأمین خواسته مورد استدعا است.

با تشکر

امضاء خواهان

نمونه دادخواست مطالبه سکه بهار آزادی به عنوان مهریه

تقاضاي محکوميت خوانده به پرداخت مبلغ……. ريال ( تعداد…….سکه تمام بهار آزادي مقوم به مبلغ……..ريال ) به عنوان مهريه به نرخ روز بااحتساب کليه خسارات قانوني اعم از هزينه دادرسي وحق الوکاله وکيل

رياست محترم دادگاه عمومي شهرستان …………

احتراماً با عنایت به این که به موجب عقدنامهي شمارهي … در تاریخ … به عقد دائم خوانده درآمدهام و با توجه به این که مهریهي اینجانب مقدار … سکه بهار آزادی تعیین شده است و خوانده تاكنون از تأدیه آن خودداری ورزیده است مستند به مادهي 1082 قانون مدنی و مادهي 198و 519 قانون آیین دادرسی مدنی صدور حکم بر محکومیت خوانده به تأدیه تعداد… سکه بهار آزادی و خسارت دادرسی را استدعا دارم.

با تشکر

امضاء خواهان

نمونه دادخواست مطالبه مهريه به همراه اعسار از هزینه دادرسی

تقاضاي محکوميت خوانده به پرداخت مبلغ……. ريال ( تعداد…….سکه تمام بهار آزادي مقوم به مبلغ……..ريال ) به عنوان مهريه به نرخ روز بااحتساب کليه خسارات قانوني اعم از هزينه دادرسي وحق الوکاله وکيل

رياست محترم دادگاه عمومي شهرستان …………

احتراماً به استحضار عالی میرسانم اینجانب به موجب عقدنامهي رسمی شمارهي …. به زوجیت خوانده درآمدم. مبلغ … ريال به عنوان مهریهام قرار داده شده است. نظر به این که بین اینجانب و خوانده نزدیکی واقع شده است و از تاریخ وقوع عقد تاکنون تغيير شاخص قیمت سالانه رخ داده است و خوانده از پرداخت مهریهام استنکاف ورزیده است مستند به تبصرهي الحاقی به مادهي 1082 قانون مدنی و مادهي 198 قانون دادرسی مدنی صدور حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ … ريال بابت مهریه با محاسبهي آن به قیمت روز بر اساس شاخص اعلامی بانک مركزی مورد استدعا است. در ضمن نظر به ناتوانی اینجانب از پرداخت هزینهي دادرسی مستند به مادهي 504 قانون آیین دادرسی مدنی صدور حکم بر اعسار اینجانب از پرداخت هزينهي دادرسی دعوای مطروحه را خواستارم.

با تشکر

امضاء خواهان

نمونه دادخواست مطالبه نصف مهر مازاد پرداختی

تقاضاي محکوميت خوانده به پرداخت مبلغ……. ريال ( تعداد…….سکه تمام بهار آزادي مقوم به مبلغ……..ريال ) به عنوان مهريه به نرخ روز بااحتساب کليه خسارات قانوني اعم از هزينه دادرسي وحق الوکاله وکيل

رياست محترم دادگاه عمومي شهرستان …………

احتراماً با توجه به این که اینجانب و خوانده به موجب عقدنامهي شمارهي … در تاریخ … با یکدیگر به عقد دائم ازدواج کردیم اما به علت مشکلات و اختلافات حادث در تاریخ … به موجب طلاقنامهي شمارهي … خوانده را طلاق دادهام و نظر به این که در عقدنامهي مذکور مهریهي خوانده مقدار … تعداد … سکه بهار آزادی، و یا مبلغ … ريال وجه نقد قرار داده شده بود و اینجانب در تاریخ … به موجب رسید عادی مورخ … ، گواهی گواهان … ، سند رسمی شمارهي … ، تمامی مهریه را به ایشان پرداخت، تأدیه کردهام و قبل از وقوع نزدیکی وی را طلاق دادهام در حالی که ایشان به موجب مادهي 1092 قانون مدنی تنها مستحق دریافت نصف مهریه بوده است لذا مستند به مادهي مرقوم و مادهي 265 قانون استنادی صدور حکم بر محکومیت خوانده به بازپرداخت مبلغ … ريال، تأدیهي مقدار … سکه بهار آزادی را كه بدون استحقاق دريافت داشته است، خواستارم.

با تشکر

امضاء خواهان

نمونه دادخواست مطالبه نصف مهر مازاد پرداختی

صدور حكم مبنی بر الزام زوج به پرداخت نیمی از مهریه به میزان …………. ریال به استناد به حق حبس و و بهای آن مطالبه هزینه دادرسی

رياست محترم دادگاه عمومي شهرستان …………

احتراماً؛ به استحضار میرساند اینجانب ………….. طبق سند ازدواج شماره …………….. مورخ ………….. تنظیمی در دفتر ازدواج شماره …………….. شهرستان …………… با مهریه معادل …………… به عقد دایم آقای ………….. (خوانده) در آمدهام با این حال علیرغم گذشت مدت ………….. ماه به استناد ماده 1085 قانون مدنی و استفاده از حق حبس، از حضور در اقامتگاه زوج خودداری كرده و تمكین خود را مشروط به تأدیه نیمی از مهریه از جانب زوج نمودهام. اكنون از آن مقام عالی، تقاضای صدور حكم مبنی بر الزام خوانده به پرداخت مهریه را دارد.

با تشکر

امضاء خواهان

نمونه دادخواست پرداخت اقساطي مهريه

رياست محترم دادگاه عمومي شهرستان …………

با توجه به اين كه اينجانب به موجب دادنامهی شمارهی ……. صادرشده از آن دادگاه به پرداخت …… ريال وجه نقد بابت مهريه در حق خوانده محترم محكوم شدهام، نظر به اين كه اينجانب كارمند اداره …..، كارگر شركت ……، هستم و درآمد ماهانه من مبلغ …… ريال است؛ لذا توان پرداخت محكوم به را بهصورت يكجا ندارم؛ لذا صدور حكم بر پذيرش اعسار اينجانب از پرداخت دفعي محكوم به و صدور حكم مبني بر پرداخت مهريه به صورت اقساط را درخواست ميكنم.

با تشکر

امضاء خواهان

نمونه درخواست صدور قرار تامین خواسته قبل از تقدیم دادخواست مهریه

احتراماً با عنايت به اين كه به موجب عقدنامه شماره ….. صادره در دفتر خانه شماره ………… شهرستان ……………. در تاريخ ………… به عقد دائم خوانده درآمدهام و با توجه به اين كه مهريه اينجانب مقدار ….. سكه بهار آزادي تعيين شده است و خوانده تاكنون از تأديه آن خودداري ورزيده است و با توجه به اين كه خوانده قصد دارد براي فرار از پرداخت بدهي خود به اينجانب مبادرت به انتقال اموال و دارايي خود نمايد مستند به مادهي 108 قانون آيين دادرسي مدني صدور قرار تأمين مهريه را استدعا دارم. نظر به اين كه مهريه در معرض تضييع است اجراي قرار تأمين خواسته قبل از ابلاغ آن را مستند به ماده 117 قانون استنادي درخواست مي نمايم. دادخواست درخصوص مطالبه مهر متعاقباً تقديم خواهد شد.

با تشکر

امضاء خواهان

, ,

روند رسیدگی مهریه در دادگاه

روند رسیدگی مهریه در دادگاه

مهریه در دادگاه

دعوی مطالبه مهریه از دعاوی خانوادگی است این دعوی در دادگاه خانواده (و یا شعبه حقوقی اختصاص داده شده به دعاوی خانوادگی) مطرح و مورد رسیدگی قرار می­گیرد. زن ابتدا دادخواستی را تنظیم کرده و با مشخص کردن خود به عنوان خواهان و همسر خویش به عنوان خوانده ,خواسته خود را که همان مطالبه مهریه و مقدار آن است را مشخص می کند(لازم به توضیح است که اگر مهریه پول باشد به نرخ روز (نرخ بانک مرکزی)محاسبه می شود و همین مقدار مبلغ مهریه می باشد) ودر قسمت ادله , مدارک لازم را (1. فتوكپی مصدق عقدنامه 2.فتوكپی مصدق شناسنامه طرفین)ذکر و مدارک مذکور را پیوست دادخواست می کند ودر قسمت شرح دادخواست از دادگاه و قاضی محترم تقاضای مطالبه مهریه را می نماید. اگر زن احتمال دهد كه تا تقدیم دادخواست مطالبه مهریه، مرد اموال خود را از دسترس خارج می کند می­ تواند ابتداً دادخواستی مبنی بر تقاضای صدور حكم مبنی بر قرار تأمین مهریه تقدیم دادگاه نماید.(مهریه در دادگاه)

و همزمان تقاضای توقیف اموال همسر خود را بنماید. چنانچه ظرف مدت ده روز، زن دارایی شوهر را معرفی کند، فوراً نسبت به توقیف آنها اقدام می شود، اگردارایی زوج فقط  حقوق او باشد ،(اگر مرد همسر دیگری نداشته باشد)تا یک چهارم  آن ماهانه به زوجه تعلق می گیرد،تا زمانی که مهریه کاملاً پرداخت شود  و مرد تا پرداخت کامل مهریه زن نمی تواند از کشور خارج شود اما در صورتی که مرد اموال دیگری غیر از حقوق داشته باشد دادگاه  اموال او را می فروشد و مهریه از این طریق پرداخت می شود.(مهریه در دادگاه)

اگر مهریه سکه یا طلا باشد و شوهر نتواند اصل آن را بپردازد، قیمت روز مطالبه آنها (روزی که زن آن را از طریق اجرای ثبت و یا دادگاه مطالبه میکند) ملاک اجرای قانونی حکم است.(مهریه در دادگاه)

اگر مرد مالی داشته باشد زن می تواند از دادگاه بخواهد قرار تأمین خواسته صادر کند ، با این درخواست قرار تأمین صادر می شود و مال  تا صدور حکم دادگاه، توقیف می شود . از این مال تأمین شده می توان ، مهریه را برداشت  در غیر این صورت ، مال مذکور ضمانت اجرای پرداخت مهریه از جانب شوهر خواهد و در صورت پرداخت تمام مهریه یا رضایت زن از مال مذکور رفع توقیف خواهد شد.(مهریه در دادگاه)

پس از تقدیم دادخواست،مدارک ذکر شده به دادگاه خانواده واحد ابطال تمبر برده می شود و پس از ابطال تمبرهای لازم و پرداخت هزینه آن .(هزینه تمبر دادخواست مطالبه مهریه برابر است با:بابت یك میلیون تومان اول مهریه، ………………….. تومان تمبر و بابت مابقی مهریه به ازای هر یك میلیون تومان، …………تومان تمبر الصاق میگردد.)به قسمت ثبت دادخواست رفته و دادخواست ثبت می شود و به شعبه ای از شعب آن مرجع قضایی جهت رسیدگی ارجاع میشود.(مهریه در دادگاه)

زن میتواند با معرفی اموال و دارایی شوهر تقاضا كند اموال او توقیف شود و نیز مطالباتی را كه شوهر از اشخاص دیگری دارد و یا موجودی حسابهای بانكی او را توقیف كند. زن همچنین میتواند تقاضای توقیف حقوق شوهر را از سازمانها و مؤسسه های دولتی و یا خصوصی داشته باشد و تا میزان یك چهارم حقوق (مادام كه شوهر متأهل است) و نیز یك سوم آن را (در صورتی كه زن و شوهر از یكدیگر جدا شوند و تا زمانی كه شوهر زن دیگری اختیار نكرده) توقیف كند. اگر مهریه سكه یا طلا باشد و شوهر نتواند اصل آن را بپردازد، قیمت روز مطالبه آنها (روزی كه زن آن را از طریق اجرای ثبت و یا دادگاه مطالبه میكند) ملاك اجرای قانونی حكم است.(مهریه در دادگاه)

در صورت ناتوانی زن از پرداخت هزینه دادرسی وی میتواند دادخواست اعسار(به معنای دشواری، شدت و تنگ‌دستی) از پرداخت هزینه دادرسی را به همراه دادخواست مهریه به دادگاه بدهد كه در این صورت دادگاه ابتدا به این خواسته رسیدگی و سپس به خواسته اصلی(مهریه) میپردازد، که در صورت اثبات اعسار (ناتوانی از پرداخت هزینه دادرسی) زن از پرداخت هزینه دادرسی معاف خواهد بود.(مهریه در دادگاه)

پس از سپری شدن زمان لازم جلسه دادرسی تشکیل می شود وپس از رسیدگی در جلسه رسیدگی و عدم نیاز به جلسه رسیدگی مجدد ,قاضی رای قانونی که احتمالا محکومیت زوج به پرداخت مهریه مورد مطالبه است را صادرمی نماید.(مهریه در دادگاه)

 مهلت تجدید نظر خواهی بیست روز است . زوجین ظرف این مدت می توانند به رأی دادگاه اعتراض کنند. بعد از اینکه رأی دادگاه قطعی شد، زن، می تواند تقاضای اعمال ماده 2 قانون نحوه اجرای حکومت مالی را کند،یعنی اگر مرد معسر(ناتوان شدن مدیون از ادای دین خود بر اثر تنگ‌دستی است) نباشد و بدهی خود را پرداخت نکند ،به زندان می رود و تا وقتی بدهی خود را پرداخت نکند از زندان آزاد نخواهد شد، اما اگر توسط دادگاه معسر شناخته شود، دادگاه رأی به تقسیط (اقساط،قست بندی)مهریه می دهد.(مهریه در دادگاه)

, ,

ارسال اظهارنامه مهریه صحیح یا غلط ؟

اظهارنامه مهریه

موارد ارسال اظهارنامه:

اظهارنامه نوعی اوراق چاپی موجود در دادگستری است که دارای دو ستون خواهان و خوانده می باشد، و موقعی که می خواهیم چیزی را به طور رسمی به کسی بگوئیم به نحوی که بعدا بتوانیم ثابت کنیم که متن مورد نظر را به او گفته ایم ، از اظهارنامه استفاده می کنیم . همچنین وقتی می خواهیم چیزی را به کسی بدهیم و او حاضر نیست آن را بگیرد، آن را از طریق ارسال اظهارنامه به او تسلیم می کنیم. و نیز در مواردی که چیزی را از کسی مطالبه می کنیم و وی از پرداخت آن امتناع می کند میتوانیم با فرستادن اظهارنامه به صورت رسمی آن مطلب را به اطلاع او برسانیم و در مراحل دادرسی از آن استفاده کنیم.

نکته قابل اهمیت در اظهارنامه نبودن محدودیت در زمان تقدیم آن است به عبارت دیگر هر زمان که خواهان اراده کند می‌تواند اظهارنامه را بفرستد.نا گفته نماند که در برخی موارد ارسال اظهارنامه گاهی به موجب قانون، در بعضی امور، لازم است. مانند (جلوگیری از تصرف عدوانی و ارسال اظهارنامه برای ید ماقبل در اوراق تجای سفه چک و برات) که در این مبحث مجالی برای توضیح آن نیست.اظهارنامه در سه برگ تنظیم میشود و اگر طرف شما بیشتر از یكنفر باشد به ازای هر نفر اضافه هم یك برگ اضافه میشود .(اظهارنامه مهریه)

اظهارنامه در قانون آئین دادرسی مدنی :

 ماده ۱۵۶ ـ هركس می تواند قبل از تقدیم دادخواست ، حق خود را به وسیله اظهارنامه ازدیگری مطالبه نماید ، مشروط براینكه موعد مطالبه رسیده باشد . بطور كلی هركس حق دارداظهاراتی راكه راجع به معاملات و تعهدات خود با دیگری است و بخواهد بطور رسمی به وی برساند ضمن اظهارنامه به طرف ابلاغ نماید . اظهارنامه توسط اداره ثبت اسناد و املاك كشور یا دفاتر دادگاهها ابلاغ می شود .(اظهارنامه مهریه)

تبصره ـ اداره ثبت اسناد و دفتر دادگاهها می توانند از ابلاغ اظهارنامه هایی كه حاوی مطالب خلاف اخلاق و خارج از نزاكت باشد خودداری نمایند .

ماده ۱۵۷ ـ درصورتی كه اظهارنامه مشعر به تسلیم چیزی یا وجه یا مال یا سندی از طرف اظهاركننده به مخاطب باشد باید آن چیز یا وجه یا مال یا سند هنگام تسلیم اظهارنامه به مرجع ابلاغ ، تحت نظر و حفاظت آن مرجع قرار گیرد ، مگر آنكه طرفین هنگام تعهد محل و ترتیب دیگری راتعیین كرده باشند .(اظهارنامه مهریه)

 

زن می تواند با ارسال اظهارنامه مهریه خود را از شوهرش مطالبه نماید البته باید توجه داشت که اظهارنامه هیچ ضمانت اجرایی ندارد . بلكه در صورت عدم واكنش شوهر و عدم پرداخت مهریه در مراحل بعدی و طرح دعوی در مراجع قضایی لازم است این اظهارنامه بعنوان یكی از اسناد و ضمائم به همراه دادخواست تقدیم مرجع رسیدگی كننده گردد.خواهان (زن) ، اظهارات خود را در مورد در خواست مهریه، در ردیف خواهان می نویسد وآن را  برای خوانده (مرد) از طریق دادگاه می فرستد .در ردیف خوانده، اظهارات مرد نیز ثبت می شود . در این هنگام زن همچنان باید تمکین) مراد این است که زن جهت نزدیکی، خود را در اختیار شوهر قرار دهد و استمتاع شوهر از خود را ـ جز در موارد وجود مانع عقلی یا شرعی ـ محدود به زمان یا مکان و یا کیفیت خاصّی نکند( کند ، چرا که در   غیر این صورت ناشزه محسوب می شود و نفقه به او تعلق نمی گیرد .(اظهارنامه مهریه)

نکاتی چند در خصوص ارسال اظهارنامه مهریه:

  1. جز در مواقع واقعا لازم از فرستادن اظهارنامه خودداری نمائیم . زیرا گاه ممکن است ارسال اظهارنامه موجبات هوشیاری طرف مقابل شود و او نیز آماده مقابله به نفع خود باشد و یا با اطلاع از اقدام شما جهت اقدام قضایی اموال خود را با نیرگ از دسترس خارج نماید.(اظهارنامه مهریه)
  2. چون در نهایت اظهارنامه توسط فرد تنظیم كننده آن امضاء میشود و به عنوان اقرار کتبی محسوب می شود حتما مطالب عنوان شده در آن می بایست بر اساس واقعیت باشد یا از جمله مواردی باشد که دارای مدرک معتبر باشد در غیر اینصورت می تواند بعنوان مدرك میتواند بر علیه خود شما مورد استفاده قرار بگیرد. لذا توصیه می شود در تنظیم اظهارنامه دقت کافی داشته باشید و حتی المکان از وکیل دادگستری مشاوره بگیرید.(اظهارنامه مهریه)
  3. باید توجه داشته باشید که با ارسال اظهارنامه امتیاز استفاده از عامل غافل گیری در دعوی را از دست می‌دهید مثلا در مطالبه مهریه با اطلاع شوهر از اقدام قانونی شما نسبت به خارج کردن اموال در دسترس خود اقدام نماید. (البته این اقدام نیز راهکار قانونی دارد که در این مبحث مجال توضیح آن نیست)
  4. اظهارنامه صرفا بواسطه امضاء اظهار كننده آن ارزش قانونی پیدا میكند و بدون آن ارزش قانونی ندارد.(اظهارنامه مهریه)

نمونه اظهارنامه مهریه:

مخاطب محترم

نظر به اینكه اینجانبه ……………….فرزند………………….. حسب عقدنامه رسمی شماره ……………………… در تاریخ ……………………….. در دفتر خانه شماره ………………… شهرستان ………………………………. به عقد ازدواج دائمی شما در آمده ام و بر طبق عقدنامه مذکور، مهریه ام مبلغ ………………………………….. ریال/ تعداد………………………. سكه بهارآزادی تعیین شده است و اینجانبه در حال حاضر به مهریه خود نیاز دارم ، لذا به موجب این اظهارنامه به جنابعالی اعلام میگردد تا نسبت به پرداخت مهریه اینجانبه ظرف ……. روز پس از دریافت این اظهارنامه اقدام نمایید در غیر این صورت از طریق مراجع قضایی اقدام خواهد شد .

       با تشكر

نام و نام خانوادگی

       زوجه

نمونه دوم اظهارنامه مهریه

مخاطب محترم جناب آقای…

نظر به اینکه اینجانبه……………. فرزند ……………..طبق عقدنامه شماره………….در مورخ………….در دفترخانه شماره……………شهرستان……………به عقد ازدواج دایمی شما در آمده ام و برطبق عقدنامه مهریه اینجانبه مبلغ……………ریال/تعداد………………سکه بهار آزادی تعیین گردیده است واینجانبه به مهریه خود نیاز دارم لذا بموجب این اظهارنامه به جنابعالی اعلام میگردد تا نسبت به پرداخت مهریه اینجانبه ظرف …………..روز پس از دریافت این اظهارنامه اقدام فرمایید در غیر این صورت از طریق مراجع قضایی اقدام خواهد شد.

                     با تشكر

               نام و نام خانوادگی

                         زوجه

, ,

بخشیدن مهریه

بخشیدن مهریه

مهريه را مي توان به اصطلاح بخشيد يا بذل كرد.‌(بذل به معني بخشش به كار برده مي شود) به هر شكل و روشي كه قابل اثبات و مستند باشد زن مي تواند تمام يا بخشي از مهريه را به همسرش ببخشد يا از دريافت آن صرف نظر كند؛ در عين حال قانونگذار در ازدواج دائم اين حق را براي زن پيش بيني كرده است تا پيش از دريافت مهريه بتواند از انجام وظايف خود به عنوان همسر خودداري كند..(بخشیدن مهریه)

زن به محض عقد مالک مهریه است و می تواند هر تصرفی بخواهد در آن بکند ..(بخشیدن مهریه)

منظور از ابرای مهر این است که زن مهر خود را به مرد ببخشد و مثلا بگوید لازم نیست به من مهریه بدهی یا من مهریه از تو نمی خواهم یا مهریه برای خودت و … .

بخشش مهر شاید از جهاتی مطلوب باشد اما از جهات دیگر پیامدهای نامطلوبی نیز دارد . زیرا در صورت بخشش مهر به مرد ، اگر زمانی این مرد ورشکسته یا قصد طلاق زن را بکند ، زن هیچ حقی بر مهر ندارد گر چه زن می تواند پس از مرگ شوهر ، مهر را به مرد ببخشد . و یا از ماترک مرد مطالبه مهریه اش را بنماید..(بخشیدن مهریه)

ابراء یا بخشیدن مهریه:

 اگر زن ذمه شوهر را از مهر ابراء نماید (ببخشد) و مرد نیز قبل از وقوع نزدیکی زن را طلاق دهد باید زن نصف مهر را به مرد بدهد زیرا ابراء(بخشیدن مهریه) بمنزله دریافت مهریه است..(بخشیدن مهریه)

 بنابراین هرگاه زن قبل از طلاق ذمه زوج را بکلی بری نموده (مهریه را به مرد بخشیده باشد) پس از وقوع طلاق مرد می تواند نیمی از مهر را مطالبه کند هرچند که مرد به زن چیزی نپرداخته باشد.

 توجیه این مسئله روشن است زیرا زن هنگام ابراء (بخشش) مالک تمامی مهر بوده و آن را به یکجا به زوج واگذار کرده..(بخشیدن مهریه)

 

موادی از قانون مدنی که در مورد هبه میباشد

ماده 795- هبه عقدي است كه به موجب آن يكنفر مالي را مجانا به كس ديگري تمليك مي كند تمليك كننده واهب طرف ديگر را متهب ، مالي را كه مورد هبه است عين موهوبه مي گويند..(بخشیدن مهریه)
ماده796- واهب بايد براي معامله و تصرف در مال خود اهليت داشته باشد.
ماده797- واهب بايد مالك مالي باشد كه هبه مي كند.
ماده798- هبه واقع نمي شود مگر با قبول و قبض متهب اعم از اينكه مباشر قبض خود متهب باشد يا وكيل او و قبض بدون اذن واهب اثري ندارد.
ماده799- در هبه به صغير يا مجنون يا سفيه قبض ولي معتبر است .
ماده800- در صورتي كه عين موهوبه در يد متهب باشد محتاج به قبض نيست ..(بخشیدن مهریه)
ماده801- هبه ممكن است معوض باشد و بنابراين واهب مي تواند شرط كند كه متهب مالي را به او هبه كند يا عمل مشروعي را مجانا” بجا آورد.
ماده802- اگر قبل از قبض واهب يا متهب فوت كند هبه باطل ميشود.
ماده803- بعد از قبض نيز واهب ميتواند به ابقاء عين موهوبه از هبه رجوع كند مگر در موارد ذيل :
1- در صورتي كه متهب پدر يا مادر يا اولاد واهب باشد..(بخشیدن مهریه)
2- در صورتي كه هبه معوض بوده و عوض هم داده شده باشد.
3- در صورتي كه عين موهوبه از ملكيت متعب خارج شده يا متعلق حق غير واقع شود خواه قهرا” مثل اينكه متهب به واسطه فلس مهجور شود خواه اختيارا” مثل اينكه عين موهوبه به رهن داده شود.
ماده804- در صورت رجوع واهب نماآت عين موهوبه اگر متصل باشد مال واهب و اگر منفصل باشد مال متهب خواهد بود.
ماده805- بعد از فوت واهب يا متهب رجوع ممكن نيست ..(بخشیدن مهریه)
ماده806- هرگاه داين طلب خود را به مديون ببخشد حق رجوع ندارد.ببببب
ماده807- اگر كسي مالي را به عنوان صدقه به ديگري بدهد حق رجوع ندارد.(بخشیدن مهریه)

نمونه سند اقرار بخشيدن مهريه

اینجانب …………………………….. فرزند …………………. دارنده شماره شناسنامه ………………. صادره از ………………… متولد………………. به شماره ملی ………………….. ساکن …………………………………..با طیب خاطر و رضای کامل اقرار و اعتراف می نمایم مبنی بر اینکه از تمامی و کل مهریه که عبارت است از تعداد …………………….. تمام سکه بهار آزادی و…………..و……………. موضوع قباله نکاحیه ثبت شده تحت شماره …………………. دفتر ازدواج شماره…………….. می باشد فقط و منحصراً تعداد …………………. تمام سکه بهار آزادی را به شوهرم آقای …………………………….. فرزند ………………… بشناسنامه ……………………… صادره از ……….. متولد ………………….. ساکن نشانی بالا ، بذل و بخشش نموده ام و مقدار ……………….. تمام سکه بهار آزادی باقیمانده بر ذمه شوهرم با مشخصات بالا می باشد که کما فی السابق عندالمطالبه ، حق اخذ و دریافت آن را دارم و در رابطه با موارد یاد شده هیچ گونه ادعائی از شوهرم با مشخصات بالا نداشته و ندارم . ضمناً آقای ……………… با مشخصات بالا نیز با طیب خاطر و رضای کامل نسبت به موضوع موصوف معترف و مورد قبول نامبرده نیز بوده و می باشد . علاوه آنکه چون خانم …………… با مشخصات بالا معروف دفتر نبودند 1- آقای / خانم ………………………. فرزند………….. بشناسنامه ……………………… صادره از …………………. متولد …………….. به شماره ملی ………………………… ساکن ………………………………………………………………………. شغل ……….. 2- آقای / خانم ……………………………… فرزند …………………. بشناسنامه ………………………. صادره از …………………متولد ……………….. به شماره ملی ……………………….. ساکن …………………………………………………………. شغل ……………… هویت وی را شناساندند و ذیل سند مربوطه را امضاء نمودند..(بخشیدن مهریه)

بتاریخ …. / …. / …………….. هجری شمسی .

اقرار به وصول مهريه

در تاريخ زير حاضر دفتر گرديد خانم …………………………….. فرزند …………………. دارنده شماره شناسنامه ………………. صادره از ………………… متولد………………. به شماره ملی ………………….. ساکن ………………………………….. زوجه نام برده در نكاحيه ………………….. دفتر ثبت رسمي ازدواج شماره ………………………. بعدالحضور دانسته و فهميده و در كمال صحت و سلامتي در حضور والدين خود آقا و خانم …………………………….. فرزند …………………. دارنده شماره شناسنامه ………………. صادره از ………………… متولد………………. به شماره ملی ………………….. ساکن …………………………………..اقرار به وصول و دريافت مهريه خود با احتساب ارزش مهريه براساس مادة 2 آيين‌نامه اجرايي قانون الحاق يك تبصره به 1208 قانون مدني مصوب 12/2/1377 هيئت محترم وزيران را از زوج خود آقاي …………………………….. فرزند …………………. دارنده شماره شناسنامه ………………. صادره از ………………… متولد………………. به شماره ملی ………………….. ساکن ………………………………….. نمود و با تنظيم اين اقرارنامه ذمة شوهر از موضوع مهريه بري گرديد. سريال اوراق مصرفي به شماره و قبض حق‌التحرير به شماره ………………….. صادر و تسليم گرديد. بهاي اوراق مصرفي و حق‌الثبت و حق‌التحرير طبق قبض شماره ……………………… به مبلغ 31750 ريال به بانك ملي شعبه ……………………… پرداخت گرديد به تاريخ …  .(بخشیدن مهریه)

محل امضاي مُقر

اقرارنامه غیر مالی(بخشیدن مهریه)

۱ – در تاریخ ذیل این سند خانم …………………… به شماره شناسنامه ………… متولد ………………. شماره ملی ……………. همسر و زوجه آقای …………………… طبق عقدنامه و سند رسمی ازدواج ثبت شده بشماره ترتیب …………….. بتاریخ ………………… دفتر رسمی ثبت ازدواج شماره …………….. تهران در این دفترخانه حاضر گردید و بعد الحضور اقرار و اعلام صریح نمود بر اینکه : اینجانبه خانم ……………………………………. به مشخصات فوق الذکر در کمال صحت و سلامت عقل و با طیب خاطر و رضای کامل با امضاء ذیل این سند اقرار و اظهار صریح می نمایم مبنی بر اینکه ذمه زوج و شوهرم آقای ………. بمشخصات فوق الذکر و نیز ذمه خانواده زوج و شوهرم را ، از تعداد ……………. سکه تمام بهار آزادی از کل و تمامی مهریه و صداقم موضوع سند ازدواج فوق الذکر بشرح مندرج در سند ازدواج مذکور ، ابراء نمودم . و بری الذمه شدن شوهرم را از کل و تمامی مهریه و صداقم اقرار می نمایم . و در رابطه با موارد مذکور در این سند هیچگونه اعتراض و ادعائی نداشته و ندارم و در رابطه با موارد مذکور در این سند حق هرگونه ایراد و اعتراضی را در آینده از خود سلب و ساقط می نمایم . و دیگر هیچگونه حقی در این رابطه ندارم و ضمن العقد خارج لازم ( که عقد خارج مزبور بطور شفاهی فی مابین اینجانب و زوج فوق الذکر منعقد شده ) هرگونه ادعا و ایراد و اعتراض بعدی و احتمالی خود را ولو به عنوان تضرر و غیره و نیز حق رجوع را از خود سلب و ساقط نموده و می نمایم .(بخشیدن مهریه)
این سند باستناد نامه شماره ………….. مورخ ……………… دفتررسمی ازدواج شماره ………….. تهران مبنی بر عدم صدور اجرائیه جهت مهریه موضوع سند ازدواج مذکور تنظیم گردید .(بخشیدن مهریه)

۲ – همچنین زوجه خانم ………………. با مشخصا ت فوق الذکر در این دفترخانه حاضر گردید و بعد الحضور اقرار و اعلام صریح و منجز نمود بر اینکه : کلیه حق و حقوق خود در زمان زناشوئی اعم از نفقه و اجرت المثل و اجرت المسمی و غیره را از همسر خود آقای …………………… با مشخصات فوق الذکر وصول نموده و حق هرگونه ادعا و ایراد و اعتراضی را در آینده و نیز حق رجوع را از خود سلب و ساقط نمود .(بخشیدن مهریه)

علاوه آنکه چون زوجه خانم …………… با مشخصات بالا معروف دفتر نبودند :
-۱- آقای / خانم ………………… فرزند ……….. بشناسنامه ……………………… صادره از …………………. متولد …………….. به شماره ملی …………..
۲ – آقای / خانم ………………… فرزند ………. بشناسنامه ……………………… صادره از …………………. متولد …………….. به شماره ملی …………..

هویت وی را شناساندند و ذیل سند مربوطه را امضاء نمودند.
بتاریخ …. / …. / ………………
امضا و اثر انگشت زوجه :
امضا و اثر انگشت شاهد :

 

رجوع از هبه (انصراف از بخشیدن مهریه)

گفتنی است که می‌توان از هبه‌هایی كه به صورت رسمي به ثبت رسیده‌اند، نيز رجوع كرد. براي رجوع از هبه‌نامه، واهب به دادگاه حقوقي مراجعه و دادخواست ارائه می‌کند. در محکمه نیز يكي از اين دو حالت ديده می‌شود: نخست اینکه هبه ثبت شده و داراي سند رسمی است..(بخشیدن مهریه)

در این حالت واهب بدون اینکه نیاز باشد هبه را به اثبات برساند درخواست رجوع خود را مطرح می‌کند. اما دیگری، زمانی است که هبه به صورت رسمی به ثبت نرسیده است. (هبه‌نامه عادی یا هبه شفاهی)..(بخشیدن مهریه)

در این حالت واهب مکلف است تا در دادگاه نخست انعقاد عقد هبه را به اثبات برساند آنگاه اعلام کند که می‌خواهد از عقد رجوع کند. این وکیل دادگستری این نکته را متذکر می‌شود که در هر دو حالت فوق‌الذکر واهب موظف است تا با استفاده از ادله اثبات دعوا نشان دهد که از حق رجوع برخوردار است. ادله اثبات دعوا عبارتند از: اقرار، سند كتبي، شهادت، امارات و قسم..(بخشیدن مهریه)

 

در بخشیدن مهریه توجه داشته باشید که:

 1ـ قبل از تنظيم سند بقاي مهريه از دفترخانه رسمي ازدواج استعلام شود..(بخشیدن مهریه)

2 ـ پس از تنظيم سند تصوير اقرارنامه به انضمام نامة دفترخانه جهت ثبت در ستون ملاحظات ثبت مربوطه به دفتر ازدواج ارسال گردد.

3 ـ از تنظيم اقرارنامه به صورت اقرار به هبه يا بخشش خودداري گردد. زيرا چنين مجوزي به دفاتر اسناد رسمي داده نشده است.

4 ـ در صورت تمايل به صلح مهريه سند به صورت صلح مهريه تنظيم خواهد شد..(بخشیدن مهریه)

5 ـ سردفتران محترم ازدواج بايد متوجه باشند، تعيين كردن مهريه‌هاي بدون حساب و كتاب و نامعقول زمينه‌هاي مستعدي را در كنار ساير مشكلات براي اختلاف و جدايي فراهم خواهد نمود كه آثار و تبعات منفي آن به دفاتر ازدواج و اسناد رسمي سرايت خواهد كرد..(بخشیدن مهریه)

6 – در مورد هبه‌نامه هاي رسمي امکان انکار و تردید وجود ندارد؛ بنابراین هیچ‌یک از خواهان و خوانده نمی‌تواند مدعی شود که در صحت و اصالت سند مزبور مردد است. ثانیا می‌توان از هبه‌هایی كه به صورت رسمي به ثبت رسیده‌اند، رجوع كرد؛ بنابراین ثبت رسمی هبه دلیل بر این نمی‌شود که نتوان از آن رجوع کرد.

7 – زمانی که هبه به صورت رسمی به ثبت نرسیده است (هبه‌نامه عادی یا هبه شفاهی) در این حالت واهب مکلف است تا در دادگاه نخست انعقاد عقد هبه را به اثبات برساند، آنگاه اعلام رجوع از هبه کند؛ اما در هبه ای که مستند به سند رسمی است اثبات هبه لازم نیست..(بخشیدن مهریه)

8 – زمانی که زن می‌گوید: من مهر خود را به تو بخشیدم، در این حالت همانند ساير اشكال هبه، تکلیف شوهر در پرداخت مهريه به طور کلی از بین نمی‌رود و زن می‌تواند تحت شرایطی از هبه مزبور رجوع و مهر خود را مطالبه كند..(بخشیدن مهریه)

از اين رو به‌نظر مي‌آيد سران محترم ازدواج در زمان تنظيم و ثبت ازدواج وظيفه سنگين و مهمي برعهده دارند تا در مقابل بدعت‌هاي نامعقول به خصوص در مورد تعيين مهريه سنگين مقاومت نمايند و زوجين و والدين آن‌ها را نسبت به فلسفه مهر و عندالمطالبه بودن و غيره رهنمون نمايند. و ضمن‌العقد شرط نمايند كه بدون حضور والدين زوجه، زوجه حق وصول مهريه خود را نخواهد داشت..(بخشیدن مهریه)

,

محاسبه مهریه به نرخ روز

محاسبه مهریه،حقوق،وکیل،وکالت،مشاوره حقوقی،دادشید،

محاسبه مهریه

نحوه محاسبه مهریه به نرخ روز

براساس مصوبه هیات وزیران در سال 77 نحوه محاسبه ارزش فعلی مهریه به شکل زیر محاسبه می شود لازم بذکر است عدد شاخص در هر ماه توسط بانک مرکزی (همان نرخ تورم ماهیانه) اعلام می شود و در پایان هر سال یک عدد میانگین از جمع همه آنها بدست می آید که به آن نرخ تورم سالیانه گفته می شود:
عدد شاخص در سال قبل را بر عدد شاخص در سال وقوع عقد تقسیم می کنیم و نتیجه را در مبلغ مهریه مندرج در عقدنامه ضرب می کنیم به این ترتیب مبلغ مقدار مهریه به نرخ روز مشخص خواهد شد.

این نحوه محاسبه به شکل فرمولی به صورت زیر است:
مبلغ مهریه مندرج در عقدنامه × (عدد شاخص در سال وقوع عقد ÷ عدد شاخص در سال 1390). به این ترتیب مقدار مهریه فوق در سال 1391 می شود 117961702 ریال.

بدیهی است تا پایان سال 91، صورت کسر فوق، شاخص سال 1390 یعنی عدد 277/21 خواهد بود و بعد از اتمام سال 1391 ورود به سال 1392، شاخص سال 1391 جایگزین شاخص سال 1390 خواهد گردید.

برای محاسبه وجه نقد مهریه به نرخ روز برای محاسبه مهریه قابل پرداخت به نرخ روز، سال عقد و سال قبل از وصول مهریه را انتخاب نمایید، مبلغ مهریه را به عدد و بدون علائم غیر عددی در کادر مربوطه وارد نمایید، سپس روی محاسبه مهریه کلیک نمایید.

برای محاسبه مهریه اینجا را کلیک کنید

, ,

همه چیز در خصوص مهریه

همه چیز در خصوص مهریه

مهریه چیست؟

مهر به فتح میم در لغت، “کابین” یا “دست پیمان” گویند و آن مالی است که زن بر اثر ازدواج مالک آن می‏گردد. مهر واژه­ای عربی و از لحاظ لغوی به معنای «عوض» به­کار رفته است. در فارسی آن را کابین گویند. مهريه با نام‌هاي ديگري چون صداق، صداقيه، كابين و فرض نيز شناخته مي‌شود.

مهریه یكی از حقوقی است كه در جریان ازدواج برای زن به وجود می‌آید و عبارت است از مال معین یا چیزی است كه جانشین مال كه در عقد ازدواج بر عهده مرد قرار می­گیرد و در صورت مطالبه زن، وی (مرد) مكلف است مهریه­اش را بپردازد و هیچ گونه ارتباطی با طلاق و نفقه ندارد. این مال می تواند به صورت نقدی (وجه رایج کشور)، سکه و طلا، سایر اموال منقول یا غیر منقول (ملک، خانه یا آپارتمان) باشد. این مال به عنوان دین و بدهی بر عهده زوج قرار می گیرد.

مهریه در قرآن

قرآن کریم مهر را متعلق به خود زن می‌داند و مرد را مکلف می‌سازد تا نسبت به پرداخت آن اقدام کند و با قصد عدم پرداخت مهر زن را مورد آزار و تهمت قرار ندهد.

مهر از احکام تأسیسی دین اسلام نیست و با عنایت به سابقه وجود آن در ادیان و ملل مختلف، مورد تأیید و امضاء شارع مقدس قرار گرفته است.

در قرآن آیه‏ی چهارم از سوره نساء از مهر به عنوان «صدقات‏» یاد شده و در آیات مختلف تحت عنوان «اجور» آمده است.

کلمه‏ی دیگری نیز که به جای مهر به کار می‏رود «صداق‏» ، است که آن را نیز این گونه تعریف کرده‏اند: «مالی است که مرد در عقد ازدواج به زن می‏دهد .»

کلمه نحله در سوره‏ی مبارکه‏ی نساء آیه‏ی ۴ کاملا تصریح می‏کند که مهر هیچ عنوانی جز عنوان تقدیمی و عطیه و هدیه ندارد.

 امام باقر فرمودند: «الصداق ما تراضا علیه قل او کثر» یعنی آنچه طرفین ازدواج به آن راضی می‏شوند کم باشد یا زیاد همان مهریه است . البته مهریه تا هر اندازه چه باشد اشکالی ندارد .

 

مهر المسمی چیست؟

مهريه‏اي است كه مقدار آن هنگام عقد ازدواج معين شده و از آن نام برده شده است. به عبارت دیگر اگر مهر، هنگام عقد نکاح(ازدواج) یا بعد از آن به تراضی(رضایت) طرفین معین شود یا مالی به عنوان مهر در عقد نکاح ذکر ­گردد و مورد توافق زوجین(زن و شوهر) قرار گیرد مهر المسمی گفته می‌شود.حال اختیار تعیین مهر ممکن است حسب مورد به شوهر یا زن یا شخصی سومی سپرده شود. «تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است»(مفاد ماده ۱۰۸۰ قانون مدنی ) اگر اختیار تعیین مهر به زن داده شده باشد «در صورتی که این حق به زن داده شده باشد، زن نمی‌تواند مهر را بیش از مهرالمثل تعیین کند» (مفاد ماده ۱۰۹۰ قانون مدنی)

شرایط مهرالمسمی کدام است؟

1- مالیت داشته باشد

« مالیت داشتن چیزی عبارت از آن است که در بازار اقتصادی دارای ارزش معاوضه باشد.

مانند: زمین، گندم، و امثال آن. »

بنابراین پول نقد، زینت آلات، زمین زراعی، حیوان، کالای تجاری و تمام چیزهایی که دارای ارزش اقتصادی است اگر بعنوان مهر قرار گیرد صحیح است.

2- قابل تملک باشد

یعنی مورد مهر مالی باشد که زن بتواند آن را مالک شود.

 در تحریر الوسیله نیز به این مطلب اشاره شده است:

 هر آنچه که مسلمان آن را مالک شود صحیح است آن را مهر قرار دهد خواه عین باشد یا دین یا منفعت عین مملوکی از خانه، یا زمین( مزرعه) یا حیوان باشد و صحیح است که منفعت شخص آزادی مهرقرار داده شود، مانند تعلیم صنعت و مانند آن از هر عمل حلالی.

3- منفعت عقلایی ومشروع داشته باشد

مورد مهر باید دارای منفعت عقلایی و مشروع باشد هر چیزی که منفعت عقلایی داشته باشد و در شرع اسلام دارای قیمت مالی نباشد قابلیت تملیک را نخواهد داشت بنابراین چیزهایی مانند: مواد مخدر، مشروبات الکلی، آلات لهو، و اشیاء و املاک غصبی که فروش یا استعمال آن از نظر قانونی و شرعی ممنوع شده باشد را نمی توان مهر زن قرار داد.

4- مهر باید معلوم باشد

ماده 216 ق.م می گوید:« مورد معامله باید مبهم نباشد مگر در موارد خاصه که علم اجمالی به آن کافی است.»

ماده فوق در تمام عقود و معاملات جاری می گردد. مهر نیز تابع احکام معاملات است.

 ماده 1079 ق.م نیز در این موارد بیان می دارد:« مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آنها بشود معلوم باشد.

 معلوم بودن مهر به معلوم بودن مقدار و جنس و وصف است. چنانچه ماده 324 ق.م مقرر می دارد:

 « تعداد و جنس و وصف مبیع باید معلوم باشد….»

معلوم شدن مهر برای طرفین در مورد اعیان: خانه و باغ بوسیله مشاهده است.

اما در مورد چیزهایی که معلوم شدن آنها با مشاهده امکان پذیر نیست مانند: گندم، آهن، زمین و امثال آن باید بوسیله وزن یا کیل یا عدد یا ذرع یا مساحت مقدار آن معلوم گردد.

مهر المثل چيست؟

مهري كه در هنگام عقد ازدواج براي زن معلوم نشده و پس از زفاف (نزديكي)، مهريه زنان هم شأن او) از نظر نسب، سن، عقل و ثروت ( تعيين مي‏شود.

در عقد نکاح می توان مهر تعیین نکرد و زوجین می توانند پس از وقوع عقد با توافق مهر تعیین کنند، حال اگر در نکاح دائم مهر ذکر نشود یا عدم آن در عقد شرط شود یا به دلیلی مهرالمسمی(مهری که در عقد مشخص می کنند) باطل شود یا در صورتی‌که ضمن عقد در میزان و نوع مهر به توافق نرسند و یا مهری معین کنند که فاقد اوصاف شرعی و قانونی باشد، در صورت انحلال نکاح و چنانچه قبل از تراضي براي تعيين مهر نزديكي واقع شود (نزدیکی شرط استقرار  مهرالمثل است) زن مستحق مهر المثل خواهد بود. در نتیجه زمانی مهرالمثل  به زن تعلق می گیرد که بعد از عقد و پس از زناشویی (نزدیکی) باشد،. مهر المثل عبارت از مالي است كه با در نظر گرفتن وضع خانوادگي و حال اقرباء و نزديكان زوجه تعيين مي شود. برای تعیین مهر المثل باید وضعیت زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات از جمله وضعیت فردی و تحصیلات وی نسبت به کسانی که از نظر اجتماعی هم شان او هستند در نظر گرفته شود.

مهر زن باندازه مهر زنان اماثل(مثل، همانند، شبیه ) و اقران(نزدیکان و اقوام) او می باشد. فقها معتقدند که در تعیین مهرالمثل ویژگیهای اخلاقی و خانوادگی و ارزشهای علمی( میزان تحصیلات) سن و غیر اینها برحسب عرف و عادت و مقتضیات محل و مکان در نظر گرفته می شود.

به این معنا که باید ببینیم که مهریه‌ی یک خانم در عرف چقدر است. به این مهرالمثل می‌گویند. و با توجه به مکانها و محل ها و زمانها تفاوت پیدا می‌کند. گاهی زن پیر است و گاهی جوان است، گاهی باکره و گاهی غیر باکره است. لذا یک قاعده‌ی کلی این‌که مهریه‌ی این خانم از نظر عرف چه مقدار است و جود ندارد و به شرایط مختلفی بستگی دارد.

از آنچه که ما به مهرالمثل حکم می کنیم. پسندیده است ملاحظه حال زن و صفات او از سن، بکارت، نجابت، و عفت و عقل وادب و شرف و جمال و کمال و … اینها است بلکه هرچه که عرفاً و عادتاً در بالابردن ونقصان مؤثر است، ملاحظه شود.

محقق حلی در مختصرالنافع یکی دیگر از موارد استحقاق مهرالمثل را شرط عدم مهر ذکر کرده و می نویسد:

 « نام بردن مهر شرط عقد نیست.» اگر از مهر غفلت کنند یا شرط شود که مهری نباشد عقد صحیح است و در این صورت اگر قبل از وقوع نزدیکی زن را اطلاق دهد باید چیزی به او بدهد و اگر بعد ازوقوع نزدیکی باشد زن مستحق مهرامثل می شود.

مهرالمتعه چیست؟

قبل از هر چیز لازم است معنی متعه مشخص شود متعه در اصطلاح دارای دو معنی می باشد:

 1- در ازدواج موقت یا نکاح منقطع:

متعه(ازدواج موقت) در برابر مهریه کم و برای مدت معینی صورت می گیرد و پس از پایان آن مدت خود بخود فسخ می گردد.

 2- متعه طلاق

هرگاه مرد قبل از نزدیکی و تعیین مهر، زن خود را طلاق دهد، جامه ای یا هر چیز دیگری بعنوان هدیه به او بدهد، متعه طلاق یا مهرالمتعه نامیده می شود.

معنی اخیر،(مهرالمتعه) موردنظر می باشد.

مهر المتعه: چنانچه در عقد ازدواج مهر تعیین نشود و مرد بخواهد زن را قبل از نزدیکی طلاق دهد مقداری را به عنوان مهر تعیین و به زن پرداخت می کند و این مبلغ بستگی به وضعیت مالی مرد دارد. بنابراین تعیین میزان مهر المثل به وضع خانوادگی زن و مهر المتعه به وضعیت مالی مرد بستگی دارد. مهرالمتعه هدیه اى است که مرد برحسب وضعیت و امکانات مالى خود (اگر ثروتمند باشد بیشتر و اگر فقیر باشد نیز به اندازه دارایى خود) به زن پرداخت مى نماید. این مرد است که مهرالمتعه را تعیین مى کند و برخلاف مهرالمسمى است که با توافق طرفین تعیین مى شود، در صورت اختلاف بر مقدار مهرالمتعه، حاکم مقدار آن را تعیین مى کند. و در مواردی معین می شود که یا در ضمن عقد ازدواج ذکری از مهر نشده و یاتوافقی در این جهت حاصل نگردیده است و یا عدم مهر شرط شده باشد.

براى تعیین مهرالمتعه به آیه شریفه ۲۳۶ سوره مبارکه بقره استناد شده است. لاَّ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِن طَلَّقْتُمُ النِّسَاء مَا لَمْ تَمَسُّوهُنُّ أَوْ تَفْرِضُواْ لَهُنَّ فَرِيضَةً وَمَتِّعُوهُنَّ عَلَى الْمُوسِعِ قَدَرُهُ وَعَلَى الْمُقْتِرِ قَدْرُهُ مَتَاعًا بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَى الْمُحْسِنِينَ ﴿۲۳۶﴾ اگر زنان را مادامى كه با آنان نزديكى نكرده و بر ايشان مهرى [نيز] معين نكرده‏ايد طلاق گوييد بر شما گناهى نيست و آنان را به طور پسنديده به نوعى بهره‏مند كنيد توانگر به اندازه [توان] خود و تنگدست به اندازه [وسع] خود [اين كارى است] شايسته نيكوكاران (۲۳۶).

براى استحقاق زن براى مهرالمتعه سه شرط لازم است:

1.در عقد ازدواج مهرى ذکر نشده باشد و بعداً نیز زوجین آن را تعیین نکرده باشند

2.زناشویى(نزدیکی) واقع نشده باشد

3.زن و مرد با طلاق از هم جدا شده باشند، نه با فوت یا بذل مدت یا فسخ نکاح

هرگاه مقدار مهر هنگام عقد ذکر نشده باشد یا زن و مرد بر عدم آن توافق کرده باشند و شوهر بخواهد قبل از وقوع نزدیکی زن خود را طلاق دهد در این صورت زن استحقاق مهرالمتعه را خواهد داشت.

در تعیین مهرالمتعه برخلاف مهرالمثل، وضع مالی و توان اقتصادی مرد مالک می باشد. و دیگر شایستگی موقعیت خانوادگی و اجتماعی زن موردنظر نیست. بلکه اسطاعت مالی مرد لحاظ می گردد ماده 1094 ق.م می گوید:« برای تعیین مهرالمتعه حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه می شود که مرد به تناسب مال و ثروت خود مالی به زن می دهد.مهرالمتعه اختصاص به نکاحی دارد که قبل از وقوع نزدیکی طلاق انجام شود.

مهر المتعه در صورتی به زن داده می شود که پیش از نزدیکی، مرد، زن خود را طلاق دهد، پس  اگر در اثر فوت یکی از زوجین یا درخواست طلاق از طرفین زن، نکاح از بین برود، زن حق مطالبه مهرالمتعه را ندارد.

مهر السنه چیست؟

«مهر السنه» مقدار مهرى است كه نبى اكرم ‏)صلى الله علیه وآله وسلم( براى حضرت زهرا علیها السلام قرار داده و به عبارت دیگری آن است که پیغمبر اکرم(ص) این مقدار را مهر زنان خود قرار داده اند. مقدارش پانصد درهم است و هر درهم، معادل 12/ 6 نخود نقره سكه‏دار است كه در مجموع برابر 6300 نخود (یا 262/ 5 مثقال) مى‏شود  ارزش مالی مهرالنسبه و یافتن عامل مناسب برای آن، با توجه به خصوصیات مکانی، زمانی و اوضاع و احوال اقتصادی همواره متغیر خواهد بود. و قیمت آن در هر زمان، تابع نرخ همان زمان است. مهرالسنه از اقسام مهر نمی باشد و شاید بتوان گفت مهرالسنه نوعی مهرالمسمی محسوب می شود .

 در حدیثی از امام باقر علیه السلام نقل شده که پیامبر برای هیچ یک از زنان و دخترانش مهریه بیش از پانصد درهم نقره قرار نداد. (وسائل ج21باب4ح4) در حدیثی دیگر نیز منع تزویج دختر بخاطر قرار داده شدن مهرالسنة از سمت پدردختر، موجب محروم شدنش از برخی نعمتهای اخروی دانسته شده است. (وسائل ج21باب4ح2)

ظاهرا تنها قائلین این قول شیخ صدوق و سید مرتضی علم الهدی رحمهما الله هستند. برخی از فقهای شیعه تجاوز از مهر السنه را مکروه دانسته و برخی دیگر از فقهاء عدم تجاوز را مستحب دانسته اند.

منظور از مهريه عندالمطالبه چيست؟

مهریه عندالمطالبه است یعنی هر زمانی كه زن مهریه را مطالبه كند شوهر باید آن را پرداخت كند، هرگاه برای پرداخت مهریه، زمان و مدتی معین نشده باشد، مهریه‌ی عندالمطالبه است. دراین صورت به محض عقد، زن مالک مهر است و هر زمان که بخواهد می‌تواند مهریه‌ی خود را چه در زمان تداوم زندگي مشترك و چه در زمان طلاق مي‌تواند آن را مطالبه کند. به همين دليل است كه مهريه را عندالمطالبه مي‌گويند‌ و در سند ازدواج نيز با همين عنوان ذكر مي‌شود.

برای مطالبه كردن مهریه محدودیت زمانی خاصی وجود ندارد، زیرا به محض انعقاد عقد، زن مالك تمام مهر می‌شود مگر آن كه طبق توافق دو طرف، پرداخت مهریه به زمان مشخصی موكول شده باشد مثلا طرفین توافق كرده باشند كه یک سال پس از عقد مهریه را دریافت كند. و به طور كل می‌توان گفت زن از لحظه انعقاد عقد می‌تواند مهریه را مطالبه و آن را درخواست كند. با توجه به ماده‌ي (1085 قانون مدني) زوجه مي‌تواند تا دريافت نكردن کامل مهريه‌ي خود از وظايف همسري خود و تمكين همسر امتناع كند که در اصطلاح حقوقی به آن حق حبس گفته می شود.

مهريه عندالاستطاعه یعنی چه؟

یعنی زن قبول کند که در صورت استطاعت مالی(دارایی) همسرش مهریه خود را درخواست کند.در مهریه عندالاستطاعه، زمان پرداخت مهریه. زمانی است که زوج، توانایی و استطاعت پرداخت را داشته باشد، پس پرداخت آن منوط به استطاعت(استطاعت از طریق معرفی اموال زوج، ثابت می‌شود)، زوج است. به عبارت دیگر یعنی مرد هر وقت استطاعت وتوان مالی پیدا کرد مهریه را پرداخت کند.

البته زوجین می‌توانند به صورت موجل نیز مهریه را تعیین کنند که در اینصورت پرداخت مهریه در زمان مقرر مورد توافق بایستی باشد و قبل از آن زوج حق مطالبه ندارد. در صورتی که مهریه عندالاستطاعه باشد راهی برای زن به منظور گرفتن حق خود از مرد باقی نمی ماند. از اشکالات مهریه عندالاستطاعه لازم الاجرا نبودن آن است زیرا در صورت عدم پرداخت مهریه از سوی مرد، زن باید استطاعت مالی مرد را ثابت کند، در غیر این صورت نمی تواند حق مهریه خود را دریافت کند. از دیگر اشکالات مهریه عندالاستطاعه را مجهول بودن زمان مدت قرارداد است ، زمانی که قراردادی زمانش مجهول باشد، نتیجه اش بطلان قرارداد است و در این صورت زن نمی تواند به حق مهریه اش دست یابد. از دیگر اشکالات مهریه عند الاستطاعه این است که قانون گذار آن را نمی شناسد. مهریه عند الاستطاعه برای قاضی مجهول بوده و همه فروض برای آن پیش بینی نشده است. به عنوان مثال در زمان فوت همسر یا هنگام طلاق، قانون فروضی را برای آن پیش بینی نکرده و تنها در صورتی زن به حق مهریه خود می رسد که بتواند استطاعت مالی مرد را ثابت کند. اشکال دیگر این نوع مهریه این است که به محض انعقاد عقد بین زوجین مهریه به ملکیت زوجه در نمی آید اما در مهریه عندالمطالبه به محض انعقاد عقد، مهریه به ملکیت زوجه می رسد. در شرایط فعلی که مهریه عندالمطالبه است مهریه ها از سوی برخی همسران پرداخت نمی شود، در قضیه مهریه عندالاستطاعه قضیه لاینحل باقی می ماند.

از نظر حقوقی و قضایی، مشروط‌کردن پرداخت مهریه به استطاعت زوج به دلیل ابهامی که در آن است، در اجرای آن نیز ابهام دیده می‌شود. زیرا اگر صحت و سلامت این شرط را بپذیریم، زن نخست باید استطاعت مالی همسرش را ثابت کند تا بتواند مهریه‌اش را مطالبه کند.مسلم است که اگر پرداخت مهریه مشروط به استطاعت زوج باشد، زن برای دریافت مهریه خود از طریق محاکم قضایی و مراجع ثبتی نخست باید استطاعت مالی همسرش را ثابت کند. اما ملاک استطاعت مرد چیست؟ و درصورت پنهان‌کاری مرد، مبنی بر مخفی‌سازی یا انتقال پنهانی اموال خود، راه استیفای حقوق زن چه خواهد بود؟

عوامل تثبیت مهر کدام است؟

 سبب مالکیت مهر عقد است ولی تمام آن در مالکیت زن مستقر نمی گردد و نیمی از مهر ملک متزلزل زن می باشد که براثر عوامل ذیل استقرار می یابد:

1-  نزدیکی: مهر به سبب زناشوئی استقرار می یابد و فقها اجماع دارند که وقوع نزدیکی از عوامل استقرار مهر می باشد.

در تحریر الوسیله مطلق و طی عامل استقرار مهر یبان شده است.

« ادخول الذی یستقر به تمام المهر هواالمطلق الوط،  ولودبراً….»

2-  فوت زوج یا زوجه: چنانچه یکی از زوج یا زوجه بمیرند و نزدیکی هم واقع نشده باشد تمامی مهرالمسمی به نفع زوجه مستقر می شود.

 در تحریرالوسیله تصریح شده است که:

 «اگر یکی از زوجین قبل از نزدیکی بمیرد اقوی آن است که همانند مورد طلاق،  مهر ضعیف می گردد خصوصاً موردی که زن فوت کرده باشد.»

3- ارتداد زوج: اگر زوج قبل از وقوع نزدیکی مرتد شود و زوجه باید بلافاصله از اوجدا شود در این صورت تمامی مهر به نفع زوجه مستقر می شود ولی اگر قبل از وقوع نزدیکی زوجه مرتد شود چیزی برای او نیست.

در قانون مدنی هرچند حکم دو مورد ا خیر به صراحت بیان نشده است ولی ماده 1082 بیان می دارد که زن به مجرد عقد مالک تمامی مهر می گرد و ماده 1092 بیان می دارد که تنها طلاق قبل از نزدیکی باعث تضعیف مهر می شود.

مهریه و حق حبس

حق حبس چیست؟

حبس در لغت به معني نگاه داشتن، بازداشتن، و توقيف كردن مي‌باشد. فقها در عقد نکاح، به زوجه این حق را داده‌اند که تا زمانی که مهر به او داده نشده است، اگر مهلت‌‌‌دار نباشد (مهریه حال باشد) ، از تمکین (نزدیکی) خودداری کند و این حق را نوعی حق حبس دانسته‌اند. «للزوجه الامتناع قبل الدخول حتی تقبض مهرها ان كان حالا» به قول اكثر حقوقدانان وظایف زناشوئی فقط مخصوص تمكین خاص(نزدیکی) زن از مرد نیست، بلكه زن مجاز است تا گرفتن مهر خود از تمام وظایف زندگی مشترك مانند سكونت زن در منزل شوهر و پذیرش حق ریاست شوهر بر خانواده خودداری نماید.

به نظر مشهور فقهی، حق حبس زن پس از اقدام اختیاری او به انجام دادن وظیفه خود، ساقط می‌شود یعنی پس انجام اولین نزدیکی حق مزبور از بین می رود. وجود حق حبس برای زن، تمکن مالی(دارایی) مرد و حتی در صورت معسر بودن (فقیر یا ناتوان در پرداخت یک جای مهریه توسط مرد) نیست، و زن همچنان می تواند از حق مزبور استفاده کند. در مادّه ۱۰۵۸ قانون مدنی حق حبس زن به رسمیت شناخته شده است.

( طبق ماده مذکور زن مي تواند تا مهريه او تسليم نشده از ايفاء وظايفي كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند مشروط بر اينكه مهر او حالّ باشد و اين امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.)

حق حبس از لوازم و متعلقات ازدواج است و در صورت فسخ یا بطلان عقد، وجود حق حبس معنی ندارد. همچنين در موردي كه دادگاه يا اجراي ثبت به درخواست شوهر و به دليل اعسار او مهلت عادله مي دهد يا قرار اقساط مي گذارد، نبايد مهر را موجل پنداشت

شرائط اعمال اعمال حق حبس برای زن

1- مهریه باید حال باشد؛ و قرار دادن مهلت برای حق حبس به منزله انصراف از حق حبس است. یعنی زمانی برای پرداخت مهریه مشخص نشده باشد. و اگر توافقی وجود داشته باشد که نشان دهد مرد قبول کرده است در زمان مشخصی مهریه را بدهد در این صورت زوجه حق حبس نخواهد داشت. چون از زمان عقد ازدواج مرد می تواند ايفاي وظايف زناشويي را از زن طلب كند، در نتیجه زن نمي تواند از حق حبس خود استفاده كند. اما در صورتی كه مرد از زن طلب ايفاي وظايف زناشويي را ننمايد و زمان پرداخت مهريه فرا رسد زن خواهد توانست از حق حبس خود تا استيفاي مهرش استفاده كند. علاوه بر این در صورتی که بخشی از مهریه حال باشد و بخش دیگر آن مدت داشته باشد، باز هم برای آن قسمتی که حال است حق حبس وجود خواهد داشت و برای قسمت مدت دار زن حق حبس ندارد. و چون از زمان عقد نکاح، زوج مجاز است که ایفای وظایف زناشویی را از زوجه طلب کند، زوجه نمی‌تواند از حق حبس خود استفاده کند. اما در فرضی که زوج از زوجه درخواست اجرای وظایف زناشویی را نداشته باشد و زمان پرداخت مهریه فرا برسد، زوجه خواهد توانست از حق حبس خود تا استیفای مهرش استفاده کند. در صورتی که مهر وعده‌دار نباشد چون به موجب ماده 1082 قانون مدنی به محض وقوع عقد نکاح، زوجه مالک مهر می‌شود، تا زمانی که زوج آن را تادیه نکند، می‌تواند از حق حبس خود استفاده کند.

2- شرط دیگری که برای استفاده از امتیاز حبس برای زوجه وجود دارد این است که زوجه قبل از گرفتن مهریه به ایفای وظایف زناشویی اقدام نکرده باشد. (ماده 1086 قانون مدنی، چنانچه زوجه قبل از گرفتن مهریه به اختیار و اراده خود از زوج، تمکین خاص کند (نزدیکی صورت گیرد) ، حق حبس وی ساقط می‌شود و دیگر مجاز به امتناع از تمکین و سایر وظایف زناشویی نیست.)

زماني كه زوجه از حق حبس خود استفاده مي كند امتيازهاي زير براي وي حاصل مي شود:

1- نمي توان زن را مجبور به تمكين خاص(نزدیکی) و یا ساير وظايف زناشويي كرد.

 2- در صورت قسط بندی کردن پرداخت مهريه توسط دادگاه حق حبس زن تا پايان دريافت تمامي اقساط مهریه به قوت خود باقي مي ماند.

3- در طول استفاده از حق حبس زن مستحق نفقه خواهد بود.

4- در صورت خودداري مرد از پرداخت نفقه، زن حق شكايت كيفري از مرد را خواهد داشت.( ماده 642 قانون مجازات اسلامي : «هر كس با داشتن استطاعت مالي، نفقه زن خود را در صورت تمكين ندهد. . . دادگاه او را از سه ماه و يك روز تا پنج ماه حبس محكوم مي نمايد».)

5- اگر زن به جبر و زور یا اكراه یا در حال بیهوشی تسلیم مرد شود حق حبس وی ساقط نمی گردد.

مهر در ازدواج موقت

مهر در ازدواج موقت دارای احکام و شرایط خاص است. در ازدواج موقت، مهر و میزان آن باید در عقد معین شود و اگر مهر در عقدموقت ذكر نشود يا مهر ماليت نداشته باشد يا مجهول بماند يا متعلق به ديگري باشد در اين صورت بطلان توافق درباره مهر، نكاح را نيز باطل مي‌كند. طلاق و مهرالمتعه مختص نکاح دائم است. همچنین مهرالمثل نیز در نکاح منقطع جایی ندارد، زیرا ضرورت تعیین مهر مانع از نیاز به تعیین مهر پس از نزدیکی است.حال چنانچه ازدواج باطل و زن جاهل به بطلان ازدواج باشد بنابراين مانند ازدواج دايم مستحق مهرالمثل است.

در نکاح غیردائم هرگاه شوهر قبل از نزدیکی تمام مدت باقیمانده را ببخشد (بذل مدت کند) باید نصف مهرالمسمی (اجر) را به زن بدهد. همان طور که در نکاح دائم نیز هرگاه پیش از وقوع نزدیکی زن و شوهر به سبب طلاق از هم جدا شوند، زن مستحق نصف مهر است. البته در عقد موقت چنانچه مرد تا پایان مدت با زن نزدیکی نکند یا بخشی از مدت را به او ببخشد، زن مستحق تمام مهر خویش است.

 مهریه 110 سکه چیست؟

در ماده ۲۲ لایحه حمایت از خانواده آمده است: اگر مهریه بیش از ۱۱۰ سکه باشد پرداخت آن مشروط به توانایی مالی زوج است

مطابق قانون جدید خانواده و براساس این ماده در صورتی که مهریه در زمان وقوع عقد تا ۱۱۰سکه تمام بهار آزادی یا معادل آن تعیین شده باشد، ضمانت اجرا و اعمال ماده 2 نحوه اجرای محکومیت‌های مالی وجود دارد؛ یعنی زن می‌تواند درصورت پرداخت نکردن تا این میزان مهریه توسط مرد با اعمال ماده2، مرد را به زندان بیندازد(براساس ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی، هرکس محکوم به پرداخت مالی به دیگری شود چه به‌صورت استرداد عین یا قیمت یا مثل آن و یا ضرر و زیان ناشی از جرم یا دیه و آن را‌ ادا نکند دادگاه او را ملزم کرده و چنانچه مالی از او در دسترس باشد آن را ضبط و به میزان محکومیت از مال ضبط شده استیفا می‌کند و‌ در غیراین صورت بنا به تقاضای محکوم‌له، ممتنع را در صورتی که معسر نباشد تا زمان ادای دین حبس خواهد کرد.) اما اگر مرد ۱۱۰ ‌سکه از مهریه را پرداخت کرد دیگر زن نمی‌تواند او را به زندان بیندازد. در این زمان اگر زوج دارایی داشته باشد از او گرفته می‌شود. چنانچه مهریه، بیشتر از این میزان باشد در خصوص مازاد، فقط ملائت زوج ملاک پرداخت است

نکات مهریه

تعیین مهریه در ازدواج موقت شرط صحت ولی در ازدواج دائم این گونه نیست. مهریه در سند ازدواج ذکر می‌شود و به صورت دین برعهده شوهر خواهد بود.

چنانچه مهریه در سند ازدواج ثبت شده باشد، می‌توان آن را از طریق اداره اجرای ثبت اسناد و یا محاکم عمومی دادگستری مطالبه نمود.

درصورتی که مهریه وجه نقد(پول) باشد اداره ثبت و یا دادگاه با استفاده از شاخص ارائه شده توسط بانک مرکزی نرخ آن را در روز مطالبه محاسبه خواهد کرد.

برای تأدیه تمام یا قسمتی از مهریه می‌توان مدت یا اقساطی قرار داد.

مهریه می بایست مالیت داشته و قابل تملک نیز باشد

مهریه تا حدی که رفع جهالت از آن شود باید برای طرفین مشخص باشد.

در تعیین میزان مهریه توافق طرفین لازم است .

در عقد ازدواج دائم ، زن مالک مهر میشود ولی مالکیت او نسبت به نصف مهریه متزلزل است و با نزدیکی مالکیت او نسبت به تمام مهریه مستقر می گردد.

,

شروط دوازده گانه ضمن عقد ازدواج چیست؟

عقد ازدواج،شروط ضمن عقد،عقد،حقوق،وکیل،وکالت،مشاوره حقوقی،موسسه حقوقی،قانون،ماده 1170،law،lawyer

(شرط عقد)شروط ضمن عقد ازدواج چیست و چرا مهم است؟

عقد ازدواج تنها یك پیوند عاطفی و اخلاقی میان دو انسان نیست. زن و شوهر پس از ثبت رسمی ازدواج، وارد توافقی دو جانبه می‌شوند كه معمولا نظام قانونی هر كشور برای آن چارچوب مشخصی تعریف كرده‌است. این چارچوب حقوقی در كشورهای مختلف متفاوت است اما در همه كشورها برآمده از سنت‌، عرف، تجربه بشری، مذهب و اصول پایه‌ای علم حقوق یا معاهدات بین‌المللی است. البته در هر كشور سهم هر یك از این منابع در تدوین چارچوب حقوقی حاكم بر ازدواج متفاوت است. برخی كشورها عرف و دانش بشری را در اولویت قرار داده‌اند و برخی كشورها نظیر ایران، صرفا بر تعالیم مذهبی و آموزه‌های فقهی در تدوین قوانین خانواده تاكید داشته‌اند.(عقد ازدواج)

به همین دلیل قضاوت درباره چارچوب حقوقی حاكم بر خانواده كار ساده ای نیست زیرا افراد متفاوت بر اساس عقاید، دانش و تجربیات متفاوت خود قضاوتهای متفاوتی دارند. اما همه این آدم‌ها در یك چیز مشتركند: آنها تلاش می كنند دست كم در چارچوب نظام حقوقی موجود شرایط عادلانه ‌و آرامش‌بخشی برای خود ایجاد كنند. زن و مرد هنگامی كه می‌پذیرند با هم ازدواج كرده و همسر یكدیگر شوند و این توافق را در دفاتر رسمی ثبت می‌كنند پذیرفته‌اند كه قانون بر مناسبات زناشوئی آنها حاكم شود. كتاب هفتم قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران با عنوان «در نكاح و طلاق» مهم‌ترین متن حقوقی در خصوص قوانین حاكم بر ازدواج در ایران است.(عقد ازدواج)

بر اساس قانون مدنی ایران، ازدواج یک عقد قانونی است که در آن حقوق و تکالیف متفاوتی به زن و مرد داده می‌شود. با امضای سند ازدواج، زن برخی از حقوق مدنی و معنوی خود همچون حق سفر، داشتن شغل، انتخاب محل زندگی و مسکن، ولایت بر فرزندان و جدایی از همسر (طلاق) را از دست می‌دهد و حقوق مادی همچون مهریه و نفقه را به دست می‌آورد. در شرایط امروز جامعه ایران بسیاری از زنان نمی‌توانند بپذیرند كه صرفا چون زن هستند اگر ازدواج كنند این حقوق خود را از دست می‌دهند. ضمن اینكه در برخی موارد، مردان از این برتری حقوقی و قانونی خود سواستفاده كرده و زنان را در شرایطی ناعادلانه و غیر انسانی قرار می‌دهند. نگاهی به دور و بر كافی است تا موارد متعدد رفتار ناعادلانه و غیراخلاقی با زنان در چاردیواری خانه‌ها را ببینیم.(عقد ازدواج)

قطعا مواردی هم وجود دارد كه زنان رفتاری غیرمنصفانه علیه شوهران خود پیشه كرده اند اما قانون ابزار مقابله و دفاع از حقوق مدنی را به مردان اعطا كرده در حالی‌كه از زنان دریغ كرده‌است. مرد می‌تواند به راحتی درخواست طلاق دهد، اشتغال و حتی خروج زن از منزل را ممنوع كند، حضانت فرزندان را از او سلب كند، همسر دیگری علاوه بر او اختیار كند، زنان دیگری را صیغه كرده و روابط جنسی خارج از خانواده داشته باشد، از پرداخت خرج زندگی استنكاف كند و … اما در مقابل زن تنها می‌تواند درخواست مهریه و نفقه كند كه عموما مردان با انتخاب یك وكیل خبره (كه با فضای مردانه حاكم بر محاكم دادگستری به خوبی آشنا است) از این تكالیف خود استنكاف كرده و یا با ادعای عدم استطاعت بار آن را از دوش خود برمی‌دارند.

وقتی این تبعیض‌های قانونی در بستر سنت‌ها و عادات فرهنگی مردسالار قرار می‌گیرد و بروكراسی مردانه حاكم بر دادگستری ایران هم به یاری آن می‌آید عملا زن در بن‌بستی قرار می‌گیرد كه راه فراری از آن ندارد. پرسش این است تا زمانی كه قوانین ایران تغییر اساسی نكرده و زن را به واسطه انسان بودنش برابر با مرد ندانسته، زنان برای فرار از این بن‌بست چه راه‌هایی دارند؟ به باور ما یكی از راه‌حلهایی كه فعلا می‌تواند به زنانی كه قصد ازدواج دارند كمك كند «شروط ضمن عقد ازدواج است».(عقد ازدواج)

شروط ضمن عقد ازدواج مندرج در قباله نكاح

در قانون مدنی شوهر در برابر زن دارای حقوق و اختیاراتی است كه زن فاقد آن است، از جمله طلاق دادن زن،ْ ازدواج مجدد، تعیین محل سكونت و زندگی خانوادگی و … اگر چه این حقوق همراه با تكالیفی است كه شوهر در برابر زن و خانواده خود دارد، اما ممكن است برخی مردان لاابالی و بی‌مسئولیت از این حقوق قانونی سوءاستفاده نمایند، لذا طبق مجوز قانون مدنی زنان نیز می‌ـوانند با استفاده از شروط ضمن العقد تا حدودی محرومیت‌های قانونی خود را جبران كنند و راه سوءاستفاده احتمالی شوهر را ببندند. این راه‌حل در ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی بیان شده است:

«طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی كه مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند مثل اینكه شرط شود هرگاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود، یا ترك انفاق نماید یا برعلیه حیات زن سوءقصد كند یا سوءرفتاری نماید كه زندگی آنها با یكدیگر غیرقابل تحمل شود، زن وكیل و وكیل در توكیل باشد كه پس از اثبات تحقق شرط در محكمه نهایی خود را مطلقه سازد.»

آنچه در ماده ذكر شده است جنبه تمثیلی دارد و زوجین می‌توانند “هر شرط” دیگری نیز برای حق طلاق زن تعیین كنند، از جمله اعتیاد یا محكوم شدن به حبس بیش از مدت معین.(عقد ازدواج)

توضیح این نكته ضروری است كه شرط مخالف مقتضای عقد شرطی است كه با فلسفه عقد در تضاد است که البته در این مورد نظرات مختلفی وجود دارد. بعضی از فقها عقیده دارند فلسفه عقد ازدواج، تشكیل خانواده و تمتع جنسی زوجین از یكدیگر است ، در حالی که اجماع فقها بر این است که زن می تواند شرط عدم رابطه جنسی بگذارد و منع شرعی ندارد.

شرط موافق مقتضای عقد شرطی است كه با مقتضای عقد مخالف نبوده و در صورت توافق طرفین می‌توان آن را جای‌گزین قانون نمود. شروط ضمن عقد راه‌حلی است برای جبران مشكلاتی كه ممكن است در آینده در زندگی مشترك خانوادگی بروز كند. آشنایی با این راه‌حل به زنان اجازه می‌دهد تا زمانی كه قوانین اصلاح شود، از این شروط برای جبران كمبودهای حقوقی خود استفاده كنند و در صورت بروز اختلاف تا حدودی از حقوق خود دفاع كنند.(عقد ازدواج)

بنابراین از سال ۱۳۶۰ به بعد در سند ازدواج كه از طرف اداره ثبت اسناد چاپ می‌شود شروطی به عنوان «شرط ضمن‌العقد» پیش‌بینی شده است و سردفتر مكلف است قبل از اجرای صیغه عقد آنها را برای زوجین قرائت و مفهوم آنها را به زوجین برساند تا در مقابل هر شرطی كه مورد قبول آنهاست متفقا امضا كنند. باید افزود كه زوجین می‌توانند علاوه بر شروط چاپ شده در قباله نكاحیه هر شرطی را كه مایل باشند و خلاف مقتضای عقد نباشد به آن اضافه كنند، از جمله زن می‌تواند شرط كند كه اجازه خروج از كشور را دارد و مرد نمی‌تواند مانع از خروج او گردد و یا زن حق انتخاب مسكن و یا ادامه تحصیل و اشتغال به كار و حق حضانت اطفال در صورت وقوع طلاق را داشته باشد. برخی این عمل قانونگذار را در راستای جبران لغو قانون حمایت خانواده تلقی كرده‌اند.(عقد ازدواج)

شروطی كه در قباله‌های ازدواج مندرج است به قرار زیر است:

۱ – ضمن عقد ازدواج زوج شرط نموده كه هرگاه طلاق به‌درخواست زوجه نباشد و طبق تشخیص دادگاه تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسرداری یا سوءاخلاق و رفتار او نباشد، زوج موظف ا ست تا نصف دارایی موجود را كه در ایام زناشویی با او به‌دست آورده یا معادل آن را طبق نظر دادگاه، بلاعوض به زوجه منتقل نماید.

۲ – ضمن عقد نكاح، زوج به زوجه وكالت بلاعزل با حق توكیل غیر داد كه در موارد مشروحه ذیل با رجوع به دادگاه و اخذ مجوز دادگاه پس از انتخاب نوع طلاق خود را مطلقه نماید و نیز به زوجه وكالت بلاعزل با حق توكیل غیر داد تا در صورت بذل از طرف او قبول كند (یعنی اگر زن مهریه خود را ببخشد زن وكالت خواهد داشت این بخشش را به‌جای شوهرش قبول كند). این موارد عبارتند از:

الف ـ استنكاف شوهر از دادن نفقه به مدت ۶ ماه به هر عنوان و عدم امكان الزام او به تأدیه نفقه و همچنین در موردی كه شوهر سایر حقوق واجبه زن را به مدت ۶ ماه ایفا نكند و اجبار او به ایفا هم ممكن نباشد.(عقد ازدواج)

ب ـ سوء رفتار یا سوء معاشرت زوج به حدی كه ادامه زندگی را برای زوجه غیرقابل تحمل نماید.

ج ـ ابتلای زوج به امراض صعب‌العلاج به نحوی كه دوام زناشویی برای زوجه مخاطره‌انگیز باشد.

د ـ جنون زوج در مواردی كه فسخ نكاح شرعا ممكن نباشد. (منظور جنون ادواری است).

هـ ـ عدم رعایت دستور دادگاه در مورد منع اشتغال زوج به شغلی كه طبق نظر دادگاه صالح، منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه باشد (مثلا زوج گدایی كند)

و ـ محكومیت شوهر به حكم قطعی به مجازات ۵ سال حبس یا بیشتر یا به جزای نقدی كه مجموعا منتهی به ۵ سال یا بیشتر بازداشت شود و حكم مجازات در حال اجرا باشد. در تمام این موارد، در صورتی حق طرح دعوای طلاق برای زن ایجاد می‌شود كه حكم قطعی محكومیت شوهر صادر شود و مرد در زندان باشد.

ز ـ ابتلای زوج به هرگونه اعتیاد مضری كه به تشخیص دادگاه به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و ادامه زندگی را برای زوجه دشوار نماید.

ح ـ زوج، زندگی خانوادگی را بدون عذر موجه ترك كند (تشخیص ترك زندگی خانوادگی و تشخیص عذر موجه با دادگاه است) و یا ۶ ماه متوالی بدون عذر موجه از نظر دادگاه غیبت كند.

ط ـ محكومیت قطعی زوج در اثر ارتكاب جرم و اجرای هرگونه مجازات اعم از حد و تعزیر در اثر ارتكاب جرمی كه مغایر با حیثیت خانوادگی و شؤون زوجه باشد. تشخیص این كه مجازات مغایر با حیثیت خانوادگی است با توجه به وضع و موقعیت زوجه و عرف و موازین دیگر با دادگاه است.

ی ـ در صورتی كه پس از گذشت ۵ سال، زوجه از شوهر خود به جهت عقیم بودن و یا عوارض جسمی دیگر صاحب فرزند نشود.(عقد ازدواج)

ك ـ در صورتی كه زوج مفقودالاثر شود و ظرف ۶ ماه پس از مراجعه زوجه به دادگاه پیدا نشود.

هـ ـ زوج بدون رضایت زوجه همسر دیگری اختیار كند یا به تشخیص دادگاه بین همسران خود به عدالت رفتار ننماید.»

شایان ذكر است كه این شروط با الهام از مواد ۸ و ۱۶ قانون حمایت خانواده (۱۳۵۳) نوشته شده‌اند كه در آن مواد شروط مربوط به تقاضای صدور گواهی عدم امكان سازش و اختیار همسر دوم توسط مرد گنجانیده شده بود.

به نظر می‌رسد كه این تمهید پیش از اصلاح ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی اقدامی مفید بود و می‌توانست در رهایی زن از بسیاری عسر و حرجها به كار آید ولی با اصلاح این ماده تا حدود زیادی از این فایده كاسته شده است چرا كه گستره حكم قانون خود این وسیله را فراهم می‌آورد و نیاز به شرط وكالت را كاهش می‌دهد. به موجب ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی، «در صورتی كه دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد وی می‌تواند به حاكم شرع مراجعه و تقاضای طلاق كند چنانچه عسر و حرج در محكمه ثابت شود دادگاه می‌تواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی كه اجبار میسر نباشد زوجه به اذن حاكم شرع طلاق داده می‌شود.»(عقد ازدواج)

شروط غیر مشروط (شروط تکمیلی):

همانطور که مشاهده می شود موارد بالا که در آن زن می تواند به دادگاه مراجعه کرده و ،به وکالت از شوهر، خود را طلاق دهد، بسیار محدود و اندک اند، و همگی مشروط به مواردی شده اند که گاه اثبات آن برای زنان بسیار دشوار است . در بسیاری مواقع نظرات و سلایق شخصی قضات کار را بر زنان سخت می کند یا روند طولانی اثبات موارد عسر و حرج و …  باعث اتلاف وقت زنان یا سواستفاده احتمالی شوهر می شود. مواردی حیاتی مثل خروج از کشور، حضانت فرزندان و اشتغال که از اولویت های زنان امروز است جایی در شروط موجود در عقدنامه ها ندارد.بنابراین  از آنجاییکه طبق قانون زن و مرد می توانند هر شرط ضمن عقد ازدواجی را تعیین نمایند، توصیه می شود در سند ازدواج و یا سندی جداگانه (ترجیحن هر دو) شروط زیر را اضافه نمایید . توجه کنید که دقیقن همین عبارات در سند شما استفاده شود:

الف) شرط تحصیل

اگر چه حق تحصیل از حقوق اساسی هر فرد است و نمی‌توان از تحصیل افراد جلوگیری كرد، اما برای پرهیز از مشكلات احتمالی در این زمینه، عبارت زیر برای درج در سند ازدواج پیشنهاد می‌شود:

زوج، زوجه را در ادامه تحصیل تا هر مرحله كه زوجه لازم بداند و در هر كجا كه شرایط ایجاب نماید مخیر می‌سازد.

ب) شرط اشتغال

مطابق قانون، اگر شغل زن منافی با مصالح خانواده یا حیثیت شوهر یا زن باشد، مرد می‌تواند همسر خود را از آن شغل منع كند. با توجه به این كه امكان تفسیرهای مختلف از این متن قانونی وجود دارد، گنجاندن عبارت زیر در سند ازدواج پیشنهاد می‌شود:

زوج، زوجه را در اشتغال به هر شغلی كه مایل باشد، در هر كجا كه شرایط ایجاب نماید مخیر می‌كند.(عقد ازدواج)

ج) شرط وكالت زوجه در صدور جواز خروج از كشور

مطابق قانون گذرنامه، زنان متأهل فقط با اجاره‌ی كتبی همسر خود می‌توانند از كشور خارج شوند. یا توجه به این كه این مسأله در عمل مشكلات فراوانی را ایجاد می‌كند، عبارت زیر به منزله‌ی شرط در حین عقد ازدواج پیشنهاد می‌شود:

زوج به زوجه، وكالت بلاعزل می‌دهد كه با همه اختیارات قانونی بدون نیاز به اجازه شفاهی یا كتبی مجدد شوهر، از كشور خارج شود. تعیین مدت، مقصد و شرایط مربوط به مسافرت به خارج از كشور به صلاحدید خود زن است.

د) شرط تقسیم اموال موجود میان شوهر و زن پس از جدایی

مشابه چنین شرطی در سندهای ازدواج كنونی وجود دارد. ولی تحقق آن منوط به عدم درخواست زن برای جدایی، یا تخلف نكردن زن از وظایف زناشویی خود و یا نداشتن رفتار و اخلاق ناشایست بوده و احراز این موارد نیز برعهده‌ی دادگاه است. برای ایجاد شرایط مساوی‌تر میان زن و شوهر در این خعقدصوص، گنجاندن عبارت زیر در سند ازدواج پیشنهاد می‌شود. (یادآوری این نكته ضروی است كه برای رسیدن به توافق درخصوص این شرط، در نظر گرفتن حدود عادلانه برای تكالیف مالی مرد ـ هم‌چون مهریه ـ از سوی زن مؤثر و منصفانه خواهد بود.)

زوج متعهد می‌شود هنگام جدایی ـ اعم از آن كه به درخواست مرد باشد یا به درخواست زن ـ نیمی از دارایی موجود خود را ـ اعم از منقول و غیرمنقول كه طی مدت ازدواج به دست آورده است ـ به زن منتقل نماید.(عقد ازدواج)

هـ) حضانت فرزندان پس از طلاق

در ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی قید شده “مادر در نگهداری طفل تا ۷ سالگی اولویت دارد و پس از آن حضانت با پدر است” حتا اگر صلاحیت لازم را نداشته باشد. ماده ۱۱۷۰ می گوید:” اگر مادر در مدتی که حضانت طفل با اوست مبتلا به جنون شود یا به دیگری شوهر کند حق حضانت با پدر خواهد بود”  در این قانون  علیه مادر تبعیض اعمال شده است و در شرایط مشابه چنین حق متقابلی به مادر داده نشده است و صلاح کودک نیز در نظر گرفته نشده است.(عقد ازدواج)

برای رفع این نقیصه زن و شوهر می توانند به توافقی درباره حضانت فرزندان برسند. این توافق (یا شرط ضمن عقد یا عقد خارج لازم) می تواند به اشکال مختلفی باشد. مثلن می توان متن پیشنهادی زیرا را به کار برد:

“زوجین ضمن عقد خارج لازمی توافق نمودند اولویت در حضانت فرزند یا فرزندان مشترک در صورت طلاق   با مادر خواهد بود”.

یا :

“زوجین ضمن عقد خارج لازمی توافق نمودند حضانت فرزند یا فرزندان مشترک در صورت طلاق با هر کدام از والدین خواهد بود که بنا بر مصلحت طفل باشد . تعیین مصلحت طفل بر عهده کارشناس یا داور مرضی الطرفین خواهد بود”.

همچنین می توان اضافه نمود :” و پرداخت نفقه طفل بالمناصفه خواهد بود”.

و) شرط وكالت مطلق زوجه در طلاق

مطابق قانون، زن تنها در موارد بسیار خاص می‌تواند از همسر خود جدا شود، این درحالی است كه مرد هر زمان كه بخواهد می‌تواند با پرداخت كلیه حقوق زن، او را طلاق دهد.

از آنجا كه زن و شوهر حق انتخاب یكدیگر برای شروع و ادامه زندگی را دارند، منصفانه آن است كه در صورت لزوم پایان دادن به زندگی مشترك نیز، این حق انتخاب برای هر دو وجود داشته باشد. شرط وكالت مطلق زوجه در طلاق می‌تواند موجب ایجاد توازن در حق طلاق باشد. یادآوری این نكته ضروری است كه برای حفظ توازن، زن نیز می‌تواند با گرفتن حق طلاق و هم‌چنین تقسیم مساوی اموال، مهریه را تا حدود زیادی كاهش دهد.(عقد ازدواج)

درج شرط وكالت مطلقه زوج در طلاق به‌صورت زیر مطلوب است:

زوج به زوجه وكالت بلاعزل با حق توكیل به غیر می‌دهد تا زوجه در هر زمان و تحت هر شرایطی از جانب زوج اقدام به مطلقه نمودن خود از قید زوجیت زوج به هر قسم طلاق ـ اعم از بائن و رجعی و خلع یا مبارات‌ ـ به هر طریق اعم از اخذ یا بذل مهریه نماید.(عقد ازدواج)